به گزارش بازار به نقل از مجله آتلانتیک، اگر به روایت دولت دونالد ترامپ گوش دهید، جنگ با ایران تقریبا تمام شده است. اما وضعیت نظامی آمریکا داستان متفاوتی را بیان می کند: نیروی دریایی ایالات متحده برای حضور طولانی مدت، حداقل تا پایان سال، مستقر می شود. اقدامی که گزینه تشدید درگیری را باز نگه می دارد.
نیروی دریایی آمریکا در حال جابجایی ناوهای هواپیمابر خود که مهمترین و شاخص ترین سرمایه این نیرو محسوب می شود را به سراسر جهان می دهد تا بتواند در ماه های پایانی سال جاری دو ناو هواپیمابر را در خلیج فارس و اطراف آن مستقر کند. این به آمریکا اجازه میدهد هم ایران و هم حوثیهای یمن را هدف قرار دهد. همزمان، ارتش ایالات متحده استقرار نیروهای لشکر 82 هوابرد را که در حال حاضر در منطقه هستند، به دلیل «نیازهای عملیاتی» تمدید کرده است.
این درگیری که اکنون در هفتمین ماه خود قرار دارد، بسیار بیشتر از پیش بینی های اولیه رئیس جمهور مبنی بر پیروزی طی چند هفته به طول انجامیده است. مقامات ارشد دولتی اخیرا سعی کرده اند ابعاد این درگیری را کم اهمیت جلوه دهند. ظاهرا با این امید که کم کم موضوع از تیتر خبرها محو شود. ونس معاون رئیس جمهور JD هفته گذشته به خبرنگاران گفت که آمریکا اساساً در حال جنگ نیست. بلافاصله پس از آن، ترامپ این درگیری را یک «چیز کوچک» توصیف کرد – هرچند که از آن زمان خودش از کلمه «جنگ» استفاده کرده است.
پس از اینکه ایران یک کشتی جنگی آمریکایی را هدف قرار داد، نیروی دریایی آمریکا پنج نفتکش حامل نفت خام ایران را غرق کرد. بدون هیچ مذاکرهای و پایان دادن به خصومتها، نیروی دریایی ایالات متحده در جنگ باقی خواهد ماند. آن هم برای مدت نامحدود. این وضعیت بار سنگینی را که قبلاً بر دوش نیروی دریایی و ذخایر مهمات آمریکا گذاشته شده بود، افزایش می دهد.
استقرار غیرعادی و طولانی ناو هواپیمابر یو اس اس آبراهام لینکلن با مشکلات متعددی همراه بود. خدمه 264 روز متوالی را در دریا گذراندند و بیش از 1.5 میلیون پوند مهمات استفاده کردند. این ماموریت با کمبود مواد غذایی و تجهیزات، مشکلات لوله کشی و روحیه ضعیف خدمه مواجه بود. سرانجام لینکلن عازم تایلند شد و یو اس اس جورج واشنگتن جایگزین او شد.
کشتی واشنگتن به حدود 20 کشتی دیگر در خاورمیانه پیوست. از جمله ناو هواپیمابر یو اس اس جورج اچ دبلیو بوش» که از ماه آوریل در این منطقه حضور دارد، اکنون گروه رزمی ناو هواپیمابر یو اس اس تئودور روزولت در حال آماده شدن برای خروج از پایگاه خود در سن دیگو و جانشینی واشنگتن است؛ انتظار می رود واشنگتن تا پایان سال ماموریت خود را به پایان برساند.
به گفته مقامات آمریکایی که با آتلانتیک صحبت کردند، نیروی دریایی ایالات متحده قصد دارد دو گروه جنگی ناو هواپیمابر را در خاورمیانه در نزدیکی ایران حداقل تا پایان سال 2026 حفظ کند. نیروی دریایی ایالات متحده از زمان اوج گیری جنگ افغانستان و عراق به ندرت چنین حضور نظامی قدرتمندی در منطقه داشته است. این مقامات گفتند که این اقدام نشان می دهد که دولت ترامپ در حال بررسی افزایش عملیات نظامی و حملات خود علیه ایران پس از نوامبر است.
دریاسالار داریل کادل، رئیس عملیات نیروی دریایی ایالات متحده در گفتگو با خبرنگاران اواخر ماه گذشته، خدمه ناو روزولت را برای روزهای سخت پیش رو و یک ماموریت طولانی در دریا آماده کرد. به خصوص اکنون که حملات ایران به پایگاه های آمریکایی در کشورهای خلیج فارس کار را برای به ساحل رساندن ملوانان بسیار دشوارتر کرده است.
کادل اعتراف کرد که نمی تواند بگوید ماموریت روزولت چقدر طول خواهد کشید و ممکن است چندین بار تمدید شود.
وی ادامه داد: اگر می دانیم وارد منطقه خطر می شویم باید با دقت و اطمینان بیشتری بتوانیم پیش بینی کنیم که ناو هواپیمابر و گروه رزمی آن تا چه زمانی در منطقه ماموریت خواهند ماند.
وی افزود: من معمولا طرفدار تمدید ماموریت نیستم و به شدت در مقابل آن مقاومت می کنم. اما دشمن هم در این تصمیم نقش دارد.
ادامه جنگ اصلاً آن چیزی نیست که کاخ سفید می خواهد. ترامپ ماه هاست که تلاش می کند خود را از این جنگ خارج کند و بارها از اینکه نتوانسته ایران را مجبور به تسلیم کند، ناامید و عصبانی بوده است. او همچنین از اینکه تهران همچنان به تهدیدهای بلندپروازانه و اغراق آمیز او سرپیچی می کند، عصبانی است.
در هفتههای اخیر، دولت آمریکا به کمپین فشار اقتصادی متوسل شده است تا تهران را وادار به تسلیم کند. مقامات آمریکایی مدعی شدهاند که نشانههایی وجود دارد که نشان میدهد این رویکرد در حال نتیجه دادن است و اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به فروپاشی نزدیک شده است. تهران این ادعاها را رد کرده است.
اما فشار اقتصادی ممکن است ماه ها یا حتی سال ها طول بکشد تا تأثیر کامل خود را نشان دهد.
ترامپ اخیرا به نوعی به ثبات ایران اشاره کرده است. او قبل از سوار شدن به هواپیمای ریاست جمهوری ایر فورس وان به خبرنگاران گفت که اکنون معتقد است تهران حتی پس از انتخابات آمریکا نیز تلاش خواهد کرد به مقاومت خود ادامه دهد. برخی از دستیاران او معتقدند که این وضعیت ممکن است حتی بیشتر ادامه یابد.
ادامه فشار شدید اقتصادی بر ایران میتواند منافع سیاسی برای دولت ایالات متحده داشته باشد و درگیریهای غیرمحبوب را تا حد زیادی از کانون توجه دور نگه دارد، زیرا جمهوریخواهان برای انتخاب مجدد در پاییز امسال رقابت میکنند. اما مشکل ذاتی این طرح این است که ادامه وضعیت موجود احتمالاً قیمت بنزین را بالا نگه میدارد. به همین دلیل است که دولت آمریکا تا این حد بر تنگه هرمز تمرکز کرده است. یک آبراه حیاتی برای تامین انرژی در سراسر جهان. ایران در روزهای اول جنگ عملا این مسیر استراتژیک را بست.
یک مقام ارشد کاخ سفید و یک مشاور خارج از دولت گفت که ترامپ به مشاوران محافل خصوصی گفته است که مشتاق ادعای پیروزی و کنار رفتن از این موضوع است، اما اذعان میکند که تا زمانی که تنگه هرمز تا حد زیادی بسته نشود یا ایران به تهدید خود ادامه دهد، نمیتواند چنین ادعایی را به طور قابل اعتمادی مطرح کند. رئیس جمهور همچنین با اقدام نظامی در اطراف آبراه برای پاسخ به تلاش های تهران برای خنثی کردن محاصره واشنگتن موافقت کرده است.
به گفته این مقام ارشد، دولت ایالات متحده همچنین آماده شدن برای این احتمال را آغاز کرده است که یک کارزار فشار اقتصادی می تواند ایران را به تشدید حملات خود سوق دهد و در نتیجه نیاز به حضور نظامی بیشتر ایالات متحده باشد. و اگرچه ترامپ ترجیح میدهد جنگ در سریعترین زمان ممکن پایان یابد، اما تمایل خود را برای بررسی از سرگیری یک کارزار نظامی گستردهتر و پایدارتر نشان داده است. با این حال، این اقدام احتمالا تنها پس از انتخابات میان دوره ای و زمانی که پنتاگون بخشی از ذخایر تسلیحاتی خود را جایگزین کرده است، انجام خواهد شد.
در حال حاضر به نظر می رسد تهران تشدید تنش را ترجیح می دهد.
در روزهای اخیر، نیروهای ایرانی به کشتیهای تجاری حمله کرده، تهدید به ایجاد منطقه ممنوعه دریایی در خلیج فارس کردهاند – اقدامی که برای آمریکا و دیگر کشورهای حاشیه خلیجفارس کاملا غیرقابل قبول است – کشتیهای نیروی دریایی آمریکا در نزدیکی این منطقه را با موشکهای بالستیک هدف قرار دادهاند و قول دادهاند «در مقابل هر تهدیدی حتی قبل از تحقق آن اقدام کنند». همه این اقدامات تهران حاوی یک پیام بود: ما آماده ایم تا جایی که لازم است برای رسیدن به توافق پیش برویم.
ناوهای هواپیمابر تنها کشتی هایی نیستند که می توانند از محاصره آمریکا علیه تنگه هرمز حمایت کنند. اما آنها چیزی را به ایالات متحده می دهند که کشتی های دیگر نمی دهند: یک فرودگاه متحرک که قادر است به سرعت عملیات های رزمی پایدار را بدون اتکا به پایگاه هایی در کشورهایی که می تواند هدف ایران قرار گیرد، راه اندازی کند. در مقیاسی وسیع تر، ناوهای هواپیمابر به عنوان یک عامل بازدارنده و نمایش قدرت و عزم آمریکا در نظر گرفته می شوند. با این حال، آنها همچنین می توانند محدودیت های توانایی های آمریکا را آشکار کنند.
تا زمانی که دو ناو از 10 ناو هواپیمابر موجود آمریکا در نزدیکی خلیج فارس هستند، نیروی دریایی نمیتواند یک ناو هواپیمابر را برای مدت طولانی در هر نقطه دیگری از جهان مستقر نگه دارد، مگر اینکه نیرو تحت فشار شدید قرار گیرد. سایر ناوهای هواپیمابر یا در کارخانههای کشتیسازی هستند یا در بین ماموریتها در حال بازسازی هستند. هر بار که ایالات متحده یک ماموریت دریایی را تمدید می کند، برنامه کشتی سازی ها برای ماه ها مختل می شود. این وضعیت به خانواده های نیروی دریایی و خود ملوانان نیز فشار زیادی وارد می کند.
این بدان معناست که هیچ ناو هواپیمابری در اقیانوس آرام نیز وجود نخواهد داشت تا عزم آمریکا را برای دفاع از متحدان خود و تایوان در برابر تهاجم احتمالی چین به نمایش بگذارد. همچنین این ناو هواپیمابر در نیمکره غربی مستقر نخواهد بود.
برایان کلارک، کارشناس دفاعی در مؤسسه هادسون، گفت: هنگامی که دولت تصمیم گرفت محاصره را محور تلاش های خود قرار دهد، همچنین تصمیم گرفت که این یک کمپین طولانی مدت باشد. اما نگه داشتن ناوهای هواپیمابر در خلیج فارس برای انجام حملات واکنشی از حضور ناوهای هواپیمابر در نقاط دیگر جلوگیری می کند. ممکن است شاهد کاهش نفوذ آمریکا در مناطقی مانند منطقه آسیا و اقیانوسیه، از جمله ژاپن و تایوان باشیم.
مقامات دفاعی گفتند که متحدان ایالات متحده نیز در حال آماده شدن برای حضور باثبات و نامنظم ناوهای هواپیمابر آمریکایی در آسیا هستند و ژاپن و فیلیپین در حال گفتگو در مورد راه هایی برای تقویت نیروهای دریایی خود در پاسخ به تهدید چین هستند.
در همین حال، ایالات متحده به ترکیب متفاوتی از کشتیها برای عملیات خود در اقیانوس هند و اقیانوس آرام متکی است. در میان آنها کشتیهای رزمی ساحلی هستند که معمولاً خاورمیانه را پشتیبانی میکنند، اما مدت کوتاهی پس از شروع جنگ ایران برای تعمیر و نگهداری وارد سنگاپور شدند. نیروی دریایی آمریکا تلاش کرده است برخی از این کشتی ها را به خلیج فارس بازگرداند.
ملوانان ناوهای هواپیمابر مستقر در خلیج فارس با صحنه عملیاتی روبرو خواهند شد که با ثبات ایران شکل گرفته است. در پی حملات تهران در شش ماه گذشته، واشنگتن زیرساخت های مورد نیاز برای پشتیبانی از چندین بندر ناو هواپیمابر در مکان هایی مانند بحرین و امارات متحده عربی را از دست داده است.
در حال حاضر، تا زمانی که نیروی دریایی ایالات متحده مکانهای جایگزینی را برای استراحت و مرخصی خدمه پیدا کند – در آفریقا و احتمالاً حتی تا سنگاپور دورتر – گروههای جنگی ناو هواپیمابر در مأموریتهای طولانی احتمالاً تنها دو ایستگاه خواهند داشت: یکی در مسیر و دیگری در راه خانه.
و علیرغم کاهش تعداد بنادر امن و نزدیک، تامین تدارکات و تجهیزات باید از پایگاه های دورتر انجام شود. از جمله دیگو گارسیا، قلمرو بریتانیا در مرکز اقیانوس هند.
ماموریت های حامل معمولی شش تا هشت ماه طول می کشد. اما تمدید ماموریت ها در خلیج فارس آخرین مورد از یک سری ماموریت های طولانی تر در دهه گذشته است. دوره ای که آمریکا تلاش کرده است تا حضور قدرتمند دریایی خود را در اروپا، آسیا، خاورمیانه و اکنون در نیمکره غربی حفظ کند.
ناو هواپیمابر USS Gerald R. Ford ناوگانی را رهبری کرد که در آستانه ربوده شدن نیکلاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا در ژانویه، کاراکاس را تحت فشار قرار داد.
این ماموریتهای طولانیتر باعث ایجاد اثرات موجدار در سراسر نیروی دریایی میشود و زمانی را که در غیر این صورت صرف نگهداری و آموزش در آینده میشود، از بین میبرد. این وضعیت به تدریج از آمادگی ملوانان کاسته است.
جان پندلتون که بیش از یک دهه مدیریت امور آمادگی نظامی در دفتر پاسخگویی دولت ایالات متحده را بر عهده داشت، می گوید: «وقتی از دارایی بیش از حد استفاده می کنید، در نهایت باید هزینه آن را بپردازید.
نیروی دریایی ایالات متحده قبلاً اثرات چنین فشارهایی را تجربه کرده است. در سال 2017، پس از برخورد دو ناوشکن با کشتیهای دیگر در دو حادثه مرگبار در اقیانوس آرام در عرض تنها دو ماه، مقامات نیروی دریایی اذعان کردند که سرعت بالای عملیات در این حوادث نقش داشته است: کشتیها اغلب برای رفع نیازهای عملیاتی مستقر میشدند – در حالی که با کمبود آموزش، تعمیر و نگهداری و نیروی انسانی مواجه بودند. وضعیتی که باعث شد خدمه بیش از حد تحت فشار قرار بگیرند و در مواردی به مرز خستگی رسیدند.
اکنون، تقریباً یک دهه بعد، تهدیدی مشابه در خلیج فارس وجود دارد.
















گفتگو در مورد این post