
















در این مقاله با ۱۹ نقاشی مشهور آمریکایی آشنا میشویم. این نقاشیها، دورههای تاریخی، سبکهای هنری، ژانرها و رویدادهای گوناگونی را در بر میگیرد.
این آثار، مبارزات سیاسی و زندگی روزمره تا مناظر آرمانی و فرمهای انتزاعی را به تصویر میکشند. آنچه در مجموع این آثار دیده میشود، مهارت، سختکوشی و ظرافتهای زندگی آمریکایی در طول تاریخ پر فرازونشیب این کشور است. شاید یکی از این آثار شما را ترغیب کند به یکی از موزهها سر بزنید یا درباره هنرمندان مشهور آمریکایی بیشتر مطالعه کنید.
۱۹. بانوی اول میشل اوباما، ایمی شرالد – ۲۰۱۸

پرتره بانوی اول پیشین آمریکا، میشل اوباما، اثر ایمی شرالد، نخستین بار در فوریه ۲۰۱۸ در گالری ملی پرتره اسمیتسونین در واشنگتن دیسی رونمایی شد و همچنان در همین مجموعه نگهداری میشود. این اثر نقاشی رنگروغن روی بوم کتانی است و حدود ۱.۸ متر ارتفاع دارد. شرالد، پیکره میشل اوباما را با رنگهای خاکستری طراحی کرده و او را مقابل زمینهای آبی روشن قرار داده است.
میشل اوباما در این تصویر لباسی سیاه، سفید و خاکستری با طرحهای هندسی پوشیده که بخشهایی صورتی، زرد و قرمز نیز در آن دیده میشود. او مستقیماً به بیننده نگاه میکند و سرش را روی دست خود قرار داده است. سادگی ترکیببندی و سبک امروزی اثر، میشل اوباما را بهعنوان چهرهای مدرن و در دسترس معرفی میکند. ایمی شرالد از شیوه شناختهشده خود در نمایش پوست با طیفهای خاکستری بهره برده است؛ روشی که خوانشهای نژادی رایج در هنر پرتره را به چالش میکشد و توجه را بیشتر به شخصیت فرد معطوف میکند. این اثر نخستین پرتره رسمی از یک بانوی اول بود که برای گالری ملی پرتره توسط یک هنرمند آفریقاییآمریکایی سفارش داده شد.
۱۸. قوطیهای سوپ کمپبل، اندی وارهول – ۱۹۶۲

اندی وارهول یکی از برجستهترین هنرمندان پاپ آمریکایی بود و در حوزههای مختلفی از جمله نقاشی، چاپ دستی، فیلمسازی، مجسمهسازی و موسیقی فعالیت داشت. او بارها محصولات تجاری و چهرههای مشهور را به موضوع آثار هنری تبدیل کرد و مرز میان هنر والا و فرهنگ مصرفی را از میان برداشت. Campbell’s Soup Cans از مشهورترین آثار اوست و در کنار پرترههای مرلین مونرو، جایگاه ویژهای در کارنامهاش دارد.
این مجموعه از ۳۲ بوم نقاشی تشکیل شده که هر کدام یکی از طعمهای سوپ کمپبل موجود در آن دوره را نمایش میدهند. بومها مانند قفسههای یک فروشگاه به شکل منظم و خطی در ردیفهایی کنار هم قرار گرفتهاند. این اثر موضوعاتی مانند تولید انبوه، یکنواختی زندگی مدرن، مصرفگرایی و تبدیل یک شیء روزمره به هنر فاخر را مطرح میکند. وارهول بومها را با رنگ اکریلیک و لعاب فلزی نقاشی کرده و تفاوتهای ظریفی در رنگ و نوشتههای روی برچسبها به وجود آورده است.
وارهول که گفته میشود به مدت ۲۰ سال هر روز سوپ میخورد، از همین عادت روزمره برای اشاره به چرخه تکراری مصرف در زندگی مدرن بهره گرفت. مجموعه او مخاطب را به فکر کردن درباره عادتها و رفتارهای روزمره خود وامیدارد.
۱۷. شماره ۶۱، زنگاری و آبی، مارک روتکو – ۱۹۵۳

این اثر اکسپرسیونیسم انتزاعی از بلوکهای ساده و لایهلایه رنگ تشکیل شده که مرزهای نرم و محوی دارند و روی زمینهای آبی قرار گرفتهاند. بخشی زنگاریرنگ، بخشی کوچکتر به رنگ آبی روشن در مرکز و ترکیبی از این دو رنگ در قسمت پایین دیده میشود.
مارک روتکو تلاش داشت با استفاده از رویکردی مینیمال، احساسات انسانی مانند تراژدی و نابودی را منتقل کند. او میخواست بیننده هنگام مواجهه با رنگهای ساده، احساس کند این رنگها او را در بر گرفتهاند. آثار روتکو اغلب با هدف ایجاد حالتی تأملبرانگیز و عاطفی شکل میگرفتند.
۱۶. شماره ۱ (مه بنفش)، جکسون پولاک – ۱۹۵۰

اثر Lavender Mist یا Number 1 نمونهای شاخص از شیوه هنری جکسون پولاک است. او به جای استفاده از روش معمول نقاشی، رنگ را روی بوم میچکاند، میریخت، پرتاب میکرد و با حرکات گسترده روی سطح پخش میکرد تا حرکت و کنش را به بخشی از اثر تبدیل کند.
این شاهکار نقاشی کنشی از لایههای متراکم رنگهای سبزآبی، سیاه، سفید و زنگاری تشکیل شده و مجموعهای از پاششها و ردهای رنگی را بدون نقطه تمرکز مرکزی به نمایش میگذارد. این اثر از سال ۱۹۷۶ در گالری ملی هنر واشنگتن دیسی نگهداری میشود.
۱۵. دنیای کریستینا، اندرو وایت – ۱۹۴۸

Christina’s World یکی از مشهورترین نقاشیهای آمریکایی است که در موزه هنر مدرن نیویورک نگهداری میشود. تصویر، زنی جوان را نشان میدهد که پشتش به بیننده است، لباس صورتی کمرنگی پوشیده و روی چمنهای دشتی قرار گرفته است. خانههایی نیز در دوردست دیده میشوند.
این زن کریستینا اولسون، همسایه اندرو وایت، است که از یک بیماری تحلیلبرنده عضلات رنج میبرد. او در مزرعهای در ایالت مین به سمت خانه خود حرکت میکند. کریستینا توانایی راه رفتن را از دست داده بود و حاضر نمیشد از ویلچر استفاده کند؛ بنابراین برای جابهجایی روی زمین میخزید.
گفته شده وایت روزی او را از پنجره استودیوی خود در حال خزیدن در یک مزرعه دید و همین صحنه الهامبخش نقاشی شد. این اثر نمادی از مبارزه انسان، تلاش برای استقلال، استقامت و اشتیاق به رسیدن است.
۱۴. آشیلوس و هرکول، توماس هارت بنتون – ۱۹۴۷

نقاشی دیواری Achelous and Hercules با طول ۷ متر برای فروشگاه زنجیرهای هارتسفلد در کانزاسسیتی ساخته شد. توماس هارت بنتون در این اثر یک افسانه یونانی را به استعارهای درباره منطقه غرب میانه آمریکا تبدیل کرد.
در تصویر، مردان، زنان و حیوانات در زمینهای کشاورزی غرب میانه مشغول فعالیت هستند. بنتون از پیکرههایی با خطوط منحنی، رنگهای بسیار زنده و اندامهای عضلانی که از ویژگیهای شناختهشده سبک او بودند استفاده کرد. موضوع اصلی اثر نبرد هرکول با خدای رودخانه، آشیلوس است و این مبارزه نمادی از مهار رودخانهها برای ایجاد رونق کشاورزی در دره رودخانه میسوری محسوب میشود.
در افسانه یونانی، هرکول با آشیلوس که به شکل گاو ظاهر شده بود مبارزه میکند و یکی از شاخهای او را میشکند. این شاخ بعدها به نماد فراوانی و نعمت تبدیل میشود. بنتون این روایت یونانی و رومی را به شکلی مدرن بازآفرینی کرد و نبرد اسطورهای را به پیروزی مهندسی بر رودخانههای ناپایدار منطقه پیوند زد. این اثر، تلفیقی از اسطورههای باستانی و رویدادها و شرایط اجتماعی غرب میانه آمریکا در دهه ۱۹۴۰ را به نمایش میگذارد.
۱۳. رهایی از نیاز، نورمن راکول – ۱۹۴۳

نورمن راکول به دلیل تصویرسازیهایش برای مجله Saturday Evening Post در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ شهرت زیادی داشت. آثار او اغلب جنبههای احساسی یا طنزآمیز زندگی آمریکایی را نشان میدادند و خانواده را در فضایی سالم و صمیمی به تصویر میکشیدند.
Freedom From Want یک نقاشی رنگروغن مشهور است که مراسم سنتی شکرگزاری آمریکایی را نشان میدهد. این اثر برای تصویرسازی اهداف جنگی فرانکلین دی. روزولت با عنوان چهار آزادی ساخته شد. در صحنه، اعضای یک خانواده دور میز نشستهاند و مادربزرگ خانواده، خانم تادئوس ویتون، یک بوقلمون بزرگ را برای حاضران میآورد.
این نقاشی در Saturday Evening Post منتشر شد و نمادی از فراوانی، خانواده و امنیت بود. اثر همچنین مردم را به حمایت از اوراق قرضه جنگی در دوران جنگ جهانی دوم تشویق میکرد. تصویری که راکول ارائه داد، آمریکایی امن و برخوردار را نشان میداد که از ترس جنگ و گرسنگی دور است. راکول شخصیتهای خود را با ترکیبی از واقعگرایی و بیان احساسی خلق میکرد و در بسیاری از مواقع از دوستان و همسایگانش بهعنوان مدل استفاده میکرد.
۱۲. تهیه شیره افرا، مِیپل، گرندما موزس – ۱۹۴۳

گرندما موزس، که نام اصلیاش آنا مری رابرتسون موزس بود، در Sugaring Off, Maple فرایند سنتی و گروهی تهیه شیره افرا را در مناطق روستایی نیوانگلند به تصویر کشید. او این اثر را در ۸۳ سالگی به پایان رساند.
در این نقاشی پرنشاط، افراد در میان چشماندازی پوشیده از برف به درختان ضربه میزنند، شیره را میجوشانند و از آن آبنبات تهیه میکنند. اثر با سبک فولک شاخص موزس، رنگهای درخشان و خط افق مرتفع و گسترده شکل گرفته است. این صحنه تصویری نوستالژیک و آرمانی از زندگی روستایی آمریکا ارائه میدهد و بر جنبههای جمعی و سنتی این شیوه زندگی تأکید دارد.
۱۱. شبزندهداران، ادوارد هاپر – ۱۹۴۲

ادوارد هاپر به خاطر صحنههای واقعگرایانه و منزوی از زندگی آمریکایی در اوایل قرن بیستم شناخته میشود. او دنیای درونی شخصیتهایش را از طریق خانهها، چشماندازهای شهری، سواحل خالی و مناظر نیوانگلند آشکار میکرد.
Nighthawks چهار شخصیت را در یک غذاخوری روشن با حالوهوای محله گرینویچ ویلج نشان میدهد؛ در حالی که اطراف آنها شهری تاریک، خلوت و بیروح قرار گرفته است. هاپر این اثر را اندکی پس از حمله به پرل هاربر نقاشی کرد و در آن به موضوعاتی مانند انزوا، تفکر خاموش و بیگانگی شهری پرداخت.
رنگهای تیره در کنار نور مرموز و درخشان غذاخوری، حالوهوای خاصی به صحنه بخشیدهاند. خیابانهای خالی و پنجره شیشهای بزرگ و یکپارچه رستوران نیز بر این فضا میافزایند. شخصیتها از یکدیگر جدا به نظر میرسند، با هم تماس چشمی ندارند و ارتباط چندانی میانشان دیده نمیشود. هاپر در این اثر نه یک مکان واقعی، بلکه جهانی خیالی اما باورپذیر ساخته که تنهایی انسان و تأثیر جنگ را بازتاب میدهد.
۱۰. گوتیک آمریکایی، گرانت وود – ۱۹۳۰

گرنت وود در American Gothic تصویری ماندگار از زندگی کشاورزی و آمریکای روستایی گذشته ارائه کرد. مردی کشاورز با نگاهی جدی رو به بیننده ایستاده و زنی که دختر او معرفی شده، با چهرهای گرفته به سمت دیگری نگاه میکند.
این دو شخصیت بسیار خشک و رسمی ایستادهاند و لباسهایی به سبک دورههای قدیمی، احتمالاً اواخر قرن نوزدهم، بر تن دارند. آنها مقابل خانهای قرار گرفتهاند که بر اساس سبک Carpenter Gothic در دهه ۱۸۸۰ ساخته شده است.
این اثر خیلی زود مورد توجه قرار گرفت و ابهام موجود در هویت شخصیتها باعث شد مردم درباره داستان پشت تصویر گمانهزنی کنند. برخی تصور داشتند وود با این نقاشی، ساکنان غرب میانه را که با دنیای در حال مدرن شدن هماهنگ نشده بودند، به شکلی طنزآمیز نقد کرده است. با این حال، هدف وود بیشتر ارائه تصویری مثبت از ارزشهای روستایی آمریکا و ایجاد حس اطمینان در جامعه این کشور در آغاز دوران رکود بزرگ اقتصادی بود.
۹. کانای قرمز، جورجیا اوکیف – ۱۹۲۵ تا ۱۹۲۸

نقاشی Red Canna نمایی بزرگنماییشده از یک گل کانای قرمز را در مرکز توجه قرار میدهد. فرمهای جسورانه و خطوط مشخص، بخش داخلی گل و گلبرگهای آن را برجسته میکنند. اوکیف این گل را با اندکی انتزاع و با استفاده از طیفهای قرمز، زرد و نارنجی به تصویر کشیده است. اثر بخشی از مجموعهای درباره گلهای کانای قرمز بود که از گلهای موجود در خانه جورجیا اوکیف و شریک زندگیاش، آلفرد استیگلیتز، در لیک جورج نیویورک الهام گرفته بود.
مطالعات نزدیک اوکیف از گلها از شناختهشدهترین آثار او محسوب میشوند. او درباره این شیوه گفته بود که برخی افراد هیچوقت زمان کافی برای دیدن واقعی گلها نمیگذارند و به همین دلیل تصمیم گرفته آنها را در ابعادی بزرگتر به نمایش بگذارد. برخی منتقدان آثار او را از زاویهای جنسی تفسیر کردهاند، اما اوکیف بارها تأکید داشت که تمرکزش بر رنگ، فرمهای ارگانیک و شکل بوده است.
۸. خیابان در باران، چایلد هسام – ۱۹۱۷

چایلد هسام، نقاش و چاپگر آمریکایی سبک امپرسیونیسم، به خاطر مناظر شهری پررنگ و قلمموگذاریهای آزاد خود شهرت داشت. او شهرهایی مانند پاریس، بوستون، نیوانگلند و نیویورک را در آثارش به تصویر میکشید و آموزشهایش در پاریس نیز تأثیر زیادی از امپرسیونیستهای فرانسوی پذیرفته بود.
The Avenue in the Rain خیابان پنجم نیویورک را هنگام بارندگی نشان میدهد؛ خیابانی که پرچمهای آمریکا در سراسر آن دیده میشوند. رنگهای روشن و ضربههای سریع قلممو، خیابان خیس و فضای بارانی را شکل دادهاند. نقطهها و لکههای متعدد آبی در سراسر اثر پراکنده شدهاند و در کنار هم باران و پیکرههای انتزاعی افرادی را میسازند که در خیابان حرکت میکنند.
این نقاشی در دوران جنگ جهانی اول خلق شد و بخشی از مجموعه آثار پرچم هسام است؛ مجموعهای که احساس میهندوستی آمریکایی را به نمایش میگذارد.
۷. خانم تئودور روزولت و دخترش اتل، سسیلیا بو – ۱۹۰۲

سسیلیا بو در این اثر، بانوی اول وقت آمریکا، خانم تئودور روزولت، و دختر ۱۱ ساله او، اتل، را به تصویر کشیده است. هر دو لباسهایی بسیار شیک بر تن دارند، اما فضای تصویر برخلاف یک پرتره رسمی، لحظهای آرام و غیرتشریفاتی میان مادر و دختر را نشان میدهد.
بو ابتدا مأمور شده بود یک طراحی زغالی از تئودور روزولت تهیه کند و پس از آن از او خواسته شد پرتره بانوی اول را نیز به پایان برساند. او در این اثر از رنگهای روشن و پاستلی استفاده کرده و آنها را با بخشهای تیرهتر متعادل ساخته. نتیجه، ترکیبی از واقعگرایی با رگههایی از امپرسیونیسم است.
۶. پارتی قایقسواری، مری کاسات – ۱۸۹۳

مری کاسات، نقاش مشهور آمریکایی سبک امپرسیونیسم، در ایالات متحده متولد و بزرگ شد، اما بخش عمده زندگی بزرگسالی خود را در فرانسه گذراند. The Boating Party بخش اصلی نخستین نمایشگاه انفرادی او در آمریکا بود که در سال ۱۸۹۵ برگزار شد.
ترکیببندی اثر جسورانه است و تأثیر چاپهای ژاپنی در آن دیده میشود؛ از جمله در پالت رنگی ساده، زوایای غیرمعمول و سطوح تخت. کاسات در این نقاشی کودکی را نشان میدهد که در آغوش مادر قرار گرفته و همراه او مردی را تماشا میکند که در حال پارو زدن است. انحناهای قایق با فرمها و رنگهای روشن و تا حدی انتزاعی شکل گرفتهاند.
زاویه دید بالاتر بیننده، امکان مشاهده متفاوتی از فضای داخلی قایق فراهم میکند و به صحنه آرامش خاصی میبخشد. این اثر در گالری ملی هنر واشنگتن دیسی به نمایش گذاشته شده است.
۵. کوههای راکی، قله لندر، آلبرت بیرشتات – ۱۸۶۳

آلبرت بیرشتات از هنرمندانی است که آثارش در ارتباط با سبکهای لومینیسم، رمانتیسم و مکتب رودخانه هادسون قرار میگیرد. او اغلب مناظر عظیم و باشکوه آمریکا را نقاشی میکرد و طبیعت این کشور را در ابعادی وسیع، زیبا و تقریباً والا به نمایش میگذاشت.
The Rocky Mountains, Lander’s Peak نیز نمونهای از همین رویکرد است. کوههای راکی در پسزمینه دیده میشوند، در بخش میانی درختان سرسبز، دشتها و آبشارها قرار دارند و در پیشزمینه نیز گروهی از بومیان آمریکا، یعنی مردم شوشونی، همراه با چادرهای سرخپوستی، اسبها و کودکان حضور دارند.
بر اساس اطلاعات موزه متروپولیتن هنر، بیرشتات در اوایل سال ۱۸۵۹ به یک سفر اکتشافی دولتی به قلمرو نبراسکا پیوست و رشتهکوه ویند ریور و منطقهای را که امروزه وایومینگ نام دارد، بررسی کرد. او پس از بازگشت به نیویورک، مناظر این سفر را نقاشی کرد و چشماندازی آرمانی از سرزمینهای مرزی آمریکا ساخت؛ سرزمینی که بر اساس نظریه سرنوشت محتوم قرار بود به دست مهاجران سفیدپوست تصاحب شود.
این باور که آمریکاییها مأمور تسلط بر سرزمین بودند، پیامدهایی مانند نادیده گرفتن مردمان بومی ساکن منطقه را در پی داشت و خطرات کوهستانهای ناهموار و دشواری ساختوساز و زندگی در چنین محیطی را نیز کماهمیت جلوه میداد.
۴. قلعه استیج در آن سوی بندر گلاستر، فیتز هنری لین – ۱۸۶۲

Stage Fort Across Gloucester Harbor اثر فیتز هنری لین، تصویری واقعگرایانه و لومینیستی از یک بندر آرام و ساکت ارائه میدهد. کشتیهایی در فاصله دور دیده میشوند، چند پیکره کوچک در پیشزمینه پشت به بیننده دارند و صخرههای بزرگ و گرد در امتداد ساحل پراکندهاند.
به نظر میرسد زمان صحنه هنگام طلوع یا غروب خورشید باشد؛ جایی که رنگهای زرد، نارنجی و صورتی در آسمان با یکدیگر ترکیب شدهاند. بادبانهای افتاده کشتیها سکون هوا را نشان میدهند و میتوان این آرامش را نشانهای از امید یا تعلیق دانست.
منطقه استیج فورت بهعنوان یک شهر ماهیگیری شناخته میشد و مردم اغلب در بندر منتظر بازگشت ملوانان میماندند. بنابراین تصویر میتواند هم حس آرامش و هم اضطراب ناشی از انتظار برای بازگشت ماهیگیران، دوستان و اعضای خانواده را منتقل کند.
این حالوهوا ممکن است با تنشهای فزاینده جنگ داخلی آمریکا نیز ارتباط داشته باشد. جنگ چه مدت ادامه پیدا میکرد؟ چند مرد جان خود را از دست میدادند؟ چنین پرسشهایی احتمالاً در فضای فکری فیتز هنری لین هنگام خلق این اثر نیز حضور داشتهاند.
۳. قدرت موسیقی، ویلیام سیدنی ماونت – ۱۸۴۷

این اثر واقعگرایانه، یک انبار قدیمی در منطقه روستایی لانگ آیلند نیویورک را پیش از جنگ داخلی آمریکا نشان میدهد. در بیرون ساختمان، یک کارگر آفریقاییآمریکایی ایستاده و به مردی گوش میدهد که در حال نواختن ویولن است. دو مرد سفیدپوست دیگر نیز در داخل ساختمان از موسیقی لذت میبرند.
هرچند تصویر در نگاه نخست اشتراک انسانها در لذت بردن از موسیقی را نشان میدهد، در لایهای عمیقتر جدایی نژادی موجود در جامعه آمریکا در آن دوره را نیز آشکار میکند. The Power of Music اثر ویلیام سیدنی ماونت اکنون در موزه هنر کلیولند به نمایش گذاشته شده است.
۲. سفر زندگی، توماس کول – ۱۸۴۲ تا ۱۸۴۸

این اثر که در گالری ملی هنر واشنگتن دیسی به نمایش درآمده، بخشی از مجموعه چهارقسمتی The Voyage of Life است. این مجموعه چهار مرحله زندگی انسان یعنی کودکی، جوانی، مردانگی و پیری را دنبال میکند.
در هر صحنه، پیکرهای کوچک در میان طبیعت قرار گرفته و رودخانهای در سراسر مجموعه جریان دارد. مسافر در مسیر خود به سمت قلعهای حرکت میکند که میتواند نمادی از رویاپردازیهای دوران جوانی یا دستیابی به شکوه و شهرت باشد. هرچه مسافر جلوتر میرود، جریان آب متلاطمتر میشود و این تغییر میتواند نمادی از تردید و کشمکش درونی انسان باشد. توماس کول در این مجموعه چنین القا میکند که دعا و ایمان میتوانند انسان را از سرنوشتهای تراژیک نجات دهند.
این آثار پیوند عمیقی با ارزشها و نمادهای مسیحی دارند. در عین حال میتوان آنها را بازتابی از وضعیت متلاطم ایالات متحده در حال رشد دانست؛ کشوری که صنعتیشدن در آن سرعت میگرفت و گسترش به سمت غرب ادامه داشت. این مجموعه میتواند هشداری درباره کنار گذاشتن طبیعت به نفع صنعتیشدن و ترجیح حرص و منفعتطلبی بر ایمان باشد. در بخش Old Age، ابرهای سنگین و متفکرانه بر فراز اقیانوسی وسیع دیده میشوند. پیرمردی در قایقی کوچک روی آب قرار گرفته و یک روح نگهبان بالای سر او و روح کوچکتری در فاصله دور دیده میشود. این ارواح از آسمان آمدهاند تا او را برای ورود به زندگی جاودانه همراهی کنند.
۱. جورج واشنگتن، پرتره لنسداون، گیلبرت استوارت – ۱۷۹۶
این پرتره از نخستین رئیسجمهور ایالات متحده، جورج واشنگتن، یکی از مشهورترین تصاویر ثبتشده از چهره او به شمار میرود. گیلبرت استوارت نسخههای متعددی از این اثر تهیه کرد، اما این تابلو نسخه اصلی محسوب میشود. بر اساس اطلاعات آکادمی هنرهای زیبای پنسیلوانیا، استوارت تنها سر جورج واشنگتن را مستقیماً از روی مدل زنده نقاشی کرد و بدن او با استفاده از فردی جایگزین شکل گرفت. این آکادمی اشاره کرده که واشنگتن بهطور مشهور علاقهای به نشستن برای پرتره نداشت و همکاری با استوارت نیز برایش چندان خوشایند نبود.
در زمان خلق این اثر، واشنگتن با مسائل متعددی دستوپنجه نرم میکرد؛ از دندانهای مصنوعی نامناسب گرفته تا اختلاف نظر درباره سیاست خارجی میان او و اعضای کابینهاش در قبال انگلستان و همچنین مشکلات سیاسی فراوان در داخل و خارج از کشور. در تصویر، واشنگتن مانند یک رهبر قدرتمند با لباس سیاه دیده میشود و دست خود را به سمت بیرون دراز کرده است. این حالت به سبک موسوم به Grand Manner شباهت دارد؛ شیوهای که در پرترههای اشرافی نیز مورد استفاده قرار میگرفت.
استوارت عناصر نمادین مختلفی را نیز وارد تابلو کرد. جمهوری روم بهعنوان الگویی سیاسی برای آمریکای جوان، رنگینکمان بهعنوان نشانه صلح و رفاه و همچنین واشنگتن در حال کنار گذاشتن سلاحهایش، از جمله این عناصر هستند. این بخش آخر به شخصیت سینسیناتوس، جنگجوی باستانی روم، اشاره دارد؛ شخصیتی که نماد کنارهگیری از قدرت نظامی و برقراری صلح بود.

















گفتگو در مورد این post