بازار؛ گروه بانک و بیمه: آخرین گزارش های نظارتی حاکی از شکاف عمیق الزامات قانون حمایت از خانواده و عملکرد عملیاتی شبکه پولی کشور است. در حالی که بیش از یک میلیون متقاضی در صف های طولانی وام ازدواج و فرزندآوری منتظر دریافت اعتبار هستند، ارزیابی رسمی حکایت از عملکرد غیرقابل قبول (زیر 40 درصد) هشت بانک مطرح در اجرای تعهدات شش ماهه خود دارد. پدیده ای که دلیل تعمیق ناهماهنگی بانکی، نرخ سود دستوری و اولویت بندی نادرست هزینه های اعتباری است، وارد فاز جدیدی از مطالبات نخبگان و سیاست گذاران اقتصادی شده است.
بر اساس اعلام مراجع بازرسی اقتصادی، هشت موسسه مالی شامل بانکهای سرمایه، قرضالحسنه رسالت و توسعه صادرات ایران در بخش حیاتی ازدواج و بانکهای زمین، تجارت، تعاون، گردشگری و مسکن ایران در تسهیلات حمایتی از فرزندآوری با کمتر از 40 درصد از سهمیههای مصوب گروههای معوق قرار گرفتند.
کالبد شکافی کارایی اعتبار هشت بانک؛ زنگ خطر در اجرای تعهدات قانون جمعیت
بررسی آمارها و ارزیابیهای دستگاههای عالی نظارتی در خصوص عملکرد شش ماهه اول نظام بانکی نشان از ناکامی فاحش گروهی از فعالان شبکه پولی در انجام وظایف حمایتی خود دارد. بر اساس اعلام مراجع بازرسی اقتصادی، هشت موسسه مالی شامل بانکهای سرمایه، قرضالحسنه رسالت و توسعه صادرات ایران در بخش حیاتی ازدواج و بانکهای زمین، تجارت، تعاون، گردشگری و مسکن ایران در تسهیلات حمایتی از فرزندآوری با کمتر از 40 درصد از سهمیههای مصوب گروههای معوق قرار گرفتند. قرار گرفتن این گونه بانک ها با ساختارهای مختلف ساختاری مانند بانک های تخصصی دولتی، قرض الحسنه و بانک های تجاری خصوصی در این فهرست نشان دهنده گره نهادی چندوجهی و پیچیده است.
افت قابل توجه عملکرد این هشت نهاد نه تنها یک شکست اداری است، بلکه این پیام ساختاری را به سیاستگذار پولی مخابره می کند: سازوکارهای تشویقی یا تنبیهی کنونی نتوانسته قدرت انطباق شبکه بانکی در برابر مصوبات بودجه را تضمین کند. اگر تعهدات شش ماهه اول سال مالی در پایان نیمه اول به 40 درصد نرسد، جبران این کسری در نیمه دوم سال – زمانی که بانک ها با فشار مضاعف تسویه پایان سال و کنترل ترازنامه مواجه هستند – عملا غیرممکن خواهد بود. این رویکرد انقباضی انتخابی، فشار متقاضیان تامین مالی را بر دوش معدود بانکهای منضبطتر وارد کرده و کل فرآیند سیاستگذاری جمعیت را به بن بست رسانده است.
پیامد فوری تعلل بانک ها، واریز سنگین و نگران کننده صدها هزار پرونده در سامانه های ثبت است. بیش از 470 هزار متقاضی جوان برای دریافت کمک هزینه ازدواج و بیش از 500 هزار خانواده در ردیف وام های فرزندآوری بلاتکلیف مانده اند.
مقایسه عملکرد کلان شبکه پولی; رکورد شکننده میانگین های ملی
در شرایطی که هشت بانک مذکور رکورد بسیار پایینی را به ثبت رسانده اند، وضعیت سایر اجزای شبکه بانکی چندان چشمگیر نیست. آمارهای کل نشان می دهد که میانگین جذب و تخصیص منابع توسط سایر بانک ها در بخش ازدواج به 77 درصد و در بخش فرزندآوری به 61 درصد رسیده است. اگرچه فاصله این میانگین ها با عملکرد کم 8 بانک مذکور مشهود است، اما توقف نرخ فرزندآوری در مرز 61 درصد نشان دهنده بی میلی آشکار کل نظام بانکی به سمت تسهیلات کم بهره و بلندمدت است.
تحلیل عمیق این داده ها نشان می دهد که بانک ها به دلیل بازدهی اندک، کارمزد 4 درصد و بازپرداخت طولانی مدت، تسهیلات فرزندآوری را بار مازاد بر دفاتر مالی خود می دانند. میانگین تحقق 77 درصدی ازدواج مطلوبتر به نظر میرسد، اما به دلیل انباشته شدن درخواستهای سالانه، همچنان قادر به پاسخگویی به جریان مستمر متقاضیان جدید نیست. این ناهمگونی عملکرد در شبکه بانکی باعث ایجاد نوعی بی عدالتی اعتباری منطقه ای و سازمانی شده است. به طوری که مشتریان یک بانک با درهای بسته روبرو می شوند و مشتریان بانک دیگر روند کوتاه تری را طی می کنند.
ریشه یابی علمی رفتار انقباضی بانک ها ما را به نقطه تلاقی سیاست های انقباضی بانک مرکزی و قوانین بودجه می رساند. بانک مرکزی از یک سو با هدف مهار نقدینگی و تورم، راهکاری را برای کنترل برخی از ترازنامه بانک ها و محدود کردن رشد دارایی های تحت پوشش با سقف های سخت (1.5 تا 2.5 درصد در ماه) اجرا کرده است. از سوی دیگر شورای اسلامی و قوانین پشتیبان هر ساله حجم زیادی از تسهیلات اعتباری با نرخ سود ترجیحی 4 درصد را به شبکه بانکی دیکته می کند.
رسوب شدید متقاضیان در رتبه های اعتباری; چالش ساختاری عدم تطابق عرضه و تقاضا
پیامد فوری تعلل بانک ها، واریز سنگین و نگران کننده صدها هزار پرونده در سامانه های ثبت است. خلاصه گزارش های پاییز 1404 و نیمه اول 1405 ثابت می کند که ردیف متقاضیان وام ازدواج و فرزندآوری در آستانه شکستن رکورد یک میلیون نفری است. به طوری که بیش از 470 هزار جوان متقاضی تسهیلات ازدواج و بیش از 500 هزار خانواده در ردیف وام فرزندآوری بلاتکلیف مانده اند. ارقامی که طولانی شدن غیرمنطقی زمان انتظار به چندین ماه و حتی بیش از یک سال در برخی شهرهای بزرگ را تداعی می کند.
این ایستگاه فرسوده علاوه بر آسیب جدی به معیشت زوج های جوان، قدرت خرید تسهیلات مصوب را نیز به دلیل امواج تورمی به شدت مستهلک می کند. وامی که قرار است به عنوان موتوری برای شروع زندگی مشترک یا جبران هزینه های اولیه نوزاد عمل کند، زمانی که پس از 12 تا 18 ماه تاخیر پرداخت شود، ارزش واقعی خود را از دست می دهد. بنابراین صف بندی متقاضیان نه تنها یک معضل اجرایی است، بلکه به عاملی برای تضعیف اعتماد عمومی به مصوبات و سیاست های حمایتی دولت تبدیل شده است.
در این اصطکاک سیاسی، بانک هایی که با عدم تعادل دارایی و بدهی، کفایت سرمایه منفی در برخی موسسات و بحران نقدینگی مواجه هستند، نمی خواهند سهمیه ترازنامه خود را صرف تسهیلات غیراقتصادی کنند. برای مدیر یک بانک تجاری، تخصیص منابع به تسهیلات بدهی با کارمزد بسیار پایین و نرخ های نکول پنهان به معنای از دست دادن فرصت ارائه تسهیلات با نرخ سود متعارف بازار و قراردادهای مبادله یا مشارکت است.
تلاقی تسهیلات اعتباری و کنترل رشد ترازنامه؛ پازل سیاست پولی
ریشه یابی علمی رفتار انقباضی بانک ها ما را به نقطه تلاقی سیاست های انقباضی بانک مرکزی و قوانین بودجه می رساند. بانک مرکزی از یک سو با هدف مهار نقدینگی و تورم، راهکاری را برای کنترل برخی از ترازنامه بانک ها و محدود کردن رشد دارایی های تحت پوشش با سقف های سخت (1.5 تا 2.5 درصد در ماه) اجرا کرده است. از سوی دیگر شورای اسلامی و قوانین پشتیبان هر ساله حجم زیادی از تسهیلات اعتباری با نرخ سود ترجیحی 4 درصد را به شبکه بانکی دیکته می کند.
در این اصطکاک سیاسی، بانک هایی که با عدم تعادل دارایی و بدهی، کفایت سرمایه منفی در برخی موسسات و بحران نقدینگی مواجه هستند، نمی خواهند سهمیه ترازنامه خود را صرف تسهیلات غیراقتصادی کنند. برای مدیر یک بانک تجاری، تخصیص منابع به تسهیلات بدهی با کارمزد بسیار پایین و نرخ های نکول پنهان به معنای از دست دادن فرصت ارائه تسهیلات با نرخ سود متعارف بازار و قراردادهای مبادله یا مشارکت است. در نتیجه این هشت بانک که برخی از آنها با اضافه برداشت یا عدم تعادل حاد سرمایه دست و پنجه نرم می کنند، ترجیح داده اند ترازنامه های شکننده خود را با زیر پا گذاشتن سهمیه های جمعیتی مدیریت کنند.
خروج از انسداد فعلی مستلزم گذار از روش های دستور زبان سنتی به مکانیسم های علمی و انگیزشی است. اول، بانک مرکزی باید ابزارهای نظارتی خود را از اخطارهای رسمی به جرایم مالیاتی و عملیاتی واقعی ارتقا دهد. به طوری که دسترسی بانک های معوق با عملکرد زیر 40 درصد به پنجره نقدینگی، بازار بین بانکی و خدمات کارگزاری محدود و نرخ سپرده قانونی آنها افزایش می یابد. از سوی دیگر برای بانک های بیش از حد نصاب، مشوق هایی مانند معافیت های هدفمند باید در محدوده کنترل ترازنامه لحاظ شود تا تضاد منافع مدیران برطرف شود.
نقد سیستم تضمین و رفتار انتخابی شعب در اعتبار سنجی
یکی از حلقه های مفقوده تشدید نارضایتی ها، انحراف در روند اجرای مقررات داخلی بانکی است. علیرغم اظهارات مکرر نهادهای نظارتی مبنی بر کفایت «یک ضامن معتبر» یا استفاده از سیستمهای نوین اعتبارسنجی، شعب بانکها بهویژه شعبههای وابسته به بانکهای با عملکرد زیر ۴۰ درصد، با اعمال شرایط فراقانونی از جمله الزام ضامن مستخدم رسمی به دو یا سه نفر، موانع مصنوعی بر سر راه متقاضیان ایجاد میکنند. یادداشت ها و چک های فیشر. این رویکرد یک فیلتر غیررسمی برای کاهش سرعت خروج منابع از بانک در نظر گرفته می شود.
این تناقض آشکار آیین نامه ابلاغی با واقعیت شعب بیش از هر چیز ناشی از ترس مدیران ردیف از افزایش مطالبات غیرجاری و نبود انگیزه اقتصادی در سطوح عملیاتی است. هنگامی که عملکرد شعبه با سودآوری و جذب منابع گران قیمت ارزیابی می شود، اختصاص زمان و انرژی به پرونده های وام بدون کسب سود در اولویت کارکنان شعبه نیست. این امر باعث ایجاد شکاف عمیقی بین قانون و اجرا در شعب این هشت بانک و حتی کل شبکه پولی شده است.
همچنین زمان آن فرا رسیده است که نظام تامین مالی وام های حمایتی تنها از اتکا به منابع داخلی بانک ها فاصله بگیرد. بهره گیری از ظرفیت بازارهای مالی، انتشار صکوک قرض الحسنه با ضمانت دولتی و استفاده از خطوط اعتباری اختصاصی متصل به منابع هدفمندی یارانه ها یا حساب توسعه ملی می تواند بار سنگین تعهدات را از دوش ترازنامه های آسیب پذیر بانک ها بردارد.
راه حل های ساختاری؛ انتقال از سرکوب مالی به ابزارهای اعتباری هوشمند
خروج از انسداد فعلی مستلزم گذار از روش های دستور زبان سنتی به مکانیسم های علمی و انگیزشی است. اول، بانک مرکزی باید ابزارهای نظارتی خود را از اخطارهای رسمی به جرایم مالیاتی و عملیاتی واقعی ارتقا دهد. به طوری که دسترسی بانک های معوق با عملکرد زیر 40 درصد به پنجره نقدینگی، بازار بین بانکی و خدمات کارگزاری محدود و نرخ سپرده قانونی آنها افزایش می یابد. از سوی دیگر برای بانک های بیش از حد نصاب، مشوق هایی مانند معافیت های هدفمند باید در محدوده کنترل ترازنامه لحاظ شود تا تضاد منافع مدیران برطرف شود.
دوم اینکه زمان آن فرا رسیده است که نظام تامین مالی وام های حمایتی از اتکای صرف به منابع داخلی بانک ها دور شود. بهره گیری از ظرفیت بازارهای مالی، انتشار صکوک قرض الحسنه با ضمانت دولتی و استفاده از خطوط اعتباری اختصاصی متصل به منابع هدفمندی یارانه ها یا حساب توسعه ملی می تواند بار سنگین تعهدات را از دوش ترازنامه های آسیب پذیر بانک ها بردارد. تنها با اصلاح ساختار تامین مالی و هماهنگی سیاست کنترل تورم با اهداف جمعیتی است که می توان به رفع صف های فرسایشی و تبدیل قانون روی کاغذ به جهشی ملموس معیشتی در زندگی جامعه امیدوار بود.

















گفتگو در مورد این post