تنش های اخیر میان ایران و آمریکا بار دیگر تنگه هرمز و امنیت انرژی منطقه را در کانون توجه قرار داده است. در شرایط فعلی 3 سناریو از بازگشت به مذاکرات تا ادامه حملات متقابل وجود دارد، اما گسترش درگیری به زیرساخت های نفت و گاز می تواند خطرناک ترین راه پیش رو باشد.
اقتصاد ایران:
تنش میان ایران و آمریکا وارد مرحلهای شده است که دیگر نمیتوان آن را به تبادل محدود حملات نظامی کاهش داد. تحولات اخیر جزیره لارک و واکنش ایران به مواضع آمریکا در اردن، امنیت تنگه هرمز، صادرات انرژی و آینده روابط امنیتی خلیج فارس را بیش از پیش در کانون توجه قرار داده است.
علیرضا رجایی در تحلیل شرایط کنونی معتقد است در حال حاضر 3 سناریو پیش روی ایران و آمریکا قرار دارد که خطرناک ترین آنها گسترش درگیری ها به زیرساخت های نفت و گاز منطقه است.
در عین حال، روایتهای متفاوتی درباره میزان دقیق خسارات و تلفات ناشی از حملات اخیر وجود دارد و برخی از این اطلاعات هنوز نیاز به تأیید مستقل دارند. به همین دلیل باید بین گزارش های تایید شده، ادعاهای طرفین و تحلیل های مربوط به آینده بحران تمایز قائل شد.
چرا جزیره لارک مهم است؟
طبق داستان آمریکایی، دو پرتابگر در جزیره لارک هدف قرار گرفتند و واشنگتن ادعا کرد که این تجهیزات مربوط به تهدید مین گذاری در تنگه هرمز است.
صرف نظر از صحت این ادعا، موقعیت جغرافیایی لارک از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هرگونه فعالیت نظامی در این منطقه می تواند به طور مستقیم بر امنیت کشتیرانی و تردد کشتی های تجاری در تنگه هرمز تأثیر بگذارد.
از این منظر، حمله به لارک می تواند پیامی فراتر از هدف قرار دادن تجهیزات نظامی داشته باشد. امنیت کشتیهای عبوری از هرمز به یکی از خطوط اصلی رویارویی واشنگتن و تهران تبدیل شده است.
پاسخ ایران چه پیامی داشت؟
واکنش ایران به مواضع آمریکا در اردن نیز از منظر بازدارندگی قابل بررسی است. این اقدام این پیام را دارد که حمله مستقیم به خاک ایران می تواند هزینه هایی را برای شبکه استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه ایجاد کند.
با این حال، نگارنده بر این باور است که تبدیل قدرت نظامی به دستاورد سیاسی نیازمند انتقال پیام دیگری است. اینکه ایران در کنار دفاع از امنیت ملی خود به دنبال ایجاد ناامنی دائمی در منطقه و تنگه هرمز نیست.
در چنین شرایطی تهران می تواند بر این موضع تاکید کند که دفاع از امنیت ایران و حفظ امنیت کشتیرانی در هرمز لزوماً در تضاد با یکدیگر نیستند.
هرمز؛ اهرم فشار یا ابزار دیپلماسی؟
تنگه هرمز علاوه بر اهمیت امنیت، یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان به شمار می رود و هرگونه تشدید ناامنی در این منطقه می تواند هزینه حمل و نقل، بیمه و تجارت انرژی را افزایش دهد.
به همین دلیل استفاده طولانی مدت از هرمز به عنوان ابزار فشار می تواند علاوه بر اقتصاد جهانی هزینه هایی را برای ایران و کشورهای منطقه ایجاد کند.
از این منظر، قدرت ایران در هرمز به توانایی اخلال در کشتیرانی محدود نمی شود و امکان تبدیل این موقعیت ژئوپلیتیکی به ابزاری برای مذاکره و ایجاد مکانیزم امنیتی منطقه ای نیز وجود دارد.
3 سناریوی پیش روی ایران و آمریکا
بررسی وضعیت موجود نشان می دهد که حداقل 3 مسیر اصلی برای ادامه تقابل ایران و آمریکا قابل تصور است.
سناریوی اول؛ کنترل تنش و بازگشت به مذاکرات
در این سناریو، تلاشهای میانجیگری، بهویژه از سوی عمان، میتواند زمینه را برای توافق موقت برای کاهش حملات، تضمین عبور کشتیها و جلوگیری از تشدید درگیریها فراهم کند.
در چنین شرایطی ایران می تواند به جای واکنش صرف به تحولات، ابتکاراتی برای مدیریت بحران و امنیت منطقه ای ارائه دهد.
سناریوی دوم؛ ادامه محدود و ضد حملات
سناریوی دیگر ادامه درگیری های کنترل شده بین دو طرف است. شرایطی که در آن ایران و آمریکا وارد یک جنگ تمام عیار نمی شوند، اما حملات، تهدیدها و اقدامات متقابل محدود ادامه دارد.
مشکل اصلی این سناریو این است که حتی بدون بسته شدن رسمی تنگه هرمز، افزایش ریسک می تواند هزینه تجارت، کشتیرانی و صادرات انرژی را افزایش دهد و فشار اقتصادی بیشتری بر کشورهای منطقه وارد کند.
سناریوی سوم؛ گسترش بحران به زیرساخت های انرژی
خطرناک ترین سناریو گسترش حملات به پایانه های نفتی، تأسیسات گازی و دیگر زیرساخت های انرژی در منطقه است.
وقوع چنین وضعیتی می تواند مستقیماً بحران نظامی را به بازار جهانی انرژی منتقل کند و پیامدهای اقتصادی آن تنها به ایران و آمریکا محدود نخواهد شد.
در این شرایط افزایش ریسک تامین انرژی، افزایش هزینه حمل و نقل و بیمه و ایجاد بی ثباتی در بازارهای جهانی می تواند کشورهای مختلف را تحت تاثیر قرار دهد.
باز ماندن هرمز کافی نیست
حتی اگر مسیرهای دریایی باز باشند، بازگشت به شرایط عادی مستلزم کاهش پایدار ریسک است.
شرکت های کشتیرانی، بیمه گذاران و سرمایه گذاران تنها به باز بودن مسیر توجه نمی کنند و احتمال درگیری های جدید نیز در تصمیم گیری آنها نقش دارد.
از این رو، سه موضوع می تواند در مدیریت این شرایط مهم باشد:
1. تضمین امنیت واقعی حمل و نقل
2. ایجاد مکانیزم شفاف برای مدیریت حوادث دریایی
3. ایجاد یک کانال ارتباطی فوری بین کشورهای ساحلی برای جلوگیری از سوء تفاهم ها و تشدید ناخواسته تنش ها.
پیشنهاد مدیریت منطقه ای امنیت در هرمز
یکی از گزینه های پیشنهادی مدیریت امنیت تنگه هرمز با مشارکت کشورهای ساحلی و منطقه و کاهش وابستگی آن به حضور قدرت های فرامنطقه ای است.
در چنین مدلی ایران می تواند در امنیت منطقه ایفای نقش کند، عمان نقش میانجی و هماهنگ کننده و سایر کشورهای ساحلی خلیج فارس نیز می توانند در سازوکار امنیتی مشترک مشارکت داشته باشند.
در عین حال، همکاری های بین المللی می تواند بر تضمین امنیت تجارت و کشتیرانی متمرکز شود و شرکت های کشتیرانی و بیمه نیز می توانند در فرآیند ارزیابی و مدیریت ریسک حضور داشته باشند.
بحران هرمز به کدام سمت می رود؟
تحولات اخیر نشان می دهد که مسئله هرمز دیگر فقط یک موضوع نظامی نیست و امنیت انرژی، تجارت جهانی، بازدارندگی و دیپلماسی به طور همزمان در آن نقش دارند.
در چنین فضایی، توانایی ایران برای موثر بودن محدود به قدرت پاسخ نظامی نیست. ارائه ابتکار برای ایجاد امنیت پایدار و کاهش خطرات منطقه ای نیز می تواند بخشی از قدرت چانه زنی تهران باشد.
در نهایت، تعیین مسیر بحران بستگی به این دارد که آیا ایران و ایالات متحده برای مهار تنش، ادامه حملات محدود، یا گسترش درگیری به زیرساختهای حیاتی انرژی حرکت کنند. سناریوی سوم می تواند پرهزینه ترین مسیر نه تنها برای دو کشور، بلکه برای اقتصاد منطقه و بازار جهانی انرژی باشد.
















گفتگو در مورد این post