مهران ابراهیمیان، بازار; بررسی ساختار تامین مالی در اقتصاد کشور نشان می دهد که فاصله زیادی بین اهداف اعلام شده با واقعیت های موجود در بازار سرمایه وجود دارد. در این نشست تخصصی چالش های اقتصادی، موانع توسعه بورس، ناهماهنگی نظام بانکی و پیامدهای سیاست های دستوری مورد بررسی قرار گرفت.
احسان دشتیانه در این جلسه با اشاره به سهم ناچیز بازار سرمایه در تامین مالی گفت: سهم بازار سرمایه در تامین مالی حدود 9.7 درصد است و تصویری که سازمان بورس برای خود ترسیم کرده با واقعیت های عملیاتی فاصله زیادی دارد.
احسان دشتیانه با اشاره به سهم کمتر از 10 درصدی بازار سرمایه در تامین مالی کشور گفت: با روند کنونی رسیدن به سهم 50 درصدی حدود 60 سال زمان نیاز دارد.
وی افزود: اگر قرار باشد با نرخ فعلی به سهم 50 درصدی از بازار سرمایه برسیم، این روند حدود 60 سال طول می کشد. بنابراین، دست دادن فعلی، بورس را به جایگاه مناسبی برای ایفای نقش در تامین مالی سوق نمی دهد.
تبدیل بازار سهام به خزانه اوراق قرضه دولتی و فشار منفی نرخ بهره
این کارشناس بازار سرمایه با تاکید بر اینکه عمده اوراق منتشر شده در بازار سرمایه مربوط به تامین مالی دولت است، تصریح کرد: بخش زیادی از منابع جذب شده در بازار اوراق بدهی پول نو نیست، بلکه برای توزیع مجدد اوراق قبلی و تامین کسری بودجه دولت و شهرداری ها استفاده می شود.
این کارشناس بازار سرمایه تاکید کرد: نرخ سود منفی و سیاست های دستوری نظام بانکی باعث کوچک شدن ترازنامه بانک ها و انحراف بورس به سمت خزانه اوراق دولتی شده است.
وی یکی از ریشه های اصلی ناکامی های اقتصادی را شکاف نرخ سود واقعی و اسمی دانست و گفت: نرخ سود منفی و سیاست های دستوری بانک مرکزی باعث می شود ترازنامه بانک ها سالانه کوچک شود. وقتی نظام بانکی با نرخ های دستوری مهار می شود و تسهیلات در قالب سهمیه بندی توزیع می شود، جاذبه کاذبی ایجاد می شود که نتیجه آن خلق پول بدون پشتوانه و تحمیل تورم به کل جامعه است.
لزوم اصلاح قوانین و تحقق پنج پیش شرط حیاتی بازار سرمایه
دشتیانه در ادامه ساختار تامین مالی ایران را با سایر اقتصادهای جهان مقایسه کرد و خاطرنشان کرد: در اقتصادهای باثبات، بازار سرمایه به عنوان رکن دوم در کنار نظام بانکی عمل می کند، اما در ایران موانع ساختاری مانع از تحقق این ماموریت شده است.
دشتیانه پنج پیش شرط اصلی را حذف نرخ سود منفی، ثبات قوانین، توقف قیمت گذاری دستوری، خروج دولت و بهبود حاکمیت شرکتی برای نجات بازار سهام دانست.
وی برای نجات بازار سرمایه و بازگرداندن آن به مسیر اصلی، پنج پیش شرط اساسی را مطرح کرد: اول حذف نرخ سود واقعی منفی. دوم، ثبات در قوانین و پایان دادن به قیمت گذاری دستوری و بخشنامه های لحظه ای. ثالثاً، دولت از مداخله در بازار کناره گیری می کند و استفاده از بورس را برای جبران کسری بودجه متوقف می کند. چهارم، فراهم کردن بستر برای ورود پول بیمار و قابل نقد; و پنجم، ترویج حاکمیت شرکتی و اصلاح ساختار مدیریتی شرکت ها به گونه ای که مدیران منافع بلندمدت تولید را بر تصمیم گیری های کوتاه مدت ترجیح دهند.















گفتگو در مورد این post