به گزارش بازار، سال هاست که مصرف گاز در ایران از ظرفیت های تولید و ملاحظات ملی فراتر رفته است. به گونه ای که سرانه مصرف گاز در کشور بیش از 6 برابر میانگین جهانی برآورد می شود. تداوم این میزان مصرف به ویژه در فصل سرد سال فشار قابل توجهی بر شبکه گازرسانی وارد می کند و در عین حال بخشی از منابع ارزشمند انرژی کشور را بدون ایجاد بازده اقتصادی قابل توجه مصرف می کند.
آمارهای رسمی حاکی از آن است که حدود 22 درصد انرژی تولید شده در کشور در مصرف نهایی هدر می رود. موضوعی که در سال های اخیر باعث شده است سیاست گذاری در حوزه انرژی تنها معطوف به افزایش ظرفیت تولید نباشد و مدیریت و بهینه سازی مصرف نیز به یکی از محورهای اصلی تبدیل شود. بر اساس تکالیف برنامه هفتم، تا پایان این برنامه باید روزانه معادل 200 میلیون متر مکعب گاز از طریق بهینه سازی مصرف به چرخه ارزش بازگردانده شود. هدفی که تحقق آن مستلزم استفاده از ظرفیت بخش خصوصی و سرمایه گذاری در طرح های مدیریت مصرف است.
اهمیت مدیریت مصرف گاز در بخش خانگی زمانی آشکارتر می شود که بدانیم میزان گاز عرضه شده به بخش های صنعتی و نیروگاهی تا حد زیادی تابعی از مصرف در بخش خانگی است. به عبارت دیگر، با کاهش مصرف گاز در بخش خانگی به ویژه در روزهای پیک، امکان گازرسانی بیشتر به صنایع و نیروگاه ها وجود خواهد داشت.
در این راستا شرکت ملی گاز ایران با هدف اصلاح الگوی مصرف و تحقق عدالت در استفاده از منابع انرژی، سامانه تعرفه چهارگانه گاز طبیعی را اجرا کرده است. این سامانه بر اساس الگویی متناسب با مصرف هر شهر طراحی شده است تا از یک سو فرآیند تعیین تعرفه برای مشترکان آسان شود و از سوی دیگر مشترکان پرمصرف انگیزه بیشتری برای کاهش مصرف داشته باشند.
در نظام جدید تعرفه ای که با تصویب هیات وزیران اجرا شد، تعداد پله های مصرف از 12 پله به چهار پله کاهش یافته است. همچنین برخلاف سیستم قبلی که پنج اقلیم اقلیمی مبنای تعیین سقف پله های مصرف بود، در روش جدید برای اولین بار وضعیت مصرف رایج با میانگین مصرف تجمعی همان شهر مقایسه می شود.
بر این اساس بخشی از مصرفی که کمتر از 50 درصد میانگین انباشتی مصرف مشترکان شهری است در مرحله اول قرار می گیرد و مصرفی که بیش از 50 تا 75 درصد میانگین مذکور است در مرحله دوم محاسبه می شود. سقف پله سوم 95 درصد میانگین مصرف تجمعی شهر است و مشترکانی که مصرف آنها بیش از 95 درصد میانگین مصرف شهرشان باشد در پله چهارم و در گروه مشترکان بسیار پرمصرف قرار می گیرند.
به این ترتیب مبنای ارزیابی مصرف از پنج اقلیم اقلیمی به حدود 1300 اقلیم شهری تغییر کرده است. به گفته مسئولان این رویکرد با هدف نزدیک شدن نظام تعرفه ای به شرایط واقعی مصرف در هر شهر و تامین عدالت در مصرف انرژی دنبال می شود.
بررسی های انجام شده نشان می دهد که حدود 70 درصد از مشترکان گاز کشور در گام اول مصرف قرار دارند که به عنوان مشترکان پرمصرف شناخته می شوند. حدود 18 درصد از مشترکان در گام دوم و در محدوده مصرف متوسط قرار دارند و کمتر از 10 درصد از مشترکان در گام سوم یعنی گروه پرمصرف ها قرار دارند. در این میان مشترکان سوءاستفاده گر یا بسیار پرخرج که در گام چهارم قرار دارند، کمتر از 2 درصد از کل مشترکان کشور را تشکیل می دهند.
ثبت قبوض یک میلیارد تومانی
در کنار اصلاح نظام تعرفه ای، بررسی وضعیت قبوض مشترکان پرمصرف نیز از دیگر محورهای سیاست مدیریت مصرف گاز بوده است. سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران اخیرا اعلام کرده بود که در برخی موارد هزینه های تجملی دلیل اصلی افزایش قیمت گاز بوده است. به گفته وی، سال گذشته در برخی مناطق تهران قبوض یک میلیارد تومانی ثبت شد که مربوط به واحدهای دارای استخر سرپوشیده و روباز و سایر کاربری های غیر متعارف بود.
اجرای سیاست های پیشگیرانه و اقدامات اصلاحی باعث شده است که بخش قابل توجهی از مشترکان پرمصرف نسبت به اصلاح تجهیزات و بهینه سازی مصرف اقدام کنند. در این چارچوب برخی تجهیزات پرکاربرد از جمله چیلرهای جذبی نیز بررسی و اصلاح شده است.
بررسی عوامل موثر بر افزایش مصرف گاز نیز نشان می دهد که فعالیت مشاغل خانگی، استفاده مجلل از گاز مانند میز آتش نشانی، استخر و جکوزی، توسعه ساختمان، تغییرات غیرمجاز در شبکه لوله کشی و رعایت نکردن اصول بهینه سازی انرژی در ساختمان ها به ویژه عایق بندی نامناسب از جمله عوامل موثر بر افزایش مصرف گاز است. بر این اساس تفاوت در میزان قبوض گاز اولاً بازتابی از میزان و نوع مصرف مشترک است و افزایش هزینه ها بیش از هر عامل دیگری به الگوی مصرف مربوط می شود.
به طور کلی مدیریت مصرف در بخش خانگی می تواند نقش مهمی در کاهش فشار وارده بر شبکه گازرسانی و تنظیم عدم تعادل انرژی داشته باشد. هر میزان صرفهجویی در هزینههای غیر متعارف، استفاده بهینهتر از منابع گازی کشور در بخشهای تولیدی اقتصاد از جمله صنایع و نیروگاهها را ممکن میسازد. رویکردی که در نهایت می تواند به تقویت رشد اقتصادی و تامین منافع عمومی منجر شود.
















گفتگو در مورد این post