احمد زیدآبادی به بحث تاریخی درباره شکست ناپذیری ایران واکنش نشان داد و سوالی را مطرح کرد که حمله یونانیان، اعراب و مغول ها را برانگیخت. او معتقد است که تاریخ درس متفاوتی از قدرت ملت ها و تغییر زمانه دارد.
اقتصاد ایران:
احمد زیدآبادی، فعال رسانه ای و تحلیلگر سیاسی در یادداشتی با عنوان «صادق نبوده ایم! وی به اظهارات دبیر شورای عالی امنیت ملی خطاب به مارکو روبیو واکنش نشان داد و تاکید کرد که هیچ سرزمین، ملت و مردمی در جهان از حوادث و فراز و نشیب های تاریخی مصون نبوده است.
پاسخ دبیر شورای عالی امنیت ملی به روبیو
ماجرا از سخنانی آغاز شد که دبیر شورای عالی امنیت ملی خطاب به مارکو روبیو خطاب کرد. وی با اشاره به تاریخ ایران گفت: مردم و قدرت های بزرگتر از مقامات کنونی آمریکا چندین هزار سال آرزوی ورود به ایران، اشغال این سرزمین و نابودی ملت ایران را داشتند، اما ملت ایران همه آنها را شکست داد و امروز در تاریخ نامی از آنها نیست.
زیدآبادی در پاسخ به این سخنان نوشت که گرچه از نظر او روبیو فردی «جاهل و مغرض» است و ملت ایران در طول تاریخ توانسته است با وجود رنج ها و سختی ها و فراز و نشیب های فراوان دوام بیاورد، اما پاسخگویی با رجوع به تاریخ دقت بیشتری می طلبد.
زیدآبادی: پاسخ تاریخی باید دقیق و منطقی باشد
زیدآبادی معتقد است: اگر قرار است از تاریخ برای پاسخگویی به یک مقام سیاسی خارجی استفاده شود، این پاسخ باید دقیق، منطقی و مبتنی بر داده های قطعی و روشن تاریخی باشد.
او سپس یک سؤال تاریخی را مطرح کرد و نوشت که اگر روبیو بپرسد که یونانیان، اعراب و مغولان به کدام سرزمین حمله کردند، به کجا وارد شدند و در طول چندین قرن بر چه کشوری حکومت کردند، پس پاسخ آن چه خواهد بود؟
زیدآبادی در این راه سعی کرده است یادآوری کند که تاریخ ایران مانند تاریخ بسیاری از ملت ها تنها یک سلسله پیروزی نیست و دوره هایی از حمله، شکست، اشغال و حکومت نیروهای بیگانه را نیز تجربه کرده است.
هیچ ملت و سرزمینی بالاتر از شما نیست
محور اصلی یادداشت زیدآبادی این است که هیچ سرزمین، ملت و مردمی بر روی کره زمین «ویران» نیست و هیچ جامعه ای نمی تواند خود را برای همیشه از آسیب ها و تغییرات تاریخی مصون بداند.
او این حقیقت را یکی از مهم ترین درس هایی می داند که از تاریخ می توان گرفت; اینکه قدرت هیچ ملت و کشوری دائمی و تضمین شده نیست و هیچ جامعه ای نباید در برابر تحولات زمانه شکست ناپذیر فکر کند.
زیدآبادی بر این اساس هشدار داده است که نباید به قدرت خود مغرور شد و از تغییر شرایط و آنچه «حیله روزگار» می نامد غافل ماند.
انتقاد زیدآبادی از استفاده انتخابی از تاریخ
در واقع نکته اصلی مطرح شده در یادداشت زیدآبادی، نفی ماندگاری تاریخی ایران نیست، بلکه نقد نوع ارجاع به تاریخ برای اثبات شکست ناپذیری یک ملت است.
وی تاکید می کند که ملت ایران با همه مصائب و فراز و نشیب های تاریخی زنده مانده است، اما همین تاریخ نشان می دهد که ایران دوره های تهاجم خارجی و حکومت نیروهای متجاوز را نیز پشت سر گذاشته است.
بنابراین، از دیدگاه او، وقتی تاریخ به عنوان مبنای یک پاسخ سیاسی قرار می گیرد، باید تمام واقعیت های آن را در نظر گرفت و نمی توان تنها بخشی از رویدادهای تاریخی را انتخاب کرد که با استدلال مورد نظر منطبق باشد.
پیام پایانی زیدآبادی چه بود؟
زیدآبادی در پایان یادداشت خود به همان نتیجه اصلی باز می گردد; که هیچ ملت و سرزمینی از حوادث روزگار مصون نیست.
او معتقد است مهم ترین درسی که از تاریخ می توان گرفت این است که هیچ جامعه ای نباید به قدرت خود افتخار کند یا تصور کند که امکان ندارد شکست و آسیب را تجربه کند.
از دیدگاه او، ماندگاری تاریخی ایران یک واقعیت قابل توجه است، اما همین تاریخ، در کنار دوره های مقاومت و پیروزی، تجربه یونانیان، اعراب و مغول ها و دوره های حکومت آنها را نیز در بر می گیرد و این واقعیت را باید در بحث های تاریخی لحاظ کرد.















گفتگو در مورد این post