اقتصاد ایرانی: مجرد بودن دیگر لزوماً به معنای ارزان بودن نیست.
اقتصاد ایران:
در سال 1405 فردی که با حداقل حقوق حدود 16.6 میلیون تومان زندگی مستقلی را اداره می کند، باید از یک درآمد اجاره، خوراک، قبوض، ایاب و ذهاب، اقساط و هزینه های پیش بینی نشده را بپردازد. شرایطی که به گفته کارشناسان پس انداز و حتی بخش مهمی از هزینه های اختیاری را از سبد زندگی مجردها حذف کرده و استقلال مالی را به یک محاسبه سخت ماهانه تبدیل کرده است.
در روزهای اول هر ماه پیامک واریز حقوق می رسد و برای دقایقی همه چیز خوب به نظر می رسد. شما به شماره حساب نگاه می کنید و با خود می گویید که من در این ماه بهتر مدیریت خواهم کرد. کمتر بیرون غذا بخورید، بیشتر نخرید و شاید حتی مقداری را کنار بگذارید. اما چند روز بعد اقساط، اجاره، قبوض، خرید خانه و رفت و آمد یکی یکی می رسد. وقتی پایان ماه می رسد، همیشه همین سوال باقی می ماند: پول کجا رفت؟
مجردها تحت فشار
این شاید ساده ترین تصویری باشد که امروزه می توان آن را «اقتصاد واحد» نامید. اقتصادی که در آن انسان مجبور است با یک درآمد تمام هزینه های یک زندگی را تامین کند. باور رایج این است که یک فرد مجرد به دلیل تنها بودن، طبیعتا هزینه کمتری دارد. بخشی از این برداشت درست است، اما نه کل داستان. یک نفر غذای کمتری مصرف می کند، اما کرایه، اینترنت، قبوض، لوازم خانگی و بسیاری از هزینه های ثابت زمانی که مردم تنها هستند به نصف کاهش نمی یابد.
مجردها نیز از تورم در امان نیستند
برای سال 1405 حداقل دستمزد روزانه کارگران 5 میلیون و 541 هزار و 850 ریال و حداقل دستمزد ماهانه حدود 16 میلیون و 625 هزار تومان است. حداقل دستمزد نیز نسبت به سال قبل 60 درصد افزایش یافته است. البته این عدد را نباید با حقوق نهایی دریافتی همه کارگران یکی دانست. مزایا، تجربه، حق مسکن، مقرری بیکاری، بیمه و موارد دیگر می تواند درآمد مردم را متفاوت کند. با این حال، این رقم نقطه شروعی برای درک درآمد و هزینه های زندگی یک کارگر مجرد است.
البته همه مجردها شرایط یکسانی ندارند. جوانی که با خانواده زندگی می کند ممکن است به هیچ وجه اجاره بها پرداخت نکند و بخش قابل توجهی از هزینه غذا و قبوض بر عهده خانواده خواهد بود. شخص دیگری ممکن است با یک یا دو هم اتاقی زندگی کند و هزینه مسکن را به اشتراک بگذارد.
بنابراین «مجرد بودن» به تنهایی نمی تواند وضعیت مالی افراد را توضیح دهد; آنچه اهمیت دارد میزان استقلال مالی و هزینه ای است که فرد برای تضمین یک زندگی مستقل می پردازد.
اما کسی که تصمیم گرفته کاملا مستقل باشد با وضعیت متفاوتی مواجه است. از خرید یخچال و ماشین لباسشویی تا پرداخت قبوض و اینترنت همه هزینه ها مستقیما از جیب خودش پرداخت می شود. حتی هزینه هایی که در نگاه اول کوچک به نظر می رسند به راحتی در زندگی یک فرد مجرد جمع می شوند.
لوازم خانگی خراب می شود، تلفن نیاز به تعمیر دارد، یا هزینه پزشکی غیرمنتظره ای ایجاد می شود. در چنین شرایطی اگر پس انداز صورت نگیرد همین اتفاق می تواند تعادل مالی یک ماهه را به هم بزند.
بعد از مسکن نوبت به هزینه هایی می رسد که معمولا در دفترچه حساب ماه اول دیده نمی شود. تاکسی اینترنتی، خرید از فروشگاه، سفارش غذا در روزهای شلوغ، قهوه، اشتراک اینترنت، تور، خرید لباس یا حتی چند خرید کوچک روزانه، هر کدام ممکن است مبلغ زیادی نباشند. اما وقتی آخر ماه دور هم جمع می شوند، دیگر تعدادشان کم نیست. مشکل اقتصاد واحد گاهی هزینه سنگینی نیست. انباشت ده ها هزینه اندک است.
این هزینههای کوچک معمولاً اولین فرصت را برای تفریح و پسانداز ایجاد میکند. وقتی دخل و خرج به هم نزدیک است، شخص ابتدا به چیزهایی می پردازد که از بین بردن آنها راحت تر است. رستوران ها و کافه های کمتر، سفر کمتر، خرید کمتر لباس و سرگرمی کمتر. سپس نوبت به صرفه جویی می رسد. عبارت «این ماه درست نشد، ماه بعد ترک می کنم» برای بسیاری از مردم به یک عادت ماهانه تبدیل می شود. عادتی که با یک هزینه غیرمنتظره مانند تعمیر تلفن، درمان یا خرابی لوازم خانگی دوباره از بین می رود.
در اینجا، مشکل تنها ناتوانی در ذخیره نیست. موضوع از دست دادن حاشیه امنیت مالی است. فردی که برای ماه های بعد پولی کنار نمی گذارد، در برابر افزایش ناگهانی قیمت یا هزینه های غیرمنتظره آسیب پذیرتر است. به همین دلیل، ممکن است شخصی به نظر برسد که زندگی خود را مدیریت می کند و حتی ولخرجی نیست، اما در پایان هر ماه هنوز پس انداز ندارد.
افراد مجرد زندگی خود را به صورت قسطی می گذرانند
از سوی دیگر، اقساط بخشی از اقتصاد زندگی امروزی است. بسیاری از خریدهایی که زمانی در یک یا دو پرداخت انجام می شد، اکنون ممکن است طی چند ماه انجام شود. برای فردی که فقط یک درآمد دارد، قسط فقط یک عدد ثابت در ابتدای ماه نیست. او قبلا بخشی از درآمد ماه های آینده را مصرف کرده است. بنابراین هر چه تعداد تعهدات ماهانه بیشتر باشد، قدرت مانور مالی فرد کمتر می شود.
اگر اجاره، اقساط و هزینه های روزانه به طور همزمان بالا برود، فضای مانور مالی فرد بسیار کم می شود و کوچکترین اتفاق غیرقابل پیش بینی می تواند بودجه یک ماهه را از بین ببرد. در چنین شرایطی، ممکن است فرد مجبور شود از دوستان یا خانواده وام بگیرد، خرید را به تعویق بیندازد یا حتی یک تعهد مالی جدید برای پوشش یک هزینه ناگهانی ایجاد کند. به این ترتیب می توان فشار یک ماهه را به ماه بعد منتقل کرد و تبدیل به یک چرخه دائمی شد.
معیشت افراد مجرد تحت فشار گرانی است
در محاسبات مربوط به سبد معیشت کارگران در سال 1405، رقم سبد معیشت خانوار حدود 42.9 میلیون تومان است. البته این عدد هزینه زندگی یک نفر نیست و نباید چنین تعبیر کرد; این سبد برای خانوار محاسبه می شود. اما این رقم در کنار حداقل دستمزد حدود 16.6 میلیون تومانی، شکاف بین حداقل درآمد و هزینه های زندگی را برجسته می کند.
البته برای درک «تک اقتصاد» نباید سبد معیشت خانوار را مستقیماً به هزینه یک نفر تعمیم داد. مسئله اصلی این است که چقدر از درآمد افراد مجرد صرف هزینه هایی می شود که قابل کاهش یا حذف نیست. یک فرد ممکن است به طور کلی غذای کمتری بخرد، اما اگر بخش بزرگی از درآمد او صرف اجاره، حمل و نقل و سایر هزینه های ثابت شود، لزوما نمی تواند بیشتر پس انداز کند.
به همین دلیل، شاید بهتر باشد که «اقتصاد واحد» را فقط به این معنا که یک نفر کمتر غذا بخورد یا لباس کمتری بخرد، در نظر نگیریم. مسئله اصلی این است که وقتی فردی تنها زندگی می کند، تمام هزینه های ثابت روی یک درآمد قرار می گیرد. اگر درآمد و هزینه با فاصله کمی از یکدیگر حرکت کنند، اولین چیزی که از سبد مالی حذف می شود، مخارج اختیاری و به دنبال آن پس انداز است. در حالی که هزینه های اساسی همچنان پابرجاست.
برای جوانی که به تازگی وارد بازار کار شده است، این فشار می تواند جدی تر باشد. درآمد در سال های اول استخدام معمولا کمتر از سال های بعد است، در حالی که هزینه مستقل شدن از همان ابتدا وجود دارد. اجاره، خرید لوازم خانگی، ایاب و ذهاب و هزینه های روزانه منتظر افزایش درآمد نیست. در نتیجه تصمیم برای زندگی مستقل بیش از گذشته به یک تصمیم اقتصادی تبدیل می شود.
شاید به همین دلیل است که برای برخی از جوانان، ماندن در خانه فقط یک انتخاب خانوادگی نیست. این یک تصمیم مالی است. زمانی که اجاره خانه می تواند بخش زیادی از درآمد را از بین ببرد، زندگی با خانواده یا هم اتاقی ها راهی برای کاهش هزینه های ثابت می شود. در این شرایط، حتی تصمیم در مورد محل زندگی، تعداد هم اتاقی ها یا زمان مستقل شدن مستقیماً با قدرت خرید و سطح درآمد مرتبط است.
زندگی مجردی دیگر ارزان نیست
در نهایت، سوال واقعی ممکن است این نباشد که یک فرد مجرد در ماه چقدر هزینه می کند. سوال جالبتر این است که بعد از پرداخت تمام هزینه های لازم چقدر باقی می ماند؟ اگر پاسخ این سوال «تقریباً هیچ» باشد، دیگر نمیتوان وضعیت را به سادگی با گفتن «مجردها کمتر خرج میکند» توضیح داد.
برای برخی از جوانان، مجردی دیگر فقط یک موقعیت زناشویی نیست. این یک محاسبه اقتصادی است. محاسبه ای که در آن باید مدام بین اجاره، غذا، رفت و آمد، اقساط، تفریح و پس انداز یکی را انتخاب کنید. محاسبه ای که هر ماه از روز پرداخت حقوق شروع و تا آخرین روز ماه ادامه دارد. در شرایط تورم و گرانی، یک نفر و یک درآمد است، اما مخارج یک زندگی کامل; و شاید سخت ترین قسمت ماجرا این باشد که در پایان ماه، چیزی که باقی می ماند پس انداز نیست، بلکه تنها چند روز تا حقوق بعدی باقی مانده است.
















گفتگو در مورد این post