





کاربری با نام workdncsheets در ردیت پرسید چه چیزهایی برای مردها عادی است اما برای زنان شگفتانگیز به نظر میرسد؟ ظاهراً بعضی چیزها برای مردها کاملاً عادی هستند، اما برای زنان خیلی عجیب به شمار میروند. در ادامه، به ۳۱ موردی میپردازیم که مردها میگویند زنان درباره آنها نمیدانند. اینها تجربیات کاربرانی است که در پاسخ به workdncsheets نوشتهاند.
۱. دعوای فیزیکی لزوماً به معنای پایان رابطه نیست
یک دعوای فیزیکی لزوماً به معنای پایان تمام تعاملات بعدی نیست. گاهی نوعی تعیین جایگاه است؛ پیامی با این مضمون که هر دو نفر در برابر درگیری عقب نمیکشند. بسته به نتیجه، میتواند نشان دهد که هر دو طرف میتوانند روی موضع خود بایستند و در نهایت مشخص شود که خشونت روش مفیدی برای حل اختلافات آینده نیست. همه اینها حتی میتواند به دوستی عمیقتر منجر شود.
— u/Homely_Bonfire
من در کودکی با دوستان صمیمیام بسکتبال خیابانی بازی میکردم. اگر کسی ما را هنگام بازی میدید، فکر میکرد از هم متنفر هستیم. فحش میدادیم، سر هم داد میزدیم و حتی گاهی کار به مشت و کتککاری میکشید. خندهدار این بود که ممکن بود دو نفر نزدیک باشد با هم درگیر شوند و بقیه جداشان کنند، اما دو ساعت بعد با هم شوخی میکردند و برای غذا خوردن بیرون میرفتند.
— u/jawndell
۲. اینکه صرفاً بهعنوان یک خطر با تو رفتار شود
اگر بهاندازه کافی جذاب نباشید، ممکن است یک آدم مزاحم یا ترسناک به نظر برسید.
— u/ErichOdin
کسی ممکن است تو را صرفاً به خاطر مرد بودن و ظاهر فیزیکیات یک تهدید بالقوه بداند؛ مثلاً زنی برای دوری از تو از آن طرف خیابان عبور کند، در حالی که تو حتی متوجه حضورش هم نشدهای. نمیگویم زنان در انجام چنین احتیاطی حق ندارند، اما حدس میزنم بیشتر زنان هرگز چنین تجربهای نداشتهاند.
— u/Xeynon
۳. ممکن است سالها دوست کسی باشی و اسم واقعیاش را ندانی

همسر سابقم یک بار وقتی دو تا از دوستانم را دید، کاملاً شوکه شد. یکی را فقط با اسم کوچک میشناختم و دیگری را فقط با لقبش. فکر کرد دارم دروغ میگویم، چون بیش از ده سال بود آنها را میشناختم. اسم واقعیشان هیچوقت مطرح نشده بود و اصلاً نیازی به دانستنش نبود.
— u/Yunker27
یک بار با مردی کار میکردم و رئیسم گفت برو دیو را صدا کن تا نحوه انجام کاری را به من نشان دهد. ما تقریباً یک سال بود هر دو آنجا کار میکردیم. او درست کنار ما ایستاده بود. هر روز با او حرف میزدم، اما گفتم دیو دیگر کیه؟ خوشحال شدم که او هم از این فرصت استفاده کرد و از من پرسید اسمم چیست.
— u/ISmokeWayTooMuchWeed
من چند دوست باشگاهی دارم که آنها را دوستان واقعی و قابلاعتمادی میدانم، اما حتی اسمشان را هم به خاطر نمیآورم و میدانم آنها هم اسم من را یادشان نیست. اصلاً مهم نیست.
— u/Captain__Obvious___
یکی از بهترین دوستان دوران کودکیام را با نام خانوادگیاش به من معرفی کرده بودند، اما کسی نگفته بود آن اسم، نام خانوادگی اوست. بنابراین تقریباً ده سال او را با نام خانوادگیاش صدا میکردم. یک روز یکی از دوستان قدیمیاش آمد و او را جان صدا زد. ایستادم و مستقیم از خودش پرسیدم اسمت چیست و گفت جان است. این واقعاً یکی از بهترین دوستانی بود که در زندگی داشتم؛ در مراسم عروسیام در کنارم بود، با هم به سفر میرفتیم و بچههایمان با هم بزرگ شدند، اما من اسمش را نمیدانستم.
— u/improbablydrunknlw
۴. حتی تاریخ تولد بهترین دوستت را هم ممکن است ندانی
من ۱۲ سال است بهترین دوستم را میشناسم، اما تاریخ تولدش را نمیدانم. فقط میدانم در ماه ژانویه است.
— u/Coolstashio
۵. دو دوست مرد میتوانند ساعتها با هم باشند، بدون اینکه درباره زندگی شخصیشان حرف بزنند
دو دوست مرد میتوانند یک بعدازظهر را با هم بگذرانند، حسابی خوش بگذرانند، به خانه برگردند و همسرانشان کاملاً متعجب شوند که چرا هیچکدام نفهمیدهاند در زندگی دیگری چه خبر است.
— u/cen-texan
دوست قدیمی دانشگاهت، جیسون، عشق زندگیاش را پیدا کرده. همسرت میپرسد شغلش چیست، از چه خانوادهای است، چه غذایی دوست دارد، چه کارهایی دوست دارد انجام دهد و نویسنده محبوب هجدهمش در قرن هجدهم کیست. همسرت نمیفهمد که تو واقعاً نمیدانی و اصلاً برایت مهم نیست.
— u/mussugana
فهمیدم یکی از بهترین دوستانم نامزد دارد، وقتی از من خواست به او و همسرش برای اسبابکشی کمک کنم. ظاهراً دو سال با هم بودند و آن زن شش ماهه باردار بود.
— u/DuckyLeaf01634
۶. پس مردها با دوستانشان درباره چه چیزی حرف میزنند؟

دوستانی که سالها بود ندیده بودم، اخیراً چهار روز با من به کمپینگ آمدند. وقتی برگشتم، همسرم پرسید در زندگی آنها چه خبر است. کمی فکر کردم و گفتم واقعاً نمیدانم؛ فقط میدانم بعضیهایشان در یک مقطعی ازدواج کردهاند و یکی بچهدار شده، اما نمیدانم چه زمانی. بیشتر درباره چیزهای تصادفی حرف زدیم. یک شب سه ساعت تمام مشغول رتبهبندی سسهای مخصوص دیپ بودیم.
— u/dBoyHail
دوستانم میدانند اگر اتفاق واقعاً جدیای بیفتد، میتوانند روی من حساب کنند و خیلی وقتها هم همین کار را میکنند. اما میدانید بیشتر اوقات درباره چه چیزهایی حرف میزنیم؟ شوخیهای احمقانه و مسخرهبازی. جوکهای بیمزه، اطلاعات تاریخی عجیب، نظرمان درباره آخرین فیلم مارول، کندی، موجودات فضایی، انتخابهای ورزشی، تغییرات و تیونینگ ماشینها، گیتارهای جدید و براق و تقریباً هر چیزی بهجز خانه یا کار؛ مگر اینکه خودشان بخواهند درباره آن حرف بزنند. هرچه شب جلوتر میرود، بسته به جمع ممکن است بحث کمی سیاسی، فلسفی یا شخصیتر شود، اما معمولاً وقت گذراندن با دوستان نوعی فضای سوم و جدا از خانه و محل کار است و مردها معمولاً این زمان را برای موضوعات مربوط به همین فضای سوم نگه میدارند. این موضوع برای همسرم کاملاً غیرقابلدرک است.
— u/accountofyawaworht
۷. مردها خیلی کمتر از چیزی که فکر میکنید تعریف و تمجید میشنوند

من ۳۹ سالهام. از اواسط ژانویه وارد مسیر شغلی کاملاً جدیدی شدم. از روز اول بهشدت احساس میکردم شایستگی لازم را ندارم، اما شغل جدید حس خوبی دارد. رئیس من که اتفاقاً زن است، یک ایمیل بسیار زیبا و پر از تعریف برایم فرستاد و از من تشکر کرد که عضو خوبی برای تیم بودهام. واقعاً گریه کردم، چون در تمام سالهایی که کار کرده بودم، هیچکس تا آن زمان اینقدر از من قدردانی نکرده بود. احتمالاً برای او فقط یکی از کارهایی بود که یک رئیس خوب انجام میدهد؛ یعنی وقتی کارمندش خوب عمل کرده، به او بگوید. وقتی پدرم پرسید کار جدید چطور است، ایمیل را برایش فرستادم. حتی او هم از شدت غرور و خوشحالی گریه کرد. مردها تعریف و تمجید زیادی دریافت نمیکنند و وقتی دریافت میکنیم، واقعاً عمیقاً روی ما اثر میگذارد.
— u/GWindborn
چند سال پیش یک همکار دختر که بامزه بود به من گفت بوی خوبی میدهم. نمیدانستم دقیقاً چه چیزی باعث شده چنین بویی داشته باشم، بنابراین برای احتیاط از همان دئودورانت، شامپو، شوینده بدن، شوینده ریش و کرم صورت استفاده میکنم.
— u/erikwidi
در صف سینمای فیلم Avengers: Infinity War ایستاده بودم که یک زن غریبه گفت پیراهنی که پوشیدهام قشنگ است. رفتم خانه و چهار تا پیراهن دیگر دقیقاً مثل همان خریدم.
— u/grichardson526
۸. وقتی در ملأعام برای انجام کاری تقلا میکنی و هیچکس کمکت نمیکند
یک روز که هوا خیلی سریع گرم و شرجی شده بود، مسافت زیادی دویدم. حدود یک مایل مانده به خانه بیش از حد گرمم شد و حدود یکچهارم کیلومتر مانده به خانه شروع کردم به تلوتلو خوردن. فکر میکردم دارم از حال میروم که یک زن مسن به طرفم دوید. واقعاً فکر کردم متوجه شده در وضعیت بدی هستم، تا اینکه با عجله پرسید گربه نارنجیاش از خانه فرار کرده، آیا آن را دیدهام؟ گفتم نه و او بهسختی دور شد. آنقدر از بیتوجهیاش خندهام گرفت که همان موج احساسات به من انرژی داد تا خودم را به خانه برسانم و دوش آب سرد بگیرم.
— u/fjellt
۹. وقتی مرد بزرگی باشی، انتظار میرود همیشه کمک فیزیکی کنی

انتظار کمک کردن در بعضی موقعیتها، مخصوصاً وقتی جثه بزرگی داری. به جشن بازنشستگی کسی رفته بودم که قبلاً هرگز او را ندیده بودم و از طرف یکی از دوستانم دعوت شده بودم. چند دقیقه بعد از ورود، یک زن غریبه آمد و گفت همراهش بروم چون چیزی دارد که باید جابهجا شود. من مشکلی با کمک کردن ندارم. از یک نظر حتی خوب است که میبینم آنقدر قوی به نظر میرسم که مردم فکر میکنند میتوانم در کارهایی که از نظر جسمی از عهدهشان برنمیآیند کمکشان کنم. اما این اتفاق همیشه برایم میافتد. همین موضوع دوست زن من را هم متعجب کرده بود.
— u/bigguy14433
۱۰. همه مردها موقع بیرون رفتن لوکیشنشان را با دوستانشان به اشتراک نمیگذارند
اخیراً به خانه یک دختر رفته بودم و او و همخانههایش از اینکه من لوکیشنم را با دوستانم به اشتراک نمیگذارم حسابی تعجب کردند.
— u/Impossible_Bear5263
۱۱. کسی معمولاً درباره ظاهر مردها چیزی نمیگوید
همسرم مدام از من میپرسد کسی درباره پیراهن، مو، کفش یا چیزهای دیگر مربوط به ظاهرت چیزی گفت؟ نه، هیچکس درباره ظاهر من چیزی نمیگوید.
— u/lollerkeet
۱۲. مجرد بودن میتواند به معنای سالها بدون تماس فیزیکی بودن باشد
مجرد بودن یعنی ممکن است برای مدت طولانی هیچ تماس فیزیکیای با کسی نداشته باشی. بیش از چهار سال است کسی مرا بغل نکرده. آخرین بار پنج ماه پیش دست کسی را برای سلام و احوالپرسی فشردم.
— u/ridethroughlife
من در اواخر دهه بیست تا اوایل دهه سی زندگیام بیش از ده سال مجرد بودم. در تمام آن مدت هیچ تماس فیزیکیای از طرف هیچکس نداشتم؛ حتی اعضای خانواده. حتی یک بار هم بغلم نکردند. نمیدانستم چقدر تشنه محبت و تماس فیزیکی هستم. وقتی با کسی وارد رابطه شدم، بعد از اولین باری که بغلم کرد، از شدت احساسات فرو ریختم و گریه کردم.
— u/Crabapple_Goblin
۱۳. مفهوم تنها بودن برای زنان و مردان میتواند کاملاً متفاوت باشد
داشتم برای دختری درباره دورهای از زندگیام میگفتم که تقریباً یک سال با هیچکس جز همکارانم صحبت نمیکردم و او نمیتوانست کاملاً این وضعیت را درک کند. برای او تنها بودن یعنی چند هفته فقط چند پیام فیسبوک داشته باشی و دوستانت هم آنقدر سرشان شلوغ باشد که نتوانند با تو وقت بگذرانند.
— u/shroomenheimer
۱۴. مدت طولانی بدون رابطه بودن

به دلایلی، زنان فکر میکنند پیدا کردن کسی برای مردها آسان است. فکر میکنند همیشه کسی وجود دارد که حاضر باشد با مرد رابطه داشته باشد یا مردها میتوانند هر وقت بخواهند زنان را جذب کنند.
— u/genogano
نامزدم دائماً نگران است که زنان دیگر با من حرف بزنند، در حالی که من میگویم عزیزم، بهجز تو، تقریباً هیچ زنی حتی به اطراف من هم نگاه نمیکند.
— u/craigularperson
نامزد برادرم همیشه از او قول میگیرد وقتی برای نوشیدن یا کنسرت و چیزهای مشابه بیرون میرویم، با زن دیگری رابطه برقرار نکند. انگار در ذهن او ما وارد یک بار میشویم و انبوهی از زنان جذاب به سمت ما هجوم میآورند و ما باید با تمام توان جلویشان را بگیریم تا با همهشان رابطه نداشته باشیم. آخرین باری که یادم میآید در یک شب بیرون رفتن با یک زن صحبت کرده باشم را به خاطر نمیآورم. زنان اصلاً به دو مرد نسبتاً چاق در اواسط دهه سی زندگیشان توجهی نمیکنند.
— u/Hank_Wankplank
۱۵. نداشتن آزادی برای گریه کردن
این ایده که مردانگی یعنی نباید گریه کنی، آنقدر در مفهوم مرد بودن ریشه دوانده که بیشتر مردها حتی وقتی میخواهند هم نمیتوانند گریه کنند.
— u/MartialBob
اخیراً در مراسم خاکسپاری یکی از نزدیکانم گریه کردم. این اولین بار بود که از ۶ ژوئن ۲۰۰۹ گریه کرده بودم.
— u/TheSuperSax
۱۶. وقتی میگویی ناراحتی و کاملاً نادیده گرفته میشوی

اینکه بگویی ناراحتی و کاملاً نادیده گرفته شوی. حتی گرفتن صفر لایک برای یک پست در شبکههای اجتماعی.
— u/serene_brutality
دختری را میبینم که لبخند زیبایی دارد و یک هفته در میان درباره اینکه زندگی چقدر خوب پیش میرود پست میگذارد و کلی پیام محبتآمیز دریافت میکند. من درباره معلمی پست گذاشتم که تأثیر بسیار مهمی در زندگی من داشت و هفته گذشته بر اثر سرطان از دنیا رفت. وقتی ۱۳ ساله بودم فقط یک سال معلمم بود، اما در دوران دبیرستان گاهی مرا میدید و همیشه مثل یک مربی و حامی واقعی با من رفتار میکرد. آن زمان فقط ۲۶ سال داشت و به یک بچه درباره زندگی مشاوره میداد.
این موضوع وقتی به آن فکر میکنم ناراحتم میکند، چون اکنون ۳۲ سالهام و در زندگی به چیزهایی رسیدم که زمانی گفته بودم میخواهم به آنها برسم، و او در این مسیر نقش داشت. برایش نامهای نوشتم و امیدوارم آن نامه را برایش خوانده باشند. وقتی از دنیا رفت چند روز واقعاً ناراحت بودم. هیچکس اهمیتی نداد. تنها کسی که از من پرسید حالم خوب است یا نه، همسرم بود و همین برایم از همه مهمتر بود.
— u/League-Weird
۱۷. مردها در دستشویی معمولاً با هم حرف نمیزنند
اینکه ما با مردهای دیگر در دستشویی حرف نمیزنیم یا با آنها صمیمی نمیشویم. وارد میشوی، کارت را انجام میدهی، دستهایت را میشویی و بیرون میآیی. کنار یک مرد دیگر در ادرارگاه نمیایستی، مگر اینکه مجبور باشی. رفتار زنان در دستشویی ظاهراً کاملاً متفاوت است؛ البته طبق چیزهایی که شنیدهام.
— u/FbxCycler
آخرین بار که من و همسرم در فرودگاه بودیم، گروه بزرگی از دانشآموزان دبیرستانی کرهای برای استفاده از دستشویی آمدند. در دستشویی مردانه سکوت بود. حدود ۱۵ پسر دبیرستانی که در صف کابینها ایستاده بودند، گاهی گوشیهایشان را چک میکردند و به دوستانشان که در صف بودند سری تکان میدادند. همسرم دستشویی زنان را شبیه صحنه آغازین فیلم Carrie توصیف کرد. جملات بین دخترها ردوبدل میشدند. گفتوگوهای هیجانانگیز ادامه داشت، هم بین کابینها و همزمان از داخل و خارج آنها. دخترهایی که آرایش میکردند گاهی از جلوی آینه برمیگشتند و چیزی به بقیه میگفتند. یک دختر که به نظر میرسید رهبر گروه است، درِ کابینها را یکییکی میزد و محصولات بهداشتی را بین دخترها پخش میکرد. یکی دیگر از دخترها سریع به همسرم تعظیم کرد و بابت شلوغی عذرخواهی کرد. ناگهان دلم میخواهد یک ویدیوی یوتیوب ببینم که مردها همین صحنه را در دستشویی مردانه اجرا کنند. به نظر فوقالعاده میرسد.
— u/mrminutehand
۱۸. گاهی واقعاً به هیچ چیز فکر نمیکنیم
ظاهراً فکر کردن به هیچ چیز و کاملاً از ذهن خارج شدن.
— u/ahjteam
دقیقاً! میپرسی عزیزم به چی فکر میکنی؟ میگویم به هیچ چیز. میپرسی خب، چه افکاری توی سرت میگذرد؟ و جواب میدهم نه، واقعاً به هیچ چیز. مطلقاً هیچ چیز.
— u/Geofferz
۱۹. شوخیها و متلکهای دوستانه بین مردها
من نمیتوانم با دوستان زنم همانطور شوخی کنم که با دوستان مرد میکنم.
— u/SorryWorldliness5296
اوه، یک داستان درباره این موضوع دارم و من آدم بد ماجرا بودم. یک دوست زن داشتم که گاهی مرا دست میانداخت و همهاش دوستانه بود. یک بار من هم در جوابش چیزی شبیه این گفتم که احتمالاً با آن چشم Forest Whitaker بهسختی میتوانی چیزی ببینی. همان موقع خندید، اما حدود یک هفته بعد برای اصلاح پلکش جراحی کرد. واقعاً احساس عذاب وجدان کردم.
— u/DrumBxyThing
۲۰. حرف زدن درباره جزئیات رابطه خصوصی
برای بیشتر مردهایی که من میشناسم، صحبت کردن درباره جزئیات رابطه خصوصی، عبور از یک مرز است و در بهترین حالت عجیب به نظر میرسد و در بدترین حالت نوعی خیانت به اعتماد محسوب میشود.
— u/Classic-Economy2273
۲۱. وقتی چیزی در خانه خراب میشود، هیچ حس ششم مردانهای برای تعمیرش وجود ندارد

وقتی چیزی در خانه خراب میشود، نیاز به تعمیر، رنگآمیزی یا رسیدگی دارد، یک سیگنال خودکار مردانه در مغز من وجود ندارد که بگوید حالا باید چه کار کنم. باید بروم، ویدیوهای یوتیوب ببینم، روشهای مختلف را بخوانم، در فروشگاه ابزار و وسایل ساختمانی B&Q بچرخم و دنبال راهحل بگردم. چند بار خرابکاری میکنم، دور چیزی که خراب شده میچرخم و زیر لب غر میزنم تا بالاخره یا درستش کنم یا وقتی بفهمم از عهدهاش برنمیآیم با یک متخصص تماس بگیرم. همسرم تصور میکند وظیفه او این است که فقط متوجه شود چیزی خراب شده و آن را به من بسپارد، چون من خودکار میدانم باید چه کار کنم.
— u/Portman88
۲۲. گاهی انجام دادن یک کار احمقانه فقط برای لذت احمقانه بودنش است
حداقل برای زنانی که در زندگی من هستند، اینکه کاری احمقانه را صرفاً به خاطر احمقانه بودنش انجام بدهی عجیب است. من میدانم کاری که میکنم احمقانه است. این به این معنی نیست که خودم آدم احمقی هستم؛ البته بستگی به کاری دارد که انجام میدهم. دارم برای سرگرمی یک ریسک حسابشده میکنم.
— u/Spoony_bard909
۲۳. تفاوت قدرت بدنی مردان گاهی برای زنان شگفتآور است
مردها بهطور طبیعی سطحی از قدرت بدنی دارند که میتواند زنان را غافلگیر کند. تستوسترون واقعاً تأثیر زیادی دارد. مثلاً همسرم مدتی است به باشگاه میرود و حالا به شکل محسوسی قویتر شده و این برایش فوقالعاده است. شب گذشته هم بابت قدرتش از او تعریف کردم. اما من که یک مرد ۴۵ ساله نسبتاً شکمدار هستم و ورزشم فقط پیادهروی و حمل خریدهای خانه است، هنوز صرفاً به خاطر مرد بودن از او قویترم.
— u/cbftw
این موضوع حتی خودم را هم یک بار شگفتزده کرد. با یک زن تمرین میکردم. او خیلی جدی ورزش میکرد و واقعاً قوی بود. خودم هم قوی هستم، اما انتظار داشتم برای اجرای حرکت کمی مقاومت لازم باشد. وقتی میگویم مجبور شدم عمداً بدنم را در وضعیتهایی قرار دهم که او با تمام توان سعی میکرد مرا به آنها ببرد، اغراق نمیکنم. برای اینکه بتواند حرکت را تمرین کند، مجبور شدم تقریباً کاملاً تسلیم شوم. میدانستم تفاوت قدرت وجود دارد، اما آن لحظه واقعاً آن را درک کردم. کمی ترسناک بود.
— u/AbsoluteZero_















گفتگو در مورد این post