اقتصاد ایرانی: یک کارشناس امور بانکی معتقد است شکاف 12.6 واحد درصدی رشد مطالبات و رشد حق بیمه، اهمیت کیفیت منابع سرمایه پذیر را روشن می کند، زیرا هر مقدار از جریان نقدی صنعت که برای ایفای تعهدات بیمه ای مصرف شود، قابل تبدیل به سرمایه بلندمدت نیست.
اقتصاد ایران:
دکتر وحید نوبهار _ معاون مدیرعامل بانک دی در امور بانکی و بیمه; اگر قرار است صنعت بیمه نقش جدی در بازسازی اقتصاد کنونی کشور داشته باشد، نقطه شروع باید میزان واقعی منابعی باشد که در اختیار دارد. آمار منتشر شده از عملکرد بیمه ها در چهار ماهه اول سال 1405 حکایت از تولید 483.7 هزار میلیارد تومان حق بیمه و پرداخت 243.7 هزار میلیارد تومان خسارت دارد. حق بیمه تولیدی نسبت به چهار ماه قبل 123.4 درصد و خسارت پرداختی 136 درصد افزایش داشته است.
شکاف 12.6 واحد درصدی بین رشد خسارت و رشد حق بیمه اهمیت کیفیت منابع قابل سرمایه گذاری را روشن می کند زیرا هر مقدار از جریان نقدی صنعت که برای ایفای تعهدات بیمه ای استفاده می شود را نمی توان به سرمایه بلندمدت تبدیل کرد.
اندازه صنعت از نظر جریان مالی قابل توجه است. در چهار ماهه نخست سال حدود 27 میلیون فقره بیمه نامه صادر و 34.5 میلیون خسارت پرداخت شده است. سهم بخش غیردولتی به 86.8 درصد از حق بیمه تولیدی و 84.4 درصد از خسارت پرداختی رسیده است. ارقام فوق حاکی از بازاری است که حجم عملیات مالی آن به حدی رسیده است که نمی توان نقش اقتصادی آن را به پرداخت خسارت محدود کرد.
بنابراین، یک اشتباه تحلیلی در معادل سازی حق بیمه تولید با منابع رایگان برای سرمایه گذاری می تواند کل بحث را مخدوش کند. حق بیمه محصول درآمد عملیاتی صنعت است و بیشتر آن باید برای خسارات، ذخایر فنی، هزینه های بیمه، کارمزد شبکه فروش و سایر تعهدات تخصیص یابد. حتی نسبت زیان بازار در چهار ماهه اول سال 1405 به 50.4 درصد رسیده و نسبت به مدت مشابه سال قبل 2.7 واحد درصد افزایش داشته است.
بیمه مرکزی همچنین اعلام کرده است که در نسبت فوق ذخایر مطالبات معوق، ذخایر حق بیمه، کارمزد شبکه فروش و هزینه های اداری لحاظ نشده است، بنابراین نسبت زیان 50.4 درصدی را نباید با حاشیه منابع آزاد شرکت های بیمه اشتباه گرفت.
از سوی دیگر، برای ارزیابی ظرفیت سرمایه گذاری باید به ترکیب زیان ها نگاه کرد. در چهار ماهه نخست امسال خسارت پرداختی برای زمین های غیرعمر 149.4 همات و برای زمین های زندگی 94.3 همات بوده است. خسارت های بیمه عمر نسبت به مدت مشابه سال قبل 539.6 درصد رشد داشته و سهم آنها از کل خسارت از 14.3 درصد به 38.7 درصد افزایش یافته است.
در سمت تولید نیز حق بیمه عمر به 131.9 درصد رسیده و رشد 394.6 درصدی را به ثبت رسانده است. بنابراین تغییر ترکیب صنعت بیمه کشور در سال 1405 بیانگر اهمیت روزافزون منابع مربوط به بیمه عمر است که از نظر ماهیت تعهدات می تواند افق سرمایه گذاری بلندمدتی نسبت به بسیاری از رشته های کوتاه مدت داشته باشد. نکته فوق می تواند یکی از مهمترین ظرفیت های صنعت بیمه برای بازسازی اقتصاد کشور باشد.
اگر تعهدات پشتیبان دارایی ها (Backing Assets) با سررسید و ماهیت تعهدات بیمه همسو باشد، می توان از منابع بلندمدت بیمه عمر در پروژه هایی با دوره بازگشت طولانی تر استفاده کرد. انرژی، حملونقل، زیرساختهای شهری، مسکن، نیروگاهها و پروژههای صنعتی از جمله حوزههایی هستند که اقتصاد کنونی کشور برای توسعه آنها به منابع بلندمدت نیاز دارد. اما استفاده از منابع بیمه ای در حوزه های ذکر شده ایجاب می کند که سرمایه گذاری بر اساس زمان بندی تعهدات بیمه گذاران انجام شود و نقدشوندگی دارایی ها فدای بازده مورد انتظار پروژه نشود. موضوع کنونی امسال اهمیت بیشتری پیدا کرده است زیرا صنعت بیمه نیز در طول جنگ متحمل خسارات سنگینی شده است.
رئیس کل بیمه مرکزی خردادماه از پرداخت حدود 200 هزار میلیارد تومان خسارت توسط صنعت بیمه در جنگ های 12 و 40 روزه خبر داد. شکل فوق برای تحلیل ظرفیت سرمایه گذاری این صنعت بسیار مهم است. بیمهگری که باید منابع عظیمی را برای جبران خسارت در مدت کوتاهی آزاد کند، نمیتواند تمام داراییهای خود را در پروژههای بلندمدت و کمنقد قرار دهد. بنابراین سرمایه گذاری بیمه ای در صورت عدم توجه به ریسک نقدینگی تصویر ناقصی از ظرفیت صنعت ارائه می دهد.
مناسب است که با دقت بیشتری به مدیریت دارایی- بدهی نگاه کنید. شرکت بیمه باید بداند در یک سال، سه سال یا ده سال آینده چقدر تعهد دارد و از طرفی نقدینگی و سررسید دارایی های خود را باید بداند. تا زمانی که سرمایه گذاری بلندمدت اقتصادی باشد، با ساختار تعهدات شرکت همخوانی دارد.
در غیر این صورت، یک پروژه سودآور میتواند باعث کمبود نقدینگی بیمهگر در هنگام وقوع زیان بزرگ شود. نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد حجم واقعی ظرفیت سرمایه گذاری شرکت ها است زیرا منابع بیمه ای یکپارچه و با کیفیت نیستند. تفاوت در ثروت، سرمایه، سودآوری، ذخایر، ترکیب پرتفوی و کیفیت دارایی بین بیمه گذاران قابل توجه است. بنابراین، سیاست گذاری برای هدایت منابع بیمه ای به پروژه های بازسازی باید بین شرکتی با ترازنامه قوی و بیمه گری که با فشار نقدینگی و تعهدات سنگین مواجه است تمایز قائل شود.
شرکت بیمه ای که توانایی تحمل ریسک را ندارد نباید با هدف افزایش سرمایه گذاری بلندمدت تحت فشار قرار گیرد. از این رو تاکید وزیر امور اقتصادی و دارایی بر تقویت ترازنامه و وضعیت مالی شرکت های بیمه در کنار تاکید بر نقش صنعت بیمه در سرمایه گذاری های بلندمدت اهمیت ویژه ای پیدا می کند. قرار دادن تحول دیجیتال، تامین مالی، نظارت و سرمایه گذاری در یک زنجیره سیاست می تواند به صنعت کمک کند تا از رشد اسمی فاصله بگیرد و به سمت ظرفیت سازی واقعی حرکت کند. اقدام وزارت اقتصاد و بیمه مرکزی برای قرار دادن صنعت بیمه در مرکز سیاست های تامین مالی و تجدید ساختار اقتصادی قابل ستایش است زیرا جایگاه بیمه را از صنعت خدماتی به یک نهاد اقتصادی موثرتر منتقل می کند.
بنابراین ظرفیت سرمایه گذاری مستقیم بیمه گذاران با ظرفیت اقتصادی صنعت بیمه برابری نمی کند و انتقال ریسک می تواند اثر بسیار بزرگتری ایجاد کند. اگر پروژه نیروگاهی، صنعتی یا حمل و نقل بتواند خطرات ناشی از ساخت و ساز، تجهیزات، مسئولیت، آتش سوزی، وقفه در کسب و کار و بلایای طبیعی را با پوشش مناسب مدیریت کند، ورود سرمایه گذار به آن پروژه آسان تر می شود. در مدل فوق، بیمه گر الزاما تامین کننده اصلی سرمایه نیست و بخشی از ریسک سرمایه گذاری قابل مدیریت است که می تواند وجوه دیگری را وارد پروژه کند.
بنابراین ارزش اقتصادی صنعت بیمه را نباید با میزان سرمایه گذاری مستقیم شرکت های بیمه سنجید. ممکن است یک بیمه گر چند هزار میلیارد تومان در پروژه ای سرمایه گذاری کند، اما اگر بتواند ریسک یک پروژه ده ها میلیارد تومانی را پوشش دهد، تاثیر اقتصادی آن بسیار بیشتر می شود و تبدیل به اهرم سرمایه گذاری می شود.
اگر دولت و بیمه مرکزی بخواهند ظرفیت صنعت بیمه را برای بازسازی اقتصاد فعال کنند، نکته مهم باید تفکیک منابع کوتاه مدت از بلندمدت، تقویت ثروت و سرمایه شرکت ها، توسعه بیمه های عمر، اصلاح ترکیب دارایی ها و طراحی پوشش های تخصصی برای پروژه های زیربنایی باشد که بتواند منابع بیمه را با امنیت بیشتر وارد اقتصاد مولد کند.
باید تاکید کرد که صنعت بیمه ایران در سال 1405 نشان داد که توانایی پرداخت خسارات سنگین در مواقع بحران را دارد. اکنون مرحله بعدی تبدیل ظرفیت مالی و مدیریت ریسک مذکور به سرمایه گذاری و حمایت از بازسازی است. صنعت بیمه می تواند مجری و آغازگر کاهش ریسک، تجهیز منابع بلندمدت و فراهم آوردن امکان ورود سرمایه به پروژه های بزرگ ملی باشد. چنانچه مسیر مذکور با تقویت ترازنامه، ثروت و مدیریت حرفه ای دارایی ها همراه باشد، صندوق های بیمه می توانند به یکی از محرک های سرمایه گذاری اقتصادی مولد در ایران تبدیل شوند.

















گفتگو در مورد این post