اقتصاد ایرانی: مقاله ای که هم اکنون توسط دانشگاه کمبریج منتشر می شود، با بررسی چشم انداز اقتصاد ایران در سایه تحریم ها، جنگ و محدودیت های تجاری، دو مسیر متفاوت را برای اقتصاد کشور ترسیم می کند.
اقتصاد ایران:
مسیری که در صورت تداوم منازعات می تواند به تشدید کاهش ارزش ریال و تورم به کمبود کالاهای اساسی و جیره بندی منجر شود و از سوی دیگر پایان جنگ و اجرای اصلاحات اقتصادی زمینه را برای ثبات ارز، کاهش تورم و بازگشت تدریجی رشد اقتصادی فراهم کند.
هاشم پسران، اقتصاددان ایرانی و استاد بازنشسته دانشگاه کمبریج، به همراه ران اسمیت، استاد بازنشسته اقتصاد کاربردی در دانشکده بازرگانی بیرکبک، دانشگاه لندن، اخیراً در مقالهای تحت انتشار (مقاله کاری) دانشگاه کمبریج با عنوان «تحریمها، جنگها و چشمانداز اقتصاد ایران» به بررسی چشمانداز درگیریها و درگیریهای اقتصادی ایران در اقتصاد ایران پرداختهاند. در خلیج فارس
در سناریوی اول تداوم درگیری و شکلگیری «اقتصاد محاصرهای» که در آن کاهش صادرات نفت، کمبود ارز، کاهش بیشتر ارزش ریال، افزایش تورم و در نهایت سهمیهبندی کالاهای اساسی ممکن خواهد شد.
اما سناریوی دوم پایان درگیری های نظامی و حرکت به سمت نوعی آتش بس خصمانه است که در صورت همراه شدن با اصلاحات اقتصادی می تواند به ثبات نرخ ارز، کاهش تورم، بازسازی اقتصاد و بازگشت تدریجی رشد منجر شود.
داده های تجزیه و تحلیل شده نشان می دهد که بین سال های 1979 تا 2025، ارزش ریال به طور متوسط سالانه 19 درصد کاهش یافته است، متوسط تورم نزدیک به 19.8 درصد بوده و رشد اقتصادی 2.3 درصد در سال ثبت شده است. رشد سرانه تولید نیز تقریباً ناچیز بوده و سالانه حدود 0.4 درصد بوده است. این وضعیت در سالهای 2021 تا 2025 بدتر شد و کاهش سالانه پول به 39.2 درصد و تورم سالانه به طور متوسط به 34.8 درصد رسید در حالی که رشد اقتصادی حدود 3.6 درصد بود. بنابراین مشکل اقتصاد ایران نه تنها تورم بالاست، بلکه ترکیب تورم، کاهش مداوم ارزش پول و رشد پایین باعث شده است که استاندارد زندگی سرانه برای چندین دهه تقریباً راکد بماند.
برآوردهای ذکر شده در مقاله نشان می دهد که بدون تحریم، رشد سالانه ایران می تواند حدود 4.5 درصد باشد. در حالی که رشد محقق شده حدود 2 درصد بوده است. تحریم ها علاوه بر کاهش مستقیم تولید، از طریق فشار بر نرخ ارز و افزایش تورم، هزینه های زیادی را نیز به همراه داشته است.
تحلیل مقاله نشان می دهد که شوک های سیاسی و ژئوپلیتیکی ابتدا بر نرخ ارز فشار وارد می کند و سپس از طریق کاهش ارزش ارز به تورم منتقل می شود. از این منظر تورم ایران را تنها با رشد نقدینگی نمی توان توضیح داد. در بسیاری از موارد افزایش پول واکنشی به کاهش ارزش ریال، کسری بودجه و فشارهای اقتصادی بوده است. همچنین برآوردهای مقاله نشان می دهد که کاهش ارزش پول ملی به طور قابل توجهی باعث افزایش تورم و کاهش تولید می شود، در حالی که رشد پول به تنهایی تأثیر مستقل و خاصی بر تورم ندارد.
در سناریوی تداوم جنگ، وضعیت اقتصاد ایران از بحران «قیمت» به بحران «کمبود کالا» تغییر خواهد کرد. نویسندگان می گویند که در شرایط فعلی، هنوز کالاها در بازار وجود دارد، اما بسیاری از خانوارها توانایی خرید آن را ندارند. ادامه حصر و محدودیت ارز می تواند به مرحله ای منجر شود که عرضه کالاهای ضروری نیز کاهش یابد. بنابراین، دولت باید آماده سهمیه بندی سوخت، غذا و دارو و در عین حال توسعه مسیرهای تجاری جایگزین و همکاری با شرکای تجاری باشد.
موضوع دیگری که در مقاله مطرح می شود، امکان گذار از تورم مزمن به تورم ابر تورم در سناریوی تداوم جنگ است. یافتهها نشان میدهد که تورم بالا لزوماً به ابرتورم منجر نمیشود، زیرا طبق معیار کلاسیک کاگان، ابرتورم زمانی اتفاق میافتد که تورم ماهانه از 50 درصد فراتر رود. در حالی که تورم ماهانه ایران حتی در دوره های شدید اخیر بسیار با این سطح فاصله داشته است.
سناریوی مثبت مقاله مبتنی بر پایان جنگ و اجرای تفاهم نامه اسلام آباد است. این مسیر می تواند به رفع محاصره، افزایش صادرات نفت، آزادسازی دارایی های بلوکه شده و کاهش تحریم ها منجر شود. ورود ارز می تواند ارزش ریال را تقویت کند و در کوتاه مدت تورم را کاهش دهد، اما ورود بسیار سریع منابع ارزی خطر ابتلا به بیماری هلندی و ارزش گذاری بیش از حد پول ملی را نیز ایجاد می کند. بنابراین مدیریت جریانات ارزی ضروری خواهد بود.
این مقاله مجموعه ای از اصلاحات را برای دوره پس از جنگ پیشنهاد می کند: حرکت تدریجی به سمت نظام ارزی تک نرخی با شناورسازی مدیریت شده، حذف تدریجی یارانه های غیرمستقیم ارز و انرژی و جایگزینی آنها با حمایت های پولی هدفمند، اصلاح نظام بانکی و تقویت نظارت بانک مرکزی. همچنین، بازسازی نباید تنها به معنای تعمیر زیرساخت های تخریب شده باشد. منابع محدودی باید به سرمایه های مولد و صنایعی که ظرفیت صادرات و کسب درآمد ارزی دارند اختصاص یابد. کاهش رانت خواری و فساد نیز ضروری است، چرا که تحریم ها و چند نرخی شدن ارز در طول سال ها فرصت های بزرگی را برای گروه های ممتاز ایجاد کرده است.
















گفتگو در مورد این post