
به گزارش بازار، در ماه های اخیر اقتصاد ایران با یکی از پیچیده ترین، ملتهب ترین و بی سابقه ترین شرایط تاریخی دست و پنجه نرم می کند. تشدید تحریم های همه جانبه و به ویژه اعمال سیاست های سختگیرانه و محاصره اقتصادی دریایی توسط ایالات متحده آمریکا، شریان های اصلی تجارت خارجی کشور را با چالش های جدی مواجه کرده است. کاهش شدید و قابل توجه حجم واردات و صادرات تنها به کاهش درآمدهای نفتی یا کمبود کالاهای لوکس محدود نمی شود. بلکه ترکش های این جنگ اقتصادی به طور مستقیم و غیرمستقیم به یکی از حیاتی ترین بخش های زندگی روزمره یعنی «سبد سلامت خانوار» اصابت کرده است.
در این مقاله تحلیلی قصد داریم تاثیر این تحریم ها بر هزینه های درمانی را از منظر اقتصاد سلامت و با در نظر گرفتن مدیریت بودجه خانواده در دوران بحران بررسی کنیم و نشان دهیم که چرا در شرایط تورمی کنونی، نادیده گرفتن یا به تعویق انداختن درمان بیماری های به ظاهر ساده مانند بیماری های نشسته می تواند به یک فاجعه مالی برای خانواده ها تبدیل شود.
اثرات کلان محاصره دریایی بر تورم بخش پزشکی
برای درک بهتر چرایی افزایش سرسام آور هزینه های مراقبت های بهداشتی، باید به ریشه های اقتصاد کلان و لجستیک تجارت بین المللی نگاه کنیم. محاصره اقتصادی دریایی و محدودیت های شدید کشتیرانی و بیمه محموله های تجاری به مقصد ایران باعث شده زنجیره تامین کالاهای اساسی به شدت مختل شود. بخش بهداشت و درمان ایران به طور غیرقابل انکاری به واردات وابسته است. از مواد اولیه دارویی و داروهای بیهوشی گرفته تا تجهیزات پیشرفته اتاق عمل، بخیه های جراحی، تیغ ها و دستگاه های نظارتی، همه به طور مستقیم تحت تأثیر نرخ ارز و هزینه های حمل و نقل بین المللی قرار دارند.
خطای شناختی در اقتصاد خانواده: توهم پس انداز با تاخیر در درمان
زمانی که جامعه با شوک های تورمی و کاهش قدرت خرید مواجه می شود، واکنش طبیعی و غریزی بسیاری از خانواده ها کاهش بودجه و حذف هزینه های غیر فوری است. متأسفانه در بسیاری از موارد هزینه های مربوط به معاینات پزشکی و درمان بیماری هایی که در مراحل اولیه درد غیر قابل تحملی ندارند، اولین قربانیان این پس انداز خانواده هستند.
در اقتصاد رفتاری، این پدیده به عنوان «خطای شناختی» شناخته می شود. مردم فکر می کنند که با مراجعه نکردن به پزشک، پولی را در حساب بانکی خود ذخیره کرده اند. اما در واقعیت، آنها بدهیهای پنهانی را با نرخ بهره وحشتناکی جمع میکنند. بیماری های جسمی بر خلاف بسیاری از مشکلات دیگر با گذشت زمان متوقف نمی شوند، بلکه پیشرفت می کنند و پیچیده تر می شوند.

بیماری های کم تحرک؛ بمب ساعتی خاموش در اقتصاد خانواده
برای ملموستر کردن این مفهوم اقتصادی، بیایید یکی از رایجترین و در عین حال پنهانترین مشکلات پزشکی را بررسی کنیم: بیماریهای مقعدی و رکتوم، از جمله هموروئید، شقاق، فیستول و کیستهای مویی.
آمارها نشان می دهد که درصد بالایی از افراد جامعه در طول زندگی خود حداقل با یکی از این عوارض مواجه خواهند شد. اما مجموعه دو عامل «خجالت و تابوهای فرهنگی» و «ترس از هزینه های بالای درمان» باعث می شود بیماران ماه ها و حتی سال ها این مشکلات را تحمل کنند و به خوددرمانی روی بیاورند. اما این تحمل از نظر اقتصادی به چه معناست؟
بیماری هایی مانند بواسیر یا شقاق در مراحل اولیه (درجه 1 و 2) با دارو، تغییر سبک تغذیه و با هزینه بسیار کم قابل کنترل و درمان هستند. اما زمانی که بیمار به دلیل ترس از هزینه، درمان را به تاخیر می اندازد، بیماری وارد مراحل پیشرفته (درجه 3 و 4) یا عوارض پیچیده تری مانند عفونت های گسترده و آبسه مقعدی می شود. در این مرحله است که بیمار باید تحت عمل جراحی قرار گیرد و فاجعه مالی رخ دهد.
کالبد شکافی هزینه های جراحی سنتی در عصر تحریم
زمانی که یک بیماری نشسته به مرحله جراحی سنتی می رسد، بیمار با یک قبض چند لایه و سنگین مواجه می شود که همه آنها تحت تأثیر همان محاصره دریایی و تحریم قرار می گیرند:
1. هزینه مستقیم اتاق عمل و هتل بیمارستان:
بستری شدن در بیمارستان مستلزم اشغال تخت، استفاده از خدمات پرستاری، تجهیزات استریل، لباس و تغذیه است. با توجه به افزایش هزینه های نگهداری زیرساخت های بیمارستانی، تعرفه هتلینگ (مسکن) به شدت افزایش یافته است.
2. بحران بیهوشی:
همانطور که قبلا ذکر شد، بی حس کننده های استاندارد از جمله مواردی هستند که واردات آنها با چالش های جدی مواجه است. کمبود این داروها نه تنها قیمت آنها را در بازار آزاد و نظام پزشکی بسیار افزایش داده است، بلکه استفاده از آنها در جراحی های باز هزینه تیم بیهوشی (متخصص بیهوشی و تکنسین) را نیز به صورت حساب بیمار اضافه می کند.
3. هزینه های پنهان و استهلاک سرمایه انسانی (هزینه فرصت):
در علم اقتصاد مفهومی به نام «هزینه فرصت» وجود دارد. جراحی سیاتیک سنتی معمولاً با برشهای بافتی وسیع و بخیههای دردناک همراه است. به این معنی که بیمار پس از ترخیص از بیمارستان حداقل به دو تا چهار هفته استراحت مطلق در منزل و یک دوره نقاهت دردناک نیاز دارد.
در اقتصاد امروزی که بسیاری از مردم به صورت روزانه کار می کنند یا صاحب مشاغل کوچک هستند، از دست دادن یک ماه کار به معنای از دست دادن یک ماه درآمد است. اگر درآمد از دست رفته این یک ماه را به هزینه های مستقیم بیمارستان اضافه کنیم، متوجه می شویم که تاخیر در درمان چه ضربه مهلکی به اقتصاد آن خانواده وارد کرده است.
فناوری به عنوان سپر تورم؛ راه برون رفت از بحران
در مواجهه با این بن بست اقتصادی و درمانی، علم و فناوری پزشکی راهکارهای جایگزینی را ارائه کرده است که می تواند به عنوان «سپر تورم» عمل کند. تغییر پارادایم از «جراحی های بستری و باز» به «جراحی های سرپایی و لیزری» مهم ترین پاسخ سیستم درمانی به افزایش هزینه ها است.
استفاده از فناوری لیزر در درمان بیماری های کم تحرک یک انقلاب اقتصادی در حوزه سلامت محسوب می شود. در این روش وابستگی به زنجیره تامین پرهزینه بیمارستان به حداقل می رسد. هنگامی که بیمار با لیزر درمان می شود:
- نیازی به اشغال تخت بیمارستان و پرداخت هزینه های گزاف هتل نیست.
- نیازی به بیهوشی عمومی و استفاده از داروهای کمیاب وارداتی نیست و عمل با بی حسی موضعی انجام می شود.
- تیم جراحی کوچکتر است و هزینه های سربار اتاق های عمل بزرگ حذف می شود.
اما مهمترین دستاورد اقتصادی لیزر درمانی کاهش چشمگیر «هزینه فرصت» است. پس از انجام عملی کمتر از یک ساعت، بیمار می تواند با پای خود به خانه بازگردد و در بیشتر موارد پس از 24 تا 48 ساعت می تواند به محیط کار و چرخه تولید ثروت برگردد. حذف یک ماه خانه نشینی و بازگشت سریع به سر کار در شرایط تورمی امروزی معادل حفظ ده ها میلیون تومان سرمایه برای یک خانواده است.

مدل کلینیک تهران: مدیریت هوشمند درمان در شرایط انقباض
درمانگاه تهرانبه عنوان یکی از مراکز تخصصی و پیشگام در درمان بیماری های کم تحرکی، با درک صحیح از فشارهای اقتصادی موجود و با استفاده از پیشرفته ترین دستگاه های لیزر، توانسته است الگویی موفق از «درمان اقتصادی و باکیفیت» را ارائه دهد. رویکرد این مرکز بر این اصل استوار است که در دوران محاصره اقتصادی و تورم، بیمار هزینه های سربار و غیرضروری بافت های فرسوده بیمارستانی را پرداخت نکند.
کلینیک تهرانی با حذف روش های زمان بر و پرهزینه بستری در بیمارستان و جایگزینی آن با لیزرهای دقیق، سریع و سرپایی توانسته است یک بازی برد-برد برای اقتصاد خانواده ها ایجاد کند. تعرفه های شفاف، بدون هزینه اضافی اتاق عمل و بیهوشی و از همه مهمتر بازگشت سریع به جریان زندگی و کار، ویژگی هایی است که این مرکز را از سیستم های درمانی سنتی متمایز می کند.
نتیجه گیری
«درمان زودهنگام» و انتخاب روشهای جدید سرپایی، مانند روشهایی که در مراکز تخصصی مانند کلینیک تهرانی ارائه میشود، دیگر انتخابی لوکس نیست. بلکه یک نیاز اقتصادی است. به تعویق انداختن درمان بیماریهای مزمن، امید به بهبودی خود به خود یا ترس از هزینههای جاری، در واقع قماری است که با اقتصاد خانواده از دست رفته است. در شرایط تورم چند صد درصدی، هزینهای که امروز برای یک درمان قطعی، سریع و لیزر میپردازید، تنها کسری از هزینههای وحشتناکی است که فردا باید برای جراحیهای سنتی، بستری شدن در بیمارستان و غرامت روزهای کاری از دست رفته بپردازید. در اقتصاد پرتلاطم امروزی، پیشگیری و درمان به موقع هوشمندانه ترین نوع پس انداز است.
منابع مورد استفاده در این مقاله:

















گفتگو در مورد این post