اقتصاد ایرانی: داده های جدید شرکت های اطلاعاتی دریایی درباره روند صعودی نفت عبوری از تنگه هرمز این سوال را مطرح کرده است که آیا ایران همچنان می تواند از هرمز به عنوان اهرم فشار اصلی خود بر آمریکا و بازار نفت استفاده کند؟
اقتصاد ایران:
زمانی که نفتکش ها با اسکورت آمریکایی از تنگه عبور می کنند و میلیون ها بشکه نفت از یک کشتی به کشتی دیگر در دریای عمان منتقل می شود، در نگاه اول به نظر می رسد که واشنگتن مهم ترین تهدید اقتصادی جنگ را مدیریت کرده است. اما این تصور یک تمایز کلیدی را نادیده میگیرد که باید در هر تحلیل درستی از وضعیت کنونی نقش اساسی داشته باشد: «گذر نفت» با «بازگشت هرمز به حالت عادی» یکی نیست.
داده های جدید از TankerTrackers.com دقیقاً این دوگانگی را نشان می دهد. این شرکت اعلام کرد که 17 عملیات کشتی به کشتی برای انتقال نفت خام و محموله LNG و LPG در روز جمعه 13 شهریور در دریای عمان انجام داده است که در مجموع شامل 24 میلیون بشکه می شود. همزمان حداقل 7 میلیون بشکه نفت به همراه دو تانکر LNG تحت حفاظت سنتکام برای عبور از هرمز در حال انباشته شدن است. این اعداد بزرگ هستند، اما نباید آنها را با “24 میلیون بشکه صادرات عادی روزانه” اشتباه گرفت. آنچه در دریای عمان اتفاق می افتد بخشی از یک سیستم لجستیکی اضطراری است: نفتکش های کوچکتر یا شاتل ها، نفت را از خلیج فارس خارج می کنند و محموله را به نفتکش های بزرگتر در آن سوی تنگه تحویل می دهند، به طوری که با تقسیم خطر، خطرناک ترین قسمت مسیر را پشت سر می گذارند. به عبارت دیگر، آنچه در حال شکل گیری است، مهندسی مجدد گذر هرمز است تا «بازگشایی هرمز» – و این دو، دو چیز کاملاً متفاوت هستند.
مهمترین برگ برنده
استدلال مخالفان مذاکره ساده به نظر می رسد: اگر واشنگتن با حضور دریایی و شبکه انتقال کشتی به کشتی توانست جریان نفت را حفظ کند، مهمترین برگ برنده ایران از دست رفته است. برآوردهای Kpler و Goldman Sachs نیز بخشی از این استدلال را تقویت می کند: صادرات نفت و محصولات منطقه به حدود 15-16 میلیون بشکه در روز بازگشته است – بسیار بالاتر از سطح بحران، اگرچه هنوز 7-8 میلیون بشکه کمتر از سطح قبل از جنگ است. از این زاویه ایران نتوانسته است هرمز را به «شیر بسته» تبدیل کند. اما این تمام ماجرا نیست و اینجاست که تز دوم این تحلیل اهمیت پیدا می کند: هرمز باز نیست. فقط قابل عبور داده های واقعی عبور کشتی این فاصله را نشان می دهد. سه شنبه گذشته، Kpler تنها چهار کشتی باری را دید که از تنگه عبور می کردند، در حالی که میانگین 10 روزه حدود 13 بود. در روز پنجشنبه، تنها چهار کشتی عبور کردند، در مقابل میانگین 10 روزه 15 کشتی. خاموش کردن AIS توسط برخی شناورها اندازه گیری دقیق را دشوارتر می کند، اما حتی با برآوردهای بالاتر (15 تا 16 میلیون بشکه در روز) نمی توان گفت که بازار به شرایط قبل از جنگ بازگشته است.
قیمت بازار چقدر است؟
در حال حاضر بازار نه به بازگشت کامل به شرایط عادی و نه به توقف کامل جریان نفت اعتقاد دارد. به همین دلیل، قیمت نفت همچنان نسبت به اخبار نظامی بسیار حساس است. پس از تشدید درگیری های اخیر، برنت به بالای 90 دلار رفت و در یک مقطع به حدود 97 دلار رسید. اما نکته کلیدی این است که مکانیسم جدید انتقال نفت می تواند جهش قیمت را بدون حذف ریسک ژئوپلیتیک محدود کند. به بیان ساده، بازار یاد گرفته است که چگونه مقداری از نفت را از هرمز عبور دهد. اما هنوز یاد نگرفته است که چگونه این کار را بدون هزینه اضافی انجام دهد. بیمه بالاتر، تغییر در اندازه و نوع نفتکش ها، انتقال کشتی به کشتی، زمان انتظار، ازدحام در دریای عمان و حضور نظامی آمریکا، همگی هزینه نهایی رساندن یک بشکه نفت به پالایشگاه را افزایش داده است. تأثیر بحران ممکن است از «کمبود نفت» به «تحویل گرانتر نفت» در اینجا تغییر کرده باشد.
سه سناریوی آینده
اگر جریان 14 تا 16 میلیون بشکه ادامه یابد اما ایالات متحده مجبور شود حضور نظامی گسترده ای را حفظ کند، محتمل ترین مسیر عادی سازی تدریجی و بازگشت به مذاکرات است – این بار نه از روی ضعف، بلکه برای کاهش هزینه های حفظ نظم دریایی. اگر اسکورت ها تثبیت شود و حجم ترانزیت به سطوح نزدیک به قبل از جنگ بازگردد، سناریوی دوم تقویت می شود: واشنگتن هرمز را مدیریت می کند و به تحریم ها و فشار نظامی برای امتیازات بیشتر ادامه می دهد. اما اگر حملات یا مین گذاری دوباره تشدید شود و جریان نفت به سطوح بسیار پایینتری بازگردد، بازار به سرعت خطر کمبود را جبران میکند – و حتی واشنگتن ممکن است معامله با ایران را ارزانتر از حفظ حضور نظامی پرهزینه بیابد.
اهرم از بین نمی رود. فقط شکلش عوض شد
پاسخ کوتاه به سوال اصلی این است: عبور نفت از هرمز آمریکا را از مذاکره با ایران بی نیاز نمی کند. اما قدرت چانه زنی تهران تغییر کرده است. ایران دیگر نمی تواند صرفاً با تهدید به «بستن هرمز» بر بازار تأثیر بگذارد و آمریکا هنوز نتوانسته هرمز را به یک مسیر عادی و کم هزینه تبدیل کند. آنچه اکنون وجود دارد یک وضعیت میانی است: نفت جریان دارد، اما هرمز عادی نشده است. شاید سوال تعیین کننده این جنگ دقیقاً این باشد: اگر آمریکا بتواند نفت را از تنگه هرمز عبور دهد، اما باید میلیاردها دلار هزینه نظامی و امنیتی برای باز نگه داشتن این مسیر بپردازد، آیا واقعاً اهرم ایران را از بین برده است – یا فقط شکل خود را از “توانایی بستن تنگه” به “توانایی تحمیل هزینه برای باز نگه داشتن آن” تغییر داده است؟
حمید ملازاده














گفتگو در مورد این post