مهران ابراهیمیان; بازار: حمله به «میلی» از زمانی آغاز شد که شمش طلا در فضای مجازی «جعلی» خوانده شد. بعدها فیلمها و روایتهایی درباره صحت طلای تحویلی منتشر شد و در ادامه انتشار صوت بحثی از ساختمانی منسوب به ملی به آتش التهاب دامن زد. در گذشته کلیدواژههایی مانند بیفروشی کلیدواژههایی بود که برای فروش اینترنتی طلای آبشده با احتیاط استفاده میشد، اما با دخالت بانک مرکزی در ماههای قبل از اجرای نظارت، صاحبان سکوها همواره مدعی شدهاند که قوانین اجازه فروش خالی به آنها را نمیدهد و باید معادل خرید طلا در بانک را داشته باشند.
در فضای شبکه های اجتماعی، فاصله «ادعا» و «واقعیت» گاه چند دقیقه نیست، به ویژه زمانی که نهادهای نظارتی در این مورد سکوت معناداری دارند. اما در بازار طلا این فاصله می تواند میلیون ها هزینه داشته باشد.
موضوع فقط یک پلتفرم نیست. وقتی صحبت از یک پلتفرم با 25 میلیون کاربر گزارش شده می شود، دیگر فقط یک اختلاف تجاری بین یک شرکت، مشتری یا رقیب نیست.
«میلی» در ژوئن 1405 اعلام کرد که تعداد کاربرانش از مرز 25 میلیون نفر گذشته است و در بین پلتفرم های مشابه مقام اول را دارد. این عدد اهمیت داستان را چند برابر می کند.
ملی با رد ادعای شمش تقلبی اعلام کرد که معادل نهصد و شصت و پنج کیلوگرم طلا در گاوصندوق نگهداری می شود و بازرسی و تحقیقات پلیس امنیت اقتصادی انجام شده است.
شمش تقلبی; واقعیت یا ادعای اثبات نشده؟
در اواسط سپتامبر، ویدئویی در شبکه های اجتماعی منتشر شد که ادعا می کرد شمش طلای دریافتی از ملی، جعلی است. این ادعا به سرعت به یک مسئله بزرگتر تبدیل شد: آیا میلی واقعا به اندازه طلایی که به کاربران فروخته است پشتوانه فیزیکی دارد؟
پاسخ ملی روشن بود: شمش و بسته بندی منتشر شده در فضای مجازی متعلق به این بستر نیست. مدیر ارتباطات این شرکت همچنین اعلام کرد که بیش از 550 کیلوگرم طلای فیزیکی به کاربران تحویل داده شده و گزارش مستندی مبنی بر جعلی بودن شمش های تحویلی دریافت نشده است.
البته این پاسخ پایان ماجرا نیست; بلکه دقیقاً اینجاست که نهاد ناظر باید وارد شود.
اگر شمش واقعا متعلق به ملی است، مقام رسمی باید درجه و اصالت آن را اعلام کند. در غیر این صورت این موضوع نیز باید با گزارش کارشناسی قابل استناد برای افکار عمومی روشن شود. در چنین حالتی انتشار فیلم، فایل صوتی و روایت های متناقض جایگزین آزمایشگاه رسمی و گزارش دستگاه ناظر نیست.
موضوع اصلی ممکن است «طلا» نباشد. بحث اعتماد است
ملی در تازه ترین توضیحات خود اعلام کرده است که معادل 965 کیلوگرم طلای مربوط به تعهدات کاربران به صورت فیزیکی در گاوصندوق و بانک نگهداری می شود و تاخیر در بخشی از تسویه ها به دلیل محدودیت دسترسی به بخشی از ذخایر از جمله در بانک افتتاحیه و همچنین محدودیت درگاه های پرداخت بوده است. این شرکت می گوید ظرف 30 روز بیش از 7 هزار میلیارد تومان تسویه و بیش از 36 کیلوگرم تحویل فیزیکی انجام داده است.
ملی گلد همچنین می گوید 24 شهریور پلیس امنیت اقتصادی از موجودی طلا و تعهدات طلا و ریالی این شرکت خواسته است که بررسی شود و طبق اعلام شرکت این چک 14 روز بعد انجام شده است. در نامه اول مهر به دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز همین ماجرا درباره محدودیت دسترسی به ذخایر و درخواست رفع موانع تکرار می شود. این بخشها شرح ماجرای شرکت است و پاسخ رسمی نهادهای مذکور برای تایید عمومی در دسترس نیست.
اینجاست که یک سوال ساده اما مهم مطرح می شود: اگر ذخایری وجود دارد، چرا گزارش رسمی و قابل انتشار درباره میزان تعهدات، میزان ذخایر و میزان طلای موجود وجود ندارد؟ و اگر چنین ذخایری وجود ندارد چرا مقام رسمی مسئول آن را روشن نمی کند؟
ادامه سکوت نهادهای نظارتی در برابر شایعات و جنجالهای پلتفرمهای پرمخاطب میتواند منجر به فروپاشی دارایی نامشهود اعتماد عمومی و آسیبهای گسترده به پساندازهای خرد شهروندان شود.
سکوت ناظر خطرناکتر از خود بحران است
بازار آنلاین طلا مدت زیادی است که با هشدارهای صنعتی روبرو بوده است. نادر بذرافشان، رئیس اتحادیه طلا و جواهر تهران شهریور ماه امسال از برگزاری بیش از 16 جلسه با ارگان های مختلف و ارسال 14 نامه در مورد آسیب ها و تهدیدات احتمالی این بازار در حدود دو سال گذشته خبر داد. وی همچنین نسبت به تفاوت قیمت خرید و فروش، اعتبار برخی مجوزها و عملکرد برخی بسترها در شرایط بحرانی هشدار داده است.
این هشدارها را نمی توان نادیده گرفت. اما طرف دیگر ماجرا به همان اندازه مهم است: هشدار بدون تعیین تکلیف خود عامل عدم اطمینان است.
اتفاقاً دولت و بانک مرکزی در ماههای گذشته چارچوب نظارتی این بازار را جدیتر کردهاند. بر اساس دستورالعمل مصوب هیات وزیران، بسترهای معاملات آنلاین باید تحت مکانیزم صدور مجوز مشخص فعالیت کنند، طلا قبل از فروش باید در خزانه تایید شده نگهداری شود و سیستم نظارتی بانک مرکزی امکان تطبیق تعهدات پلت فرم با موجودی طلا را فراهم می کند.
حتی در اردیبهشت 1405 اعلام شد که نسخه اولیه سامانه نظارت بر معاملات آنلاین طلا و نقره بانک مرکزی راه اندازی شده است. سیستمی که هدف آن نظارت بر معاملات و کاهش احتمال فروش خالی بود.
بنابراین سوال امروز دیگر «آیا دولت ابزار نظارتی دارد» نیست؟
سوال اینجاست که چرا وقتی پلتفرمی با میلیون ها کاربر وارد بحران اعتماد می شود خروجی این ابزار نظارتی برای عموم قابل مشاهده نیست؟
نبرد سنت و مدرنیته در بازار طلا
در پس این ماجرا رقابت بزرگتری نیز دیده می شود. رقابت بین بازار سنتی طلا و اقتصاد پلت فرم.
افزایش شدید قیمت طلا، خرید مصنوعات را برای بخش بزرگی از جامعه دشوار کرده است. در سال گذشته قیمت طلای 18 عیار نسبت به سال قبل 160 درصد افزایش یافته بود.
در چنین شرایطی خرید چند صدم یا چند دهم گرمی طلا از طریق تلفن همراه برای بخشی از جامعه جایگزین خریدی شده است که روزگاری با مراجعه به طلافروشی انجام می شد.
این تغییر فقط یک تغییر در کانال فروش نیست. مدل کسب و کار را تغییر دهید.
یک زرگر سنتی با ویترین، دستمزد، حق الزحمه مغازه، نیروی انسانی و ارتباط حضوری با مشتری کار می کند که با محاسبه مالیات گاهی بیش از 40 درصد ارزش طلای مصنوعات است. پلتفرم دیجیتال با مقیاس، داده، نرم افزار، بازاریابی شبکه ای و کاهش اصطکاک تراکنش.
این همان چیزی است که در ادبیات اقتصادی از آن به عنوان تخریب خلاق یاد می شود: فناوری لزوماً تجارت قدیمی را از بین نمی برد، اما قوانین رقابت را تغییر می دهد.
بنابراین نمی توان با قطعیت گفت که موج انتقادی اخیر حاصل «نبرد سنت و مدرنیته» است; چنین ادعایی نیاز به سند دارد. اما این احتمال را نیز نمی توان به کلی نادیده گرفت; به خصوص زمانی که همزمان با رشد سریع پلتفرم ها، هشدارهای تجاری تشدید شده است.
سناریوی دیگری نیز وجود دارد: رقابت بین خود پلتفرم های آنلاین. در بازاری که میلیون ها مشتری و هزاران میلیارد تومان داد و ستد می شود، سلب اعتماد از یک بازیگر اصلی می تواند برای سایر بازیگران نیز فرصت ایجاد کند.
اما در اینجا نیز باید مراقب بود: هیچ سند مستقلی وجود ندارد که نشان دهد رقبای ملی پشت اخبار یا ادعاهای اخیر بوده اند. بنابراین این موضوع باید به عنوان یک فرضیه قابل آزمون باقی بماند نه اتهام.
تغییر الگوهای پسانداز مردم از ویترین فروشگاههای سنتی به پلتفرمهای دیجیتال باعث اصطکاک شدید بین منافع بازار سنتی و اقتصاد پلتفرم در حال ظهور و عدم قطعیتهای اخیر ایجاد شده توسط این انتقال سریع شده است.
25 میلیون کاربر؛ عددی که نمی توان آن را نادیده گرفت
شاید این مهمترین نکته داستان باشد.
اگر تعداد کاربران 25 میلیونی اعلام شده را حتی با احتیاط و بدون معادل سازی با کاربران فعال در نظر بگیریم، بازار آنلاین طلا دیگر یک بازار حاشیه ای نیست. مقایسه آمار اعلام شده پلتفرم ها نیز نشان می دهد که Milli با 25 میلیون کاربر بیشترین تعداد اعلام شده را در بین بازیکنانی که آمار عمومی ارائه کرده اند، دارد.
این استقبال را نمی توان نتیجه تبلیغات دانست. در اقتصادی که رشد نقطه به نقطه نقدینگی در مرداد ماه 1405 حدود 54 درصد گزارش شده و حجم نقدینگی به حدود 18541 همات رسیده است، رفتار مردم برای تبدیل بخشی از ریال به دارایی هایی مانند طلا واکنش اقتصادی قابل درک به عدم قطعیت و کاهش قدرت خرید است. از سوی دیگر، این نوع فروش اینترنتی طلا ممکن است با جمع آوری نقدینگی و کاهش سرعت گردش پول به کاهش نرخ تورم کمک کند. بنابراین، وقتی میلیون ها نفر حاضر به خرید طلا حتی با مبالغ کم هستند، یک واقعیت واضح است: مردم این بازار را ساخته اند و مسئله اصلی دیگر این نیست که چرا مردم به بازار آنلاین رفته اند. موضوع این است که دولت چگونه باید این بازار را به صورت ایمن، شفاف و قابل کنترل مدیریت کند.
اکنون توپ در زمین نهادهای نظارتی است
اگر ملی پشتوانه طلایی خود را داشته باشد، بهترین راه برای دفاع از این پلت فرم انتشار بیشتر اطلاعیه ها و رها کردن آن نیست، بلکه ارائه گزارش رسمی و قابل تایید از مانده، بدهی ها، محل نگهداری ذخایر و وضعیت تسویه ها است.
اگر تخلفی صورت بگیرد، مردم حق دارند. دانستن
بدترین وضعیت، وضعیت فعلی است. یعنی یک طرف میگوید «طلا هست»، طرف دیگر سکوت میکند، شبکههای اجتماعی روایتهای مختلفی منتشر میکنند و میلیونها کاربر در میان این روایتها به دنبال پاسخ میگردند.
در این شرایط حتی اگر ادعاهای مطرح شده علیه ملی کذب باشد، سکوت نهادهای مسئول می تواند به خود بازار آسیب برساند.
از این منظر، دفاع از ملی به معنای دفاع بی قید و شرط از شرکت خصوصی نیست. دفاع از حق میلیون ها کاربر برای دانستن حقیقت.
بانک مرکزی، پلیس امنیت اقتصادی، وزارت حریم خصوصی، اتحادیه کسبوکارهای مجازی و سایر نهادهای مسئول اکنون تکلیف مشخصی دارند: حل اختلاف بین ادعاها با سند و نه با سکوت.
اگر قرار است بازار طلای آنلاین بخشی از اقتصاد دیجیتال ایران باشد، باید با نظارت هوشمند رشد کند، نه اینکه با شایعات فرو بپاشد.
و شاید مهمتر از همه، اگر Millie یا هر پلتفرم دیگری قرار است به تعهدات خود عمل کند، نباید اعتماد میلیونها کاربر را از قبل قربانی یک جنگ خبری بیپاسخ کند.
در بازار طلا، سرمایه فقط شمش و سکه نیست. اعتماد نیز یک دارایی است. و این روزها آنچه که بیش از هر چیز دیگری نیاز به ارزش گذاری و مراقبت دارد همین امانت است.















گفتگو در مورد این post