اقتصاد ایرانی: اقتصاد کلان علاوه بر بررسی رشد بلندمدت و تخصیص منابع، یکی از موضوعات محوری خود را تبیین و مدیریت نوسانات کوتاه مدت تولید، تورم، اشتغال، سرمایه گذاری، وضعیت مالی و تجارت خارجی در اقتصاد می داند.
اقتصاد ایران:
در ادبیات جدید، ثبات کلان اقتصادی تنها به معنای تورم پایین نیست، بلکه به توانایی اقتصاد و نهادهای سیاست گذار در مهار نوسانات شدید تولید و اشتغال، تثبیت انتظارات تورمی، حفظ ثبات مالی و خارجی و افزایش تاب آوری در برابر شوک ها اشاره دارد.
چرخه های تجاری می تواند ناشی از ترکیبی از شوک های تقاضا، شوک های عرضه، محدودیت های مالی، تغییر در انتظارات و عدم اطمینان و همچنین تحولات بخش خارجی باشد. در نتیجه کاهش نوسانات مخرب اقتصادی، سیاستگذار را ایجاب می کند که به جای تمرکز بر یک متغیر، بر ثبات همزمان تورم، تولید، اشتغال، بازار ارز، شبکه مالی و ثبات بدهی عمومی تمرکز کند. نوسانات شدید و مکرر علاوه بر کاهش تولید کنونی، می تواند با اثرات ماندگار خود، ظرفیت تولید بالقوه اقتصاد را نیز تضعیف کند. در دوره های رکود، کاهش تقاضا و افزایش عدم اطمینان می تواند سرمایه گذاری خصوصی، تشکیل سرمایه، اشتغال و انباشت سرمایه انسانی را کاهش دهد. از سوی دیگر، افزایش ریسک و عدم قطعیت، نرخ بازده مورد انتظار پروژه های سرمایه گذاری را افزایش داده و افق تصمیم گیری شرکت ها را کوتاه می کند. در بخش مالی دولت، رکود می تواند با کاهش پایه های مالیاتی و افزایش برخی هزینه های حمایتی، فشار بر تراز بودجه را تشدید کند.
این در حالی است که رابطه رکود و کسری بودجه به ساختار مالی دولت، قوانین مالی و پاسخ سیاستگذار بستگی دارد و افزایش کسری در همه اقتصادها را نمی توان نتیجه مکانیکی تلقی کرد. در اقتصادهای دارای محدودیت مالی، این فشار می تواند منجر به افزایش ریسک بدهی، هزینه تامین مالی و در نهایت تشدید بی ثباتی اقتصاد کلان شود. ادبیات جدید اقتصاد جنگ نشان میدهد که جنگ معمولاً یک شوک واحد نیست و یک سری شوکهای همزمان بر عرضه، تقاضا، بخشهای مالی و خارجی ایجاد میکند. تخریب زیرساختهای فیزیکی، کاهش یا جابجایی نیروی کار، اختلال در زنجیره تامین، کاهش دسترسی به نهادهها و انتقال منابع از فعالیتهای غیرنظامی به مصارف دفاعی، ظرفیت تولید بالقوه اقتصاد را کاهش میدهد. این وضعیت یک شوک عرضه منفی ایجاد می کند که می تواند به طور همزمان تورم را افزایش دهد و تولید واقعی را کاهش دهد. به این معنا که سیاست گذار با یک مبادله دشوار بین ثبات قیمت و حمایت از فعالیت اقتصادی مواجه است. در سمت تقاضا، افزایش عدم اطمینان، کاهش درآمد قابل تصرف و افزایش انگیزه احتیاطی خانوارها می تواند مصرف را کاهش دهد.
شرکت ها نیز به دلیل افزایش ریسک و دشواری پیش بینی بازگشت پروژه ها، سرمایه گذاری را به تعویق می اندازند. بنابراین، جنگ میتواند چرخهای خودتقویتکننده ایجاد کند که با کاهش ظرفیت تولید منجر به افزایش هزینهها و تورم شود و با تشدید عدم اطمینان در اقتصاد، سرمایهگذاری و مصرف را کاهش دهد. از سوی دیگر کاهش تولید و درآمد خانوارها و شرکت ها تضعیف پایه های مالیاتی و افزایش فشار بر بودجه دولت را در پی خواهد داشت. در عین حال، اختلال در صادرات و تجارت، افزایش تقاضا برای ارز، خروج سرمایه و کاهش دسترسی به منابع مالی خارجی می تواند منجر به کاهش ذخایر ارزی و فشار بر نرخ ارز شود. کاهش ارزش پول ملی نیز از طریق انتقال نرخ ارز به قیمت کالاهای وارداتی، هزینه نهاده ها و انتظارات تورمی، فشارهای تورمی را تشدید می کند. بر این اساس، در اقتصاد جنگی، ارتباط بین بخش های واقعی، مالی، پولی و خارجی بسیار قوی تر می شود.
برخی ملاحظات برای سیاستگذار اقتصادی
در مورد اقتصاد ایران، تحلیل شرایط جنگ باید بر اساس آسیب پذیری های قبلی اقتصاد انجام شود. حتی قبل از تشدید تنش های نظامی، اقتصاد ایران با مجموعه ای از عدم تعادل ها و محدودیت ها از جمله تورم مزمن، رشد کم و نوسان، محدودیت در تجارت و تامین مالی خارجی، عدم تعادل مالی دولت، عدم اطمینان بالا و مشکلات سرمایه گذاری مواجه بوده است. بنابراین شوک جنگ در خلاء وارد نمیشود، بلکه اقتصادی را تحت تأثیر قرار میدهد که قبلاً بخشی از ظرفیت جذب شوک خود را مصرف کرده و مستهلک کرده است. در چنین شرایطی، تخریب زیرساختها و اختلال در تولید و تجارت میتواند علاوه بر تأثیر مستقیم بر تولید، با افزایش هزینههای مبادله، کاهش بهرهوری و اختلال در شبکههای انرژی، حمل و نقل و ارتباطات، تولید بالقوه را کاهش دهد. تجربه بین المللی نشان می دهد که اثرات جنگ بر سرمایه، اشتغال و بهره وری می تواند سال ها پس از پایان جنگ باقی بماند. بنابراین هزینه جنگ را نباید تنها با کاهش تولید در سال وقوع آن سنجید. در شرایط جنگی، کارکرد هدف سیاست گذار به طور طبیعی نسبت به دوره عادی تغییر می کند. بیشینه سازی رشد کوتاه مدت دیگر تنها هدف سیاست های اقتصادی نیست و حفظ ظرفیت تولید، تامین کالاها و خدمات اساسی، حفظ عملکرد نظام پرداخت و مالی، کنترل تورم، حفاظت از ذخایر ارزی و تقویت تاب آوری اقتصادی اهمیت بیشتری پیدا می کند. با این حال، این تغییر در اولویت نباید به معنای کنار گذاشتن انضباط پولی و مالی باشد. شواهد و ادبیات اخیر نشان میدهد که تامین مالی گسترده هزینههای جنگ از طریق پولسازی با کسری بودجه، در شرایطی که ظرفیت تولیدی محدود است، میتواند فشارهای تورمی و نرخ ارز را تشدید کند. بنابراین مدیریت نقدینگی، وام دهی هدفمند، حفظ اعتبار سیاست پولی و طراحی چارچوب مالی میان مدت حتی در شرایط اضطراری از اهمیت اساسی برخوردار است. در چنین فضایی سیاست گذاری باید بر اساس چارچوب هماهنگ پولی، مالی، ارزی و مالی باشد. حمایت از خانوارها و بنگاههای آسیبپذیر ضروری است، اما حمایتهای گسترده و دائمی مانند یارانههای قیمتی گسترده یا تثبیت مصنوعی قیمتها میتواند هزینههای مالی بالایی ایجاد کند و سیگنالهای قیمت را مخدوش کند. یک رویکرد مناسب تر این است که در صورت امکان از پشتیبانی های موقت، هدفمند و محدود به زمان استفاده کنید.
در سیاست پولی، پاسخ باید به ماهیت شوک بستگی داشته باشد. اگر افزایش قیمت عمدتاً به دلیل شوک موقت عرضه باشد و انتظارات تورمی محدود بماند، واکنش بیش از حد انقباضی می تواند هزینه های تولید قابل توجهی را ایجاد کند. اما اگر شوک عرضه منجر به افزایش مستمر انتظارات تورمی کلیدی، دستمزدها و قیمتها شود، اولویت باید به تثبیت انتظارات و جلوگیری از شکلگیری مارپیچ تورمی داده شود. در سیاست ارزی باید تعادلی بین استفاده از ذخایر برای رفع شوک های موقت و حفظ ذخایر برای نیازهای حیاتی ایجاد شود. نرخ ارز در اقتصاد جنگی تنها یک متغیر قیمتی نیست، بلکه کانالی برای انتقال شوک های خارجی، تورمی و مالی به اقتصاد داخلی است. در رابطه با سیاست مالی، تخصیص مجدد هزینهها، حذف هزینههای با اولویت پایین، تقویت پایههای درآمدی و اولویتبندی هزینههایی که ظرفیت تولید و انعطافپذیری را حفظ میکنند، مهمتر از افزایش بیرویه کسری بودجه است. هماهنگی سیاست های مالی و پولی نیز ضروری است تا همزمان با تلاش بانک مرکزی برای مهار تورم، حمایت مالی دولت، نیروی انبساطی متناقضی ایجاد نکند.
یکی از مهم ترین یافته های اقتصاد کلان معاصر این است که عدم قطعیت تنها یک اثر جانبی بحران نیست و می تواند به یک شوک مستقل تبدیل شود. هنگامی که خانوارها و بنگاه ها در مورد روند جنگ، نرخ ارز، تورم، تجارت خارجی و سیاست های آینده نامطمئن هستند، تصمیمات مصرف و سرمایه گذاری را به تعویق می اندازند. بنابراین کیفیت رابطه دولت و ملت یا به اصطلاح سرمایه اجتماعی دولت و ارائه یک لنگر سیاسی اسمی و قابل اعتماد می تواند بخشی از هزینه واقعی بحران را کاهش دهد.
در شرایط کنونی، اعلام یک چارچوب سناریویی مشخص، به عنوان مثال، سناریوی تداوم تنش، کاهش تنش و صلح پایدار می تواند به فعالان اقتصادی کمک کند تا انتظارات خود را بر اساس قواعد و امکانات مشخص تری شکل دهند. این جایگزینی برای سیاست اقتصادی نیست، اما می تواند از تشدید رفتار محتاطانه، تقاضای سفته بازانه برای ارز و خروج سرمایه جلوگیری کند. ادامه وضعیت جنگ طولانی مدت یا عدم قطعیت ژئوپلیتیکی از جهتهای مختلف بر اقتصاد فشار وارد میکند: ظرفیت تولید کاهش مییابد، سرمایهگذاری و اشتغال آسیب میبیند، تجارت و صادرات مختل میشود، فشار بر بازارهای ارز و ذخایر افزایش مییابد و هزینههای مالی دولت افزایش مییابد. مهمتر از آن، این شوک ها می توانند یکدیگر را تقویت کرده و از یک اختلال کوتاه مدت به یک موضوع ساختاری برای رشد بالقوه تبدیل شوند.
مشکل اصلی سیاست گذار در شرایط کنونی تنها انتخاب بین رشد و ثبات نیست، بلکه طراحی استراتژی تاب آوری کلان است که بتواند همزمان از ظرفیت تولید و سرمایه انسانی محافظت کند، تورم و انتظارات تورمی را مهار کند، ثبات مالی و ارزی را حفظ کند و زمینه بازگشت سرمایه را پس از کاهش تنش فراهم کند. در این چارچوب، تعیین مسیر آینده تنشهای نظامی و ژئوپلیتیکی متغیری کلیدی برای اقتصاد است. شایان ذکر است که هر چه افق زمانی بحران نامشخص و طولانیتر باشد، باعث از بین رفتن ظرفیت بالقوه و بالفعل اقتصاد میشود و برقراری تعادل پایدار در بودجه، نرخ ارز، انرژی، تجارت خارجی و بازسازی زیرساختها دشوارتر میشود و از همه مهمتر باعث تشدید روزافزون کاهش اقشار کاهش درآمد اجتماعی، بهویژه تابآوری پایینتر درآمد اجتماعی میشود. نقطه عطف محوری بحث ها این است که اگر سرمایه اجتماعی دولت به دلیل تداوم شرایط نامناسب اقتصادی ضعیف شود، بخشی از بحران در سیاست گذاری اقتصادی را تشدید می کند و در شرایطی که تصمیم گیران سیاسی و اقتصادی کشور در معرض تصمیم گیری های مهم هستند، هزینه اجرای سیاست های اقتصادی را افزایش می دهد.
سامان پناهی / تحلیلگر کلان اقتصادی
















گفتگو در مورد این post