امید محمدی; بازار گروه خودرو: دعوای بانک مرکزی و وزارت صنعت، معدن و تجارت بر سر واردات خودرو بیش از یک دعوای اداری درباره تخصیص ارز است. در شرایطی که طی سالهای گذشته بازار خودرو به یکی از اهداف حفظ ارزش سرمایه تبدیل شده است، هرگونه محدودیت در عرضه میتواند پیامدهایی برای قیمتها، انتظارات تورمی و قدرت خرید مصرفکنندگان داشته باشد. از سوی دیگر، بانک مرکزی با استناد به ضرورت مدیریت منابع ارزی، در تصمیم گیری های مرتبط با واردات نقش آفرینی می کند. موضوعی که این سوال را مطرح می کند که مرز بین مدیریت منابع ارزی و سیاست تجاری کجاست؟ آیا محدودیت واردات خودرو به کنترل نقدینگی و مهار تورم کمک می کند یا با کاهش عرضه، زمینه افزایش قیمت ها را فراهم می کند؟ دولت برای حل اختلاف بانک مرکزی و وزارت حراست چه مسیری را باید طی کند و آیا خودرو به سرمایه ای شبیه مسکن تبدیل می شود که دسترسی به آن برای قشر بزرگی از جامعه سخت است؟ در این زمینه با حمیدرضا امیری مقدم، کارشناس صنعت خودرو گفت وگو کرده ایم.
*بانک مرکزی و وزارت حراست بر سر واردات خودرو اختلاف دارند. به نظر شما دولت برای حل این اختلاف چه رویکردی را باید دنبال کند؟
در شرایط کنونی که کشور با فشارهای خارجی و آثار روانی آن بر بازارهای مختلف مواجه است، دولت باید به خرد جمعی و ظرفیت بخش خصوصی اعتماد کند. سوال اساسی این است که آیا بانک مرکزی باید در مورد سیاست تجاری کشور تصمیم بگیرد یا وظیفه اصلی آن مدیریت سیاست های پولی و ارزی است؟ در اقتصاد نهادهای مختلف باید در چارچوب رسالت خود عمل کنند. وزارت حراست متولی سیاست های صنعتی و تجاری است و بانک مرکزی باید منابع ارزی، متغیرهای پولی و ثبات مالی را مدیریت کند. در صورتی که بخش خصوصی از محل صادرات خود ارز کسب می کند، باید در چارچوب قوانین و مقررات بتوان از آن برای واردات استفاده کرد. نمی توان بدون بررسی شرایط هر بازار، تمام مسیرهای واردات را محدود کرد و انتظار رفع مشکلات اقتصادی را داشت.
در صورت محدود بودن عرضه خودروهای وارداتی، احتمال افزایش انتظارات قیمتی در بازاری که با تقاضای مصرف کننده و سرمایه مواجه است، وجود دارد.
* آیا ورود بانک مرکزی به محدودیت واردات خودرو می تواند منجر به التهاب بازار شود؟
وقتی بانک مرکزی مستقیماً عرضه کالا در بازار را کنترل می کند، به جای استفاده از ابزارهای پولی و مالی، عملاً از مأموریت اصلی خود منحرف می شود. بانک مرکزی باید با سیاست های پولی، مدیریت نقدینگی و اصلاح متغیرهای اقتصادی به ثبات بازار کمک کند نه اینکه کنترل موجودی انبارها، پارکینگ ها و میزان کالای عرضه شده را ابزار اصلی خود قرار دهد. در صورت محدود بودن عرضه خودروهای وارداتی، احتمال افزایش انتظارات قیمتی در بازاری که با تقاضای مصرف کننده و سرمایه مواجه است، وجود دارد. البته اثربخشی این محدودیت به شرایط عرضه و تقاضا، وضعیت ارز و رفتار خریداران نیز بستگی دارد. اما نمی توان تصور کرد که محدودیت واردات به تنهایی مشکلات بازار خودرو را حل کند.
* به نقش ارز حاصل از صادرات اشاره کردید. تفاوت نرخ ارز چه تاثیری بر تخصیص منابع دارد؟
زمانی که بین نرخ ارز تخصیصی و نرخ های موجود در بازار فاصله قابل توجهی وجود داشته باشد، انگیزه استفاده از منابع ارزی در فعالیت هایی که بازدهی بالاتری دارند افزایش می یابد. این وضعیت می تواند تخصیص منابع را از مسیر طبیعی خود منحرف کند. بنابراین سیاستگذار باید ریشه این انحرافات را بررسی کند. اگر قیمت ارز از واقعیت های اقتصادی دور باشد، نمی توان بازار را تنها با محدودیت های اداری کنترل کرد. باید دید چرا هنوز برای برخی کالاها حتی با قیمت های بالا تقاضا وجود دارد و چه عواملی باعث می شود نقدینگی به سمت دارایی هایی مانند خودرو حرکت کند. کنترل اجباری تقاضا، صرف نظر از منشأ اقتصادی آن، تنها ممکن است شکل و مقصد تقاضا را تغییر دهد.
* محدودیت واردات خودرو می تواند جایگاه سرمایه این محصول را تقویت کند؟
بله امکان پذیر است. خودرو در سال های گذشته به تدریج از یک کالای مصرفی صرف فاصله گرفته و به ابزاری برای حفظ ارزش دارایی بخشی از جامعه تبدیل شده است. زمانی که عرضه محدود می شود و انتظارات افزایش قیمت شکل می گیرد، انگیزه خرید برای مقاصد سرمایه گذاری نیز می تواند افزایش یابد. این برای مصرف کننده واقعی مشکل ساز است. زیرا فردی که برای رفت و آمد و نیازهای خانوادگی به خودرو نیاز دارد، مجبور به خرید در بازاری می شود که قیمت آن نه تنها تابع هزینه تولید و مصرف است، بلکه متاثر از انتظارات سرمایه است.
اگر امکان جذب موثر نقدینگی در بازار سرمایه و سایر ابزارهای مالی وجود نداشته باشد، بخشی از این منابع می تواند به سمت دارایی هایی مانند خودرو و مسکن حرکت کند. در چنین شرایطی افزایش قیمت خودرو ممکن است بیش از گذشته آن را به یک دارایی سرمایه ای تبدیل کند
* برخی معتقدند محدودیت واردات می تواند به مدیریت نقدینگی کمک کند. ارزیابی شما چیست؟
اگر هدف کنترل نقدینگی است باید از ابزارهای مناسب استفاده کرد. محدودیت عرضه خودرو لزوما نقدینگی را از بین نمی برد. ممکن است وجوه از یک بازار به بازار دیگر منتقل شود. اگر امکان جذب موثر نقدینگی در بازار سرمایه و سایر ابزارهای مالی وجود نداشته باشد، بخشی از این منابع می تواند به سمت دارایی هایی مانند خودرو و مسکن حرکت کند. در چنین شرایطی ممکن است افزایش قیمت خودرو بیش از گذشته آن را به یک دارایی سرمایه ای تبدیل کند و در ادامه تقاضای سرمایه در بازار مسکن نیز تقویت شود. بنابراین نمی توان انتظار داشت که با محدود کردن واردات یک کالا مشکل نقدینگی و تورم حل شود.
محدودیت های واردات، صرف نظر از این عوامل، ممکن است عرضه را کاهش دهد، فشار قیمت را افزایش دهد و دسترسی مردم به خودرو را دشوارتر کند.
* به عنوان آخرین سوال، دولت برای ساماندهی واردات خودرو چه باید بکند؟
دولت باید بین سیاست های ارزی و سیاست های تجاری هماهنگی ایجاد کند. بانک مرکزی باید بر ماموریت اصلی خود یعنی مدیریت متغیرهای پولی و ارزی تمرکز کند و وزارت امنیت نیز با توجه به نیاز بازار، ظرفیت تولید داخلی و منافع مصرف کننده، سیاست های تجاری را تنظیم کند. همچنین باید از ظرفیت بخش خصوصی در تامین کالا و استفاده از ارز حاصل از صادرات در چارچوب مقررات استفاده شود. اگر هدف کنترل تورم است باید عوامل شکل دهنده تورم و رشد نقدینگی اصلاح شود. محدودیت های واردات، صرف نظر از این عوامل، ممکن است عرضه را کاهش دهد، فشار قیمت را افزایش دهد و دسترسی مردم به خودرو را دشوارتر کند.
















گفتگو در مورد این post