بازار؛ گروه کشاورزی: کشاورزی ایران این روزها در وضعیت متناقضی قرار دارد. از یک سو، بر اساس آخرین آمار مرکز آمار ایران، سهم بخش کشاورزی از تولید ناخالص داخلی در بهار 1405 به 5.1 درصد رسید و این بخش با رشد 2.3 درصدی تنها بخش مثبت اقتصاد ایران بود در حالی که اقتصاد کشور با کاهش 10.1 درصدی نفت مواجه بود. از سوی دیگر، همین بخش برای تامین خوراک دام و طیور کشور که گردش مالی آن به 8 میلیارد دلار میرسد، وابسته به واردات گسترده است. به گفته کارشناسان، این رقم معادل بخش قابل توجهی از درآمد نفتی کشور است.
علیرضا الوندی، رئیس اتاق اصناف کشاورزی تهران در گفتوگویی که اخیراً منتشر شده، این تناقض را از زاویهای دیگر روایت میکند: نه از زاویه کمبود منابع، بلکه از زاویه عدم عزم برای استفاده از ظرفیتهایی که از قبل روی میز است. وی از دو طرح مشخص می گوید که بر اساس برآوردهای اولیه می تواند وابستگی ایران به واردات نهاده های دامی را به حدود یک سوم میزان فعلی کاهش دهد. اما سوال اصلی این است که چرا پروژه هایی که چنین بار مالی سنگینی را از دوش اقتصاد ایران برمی دارند در مرحله پیشنهاد باقی می مانند؟
بر اساس آمار اعلام شده، نیاز سالانه کشور به ذرت حدود 11 تا 12 میلیون تن، کنجاله سویا حدود 4.3 میلیون تن و جو حدود 6.5 میلیون تن است. از این میزان تنها حدود 3.5 میلیون تن جو در داخل کشور تولید می شود و مابقی از طریق واردات تامین می شود.
۸ میلیارد دلار؛ عددی که در سفره ایرانیان حضور دارد
برای درک عمق وابستگی، باید نگاه دقیق تری به ساختار واردات نهاده های دامی انداخت. بر اساس آمار اعلام شده، نیاز سالانه کشور به ذرت حدود 11 تا 12 میلیون تن، کنجاله سویا حدود 4.3 میلیون تن و جو حدود 6.5 میلیون تن است. از این میزان تنها حدود 3.5 میلیون تن جو در داخل کشور تولید می شود و مابقی از طریق واردات تامین می شود. در مجموع از حدود 85 میلیون تن خوراک دام مصرفی در کشور، نزدیک به 18 میلیون تن وارداتی است و به طور مشخص نزدیک به 90 درصد ذرت و حدود 95 درصد کنجاله سویا از خارج از کشور تامین می شود.
این وابستگی فقط یک عدد اقتصادی نیست. هر تن ذرت و هر کیلوگرم آرد وارداتی از خارج، زنجیره کاملی را به بازارهای جهانی و مسیرهای ترانزیت گره می زند: از نوسانات قیمت جهانی غلات گرفته تا خطرات لجستیکی در مبادی شمالی و جنوبی و از فشار بر ذخایر ارزی تا تأثیر مستقیم بر قیمت گوشت، مرغ، تخم مرغ و محصولات لبنی در بازار داخلی. در سال های اخیر خشکسالی و کاهش تولید جو داخلی این وابستگی را تشدید کرده و حاشیه امنیت غذایی کشور را کم کرده است.
با این حال، تصویر کلی از کشاورزی ایران تیره و تار نیست. تولید محصولات کشاورزی از 28 میلیون تن در سال 1357 به 139 میلیون تن در سال 2025 افزایش یافت و ایران در آستانه خودکفایی گندم قرار دارد. به طوری که میزان تولید گندم در سال 1405 حدود 13.5 میلیون تن و نیاز واردات گندم برای سال بازاریابی 2026/27 حدود 3 میلیون تن، یعنی 25 درصد کمتر از میانگین پنج ساله برآورد شده است. گندم نشان می دهد که خودکفایی زمانی قابل دستیابی است که اراده سیاسی و سرمایه گذاری پایدار پشت آن باشد. حال سوال این است: چرا همین الگو برای نهاده های دامی تکرار نمی شود؟
خودکفایی گندم نشان می دهد که خودکفایی زمانی قابل دستیابی است که اراده سیاسی و سرمایه گذاری مستمر پشت آن باشد. حال سوال این است: چرا همین الگو برای نهاده های دامی تکرار نمی شود؟
زیرساختی که یک درصد از بودجه عمرانی را مصرف می کند و کانال های خاکی به جا می گذارد
پاسخ را باید در ساختار تصمیم گیری و اولویت بندی بودجه جستجو کرد. معاون آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی اخیرا اعلام کرده است در حالی که کل اعتبار عمرانی کشور حدود 900 همات است، سهم آب و خاک تنها 9 همات است که معادل یک درصد از کل بودجه عمرانی کشور است. این در حالی است که امروزه آب بزرگترین مشکل کشور و بخش کشاورزی بزرگترین مصرف کننده آن است. نتیجه این عدم تعادل بودجه کندی مزمن پروژههای زیربنایی است: پروژههایی که در دنیا بین ۷ تا ۸ سال به پایان میرسند، گاهی در ایران بین ۳۰ تا ۵۰ سال طول میکشد و نیمی از کانالهای آبیاری کشور هنوز خاکی هستند.
الوندی دقیقا به این نکته اشاره می کند: بسیاری از چالش های تولید در کشور به نبود زیرساخت ها و نبود برنامه های بلندمدت برمی گردد. وی از محدودیت دسترسی فعالان و کارشناسان حوزه کشاورزی به وزیر و مدیران وزارت جهاد کشاورزی می گوید و تاکید می کند که تصمیم گیری در مورد آینده کشاورزی نباید به مدیریت مسائل روزمره محدود شود. این نقد یک نقد ساختاری است: وقتی مدیران مشغول حل بحران های روزانه هستند، طرح هایی که افق 10-20 ساله دارند در صف می مانند.
جدول: شاخص های کلیدی وابستگی به نهاده های دامی ایران (۱۴۰۵)
|
شاخص |
مقدار/تخمین |
|
گردش مالی سالانه واردات نهاده های دامی |
حدود 8 میلیارد دلار |
|
ارزش واردات نهاده های دامی (تخمین دیگر) |
7.5 تا 8 میلیارد دلار |
|
حجم کل نهاده های دامی وارداتی |
حدود 18 میلیون تن |
|
نیاز سالانه به ذرت |
11 تا 12 میلیون تن |
|
نیاز سالانه کنجاله سویا |
حدود 4.3 میلیون تن |
|
نیاز سالانه جو |
حدود 6.5 میلیون تن (3.5 میلیون تن تولید داخلی) |
|
سهم واردات در تامین ذرت |
نزدیک به 90 درصد |
|
سهم واردات در تامین کنجاله سویا |
حدود 95 درصد |
|
سهم آب و خاک از بودجه عمرانی کشور |
حدود 1 درصد (9 از 900) |
منابع: اقتصاد آنلاین، ایانا، وزارت جهاد کشاورزی
دو طرحی که می تواند معادله ارز را معکوس کند
در دل این ساختار کند، دو طرح مشخص وجود دارد که الوندی به عنوان راهکارهای عملیاتی معرفی می کند. طرح اول «چرخه آب شیرین» است. ایده ای که بر استفاده بهینه از ظرفیت های آبی موجود برای تولید علوفه مورد نیاز صنعت دام متمرکز است. اگرچه جزئیات فنی این طرح در گفتگو توضیح داده نشد، اما منطق کلی آن مشخص است: ایران نمی تواند الگوی کشت علوفه پر آب مانند یونجه و ذرت علوفه ای را در سطح وسیع ادامه دهد، اما می تواند با مدیریت هوشمندانه منابع آبی، بخشی از خلاء تولید علوفه را پر کند.
طرح دوم استفاده از گازهای فلر صنایع نفت و پتروشیمی برای تولید محصولات مورد استفاده در زنجیره تامین خوراک دام و طیور است. ایران روزانه حدود 45 میلیون متر مکعب گاز را در فرآیند فلر می سوزاند. این رقم در صورت بازیافت معادل 8 تا 10 درصد مصرف گاز سالانه کشور خواهد بود. تبدیل این گازها به محصولات با ارزش افزوده در زنجیره خوراک دام نه تنها یک ضرورت زیست محیطی است، بلکه می تواند به کاهش فشار بر منابع ارزی کشور کمک کند. الوندی در جای دیگری برآورد کرده است که استفاده اساسی از گازهای فلر در کنار مدیریت و گردش آب شیرین می تواند از برداشت سالانه 10 تا 15 میلیارد دلار ارز برای واردات علوفه دام جلوگیری کند.
بر اساس برآوردهای ارائه شده توسط موافقان، اجرای این دو طرح می تواند وابستگی به واردات نهاده های دامی را به میزان قابل توجهی کاهش داده و آن را به حدود یک سوم سطح فعلی برساند. اگر این هدف محقق شود، به معنای جلوگیری از خروج میلیاردها دلار ارز، کاهش آسیب پذیری زنجیره غذایی در برابر شوک های خارجی و ایجاد درآمدهای جدید از منابعی است که امروزه یا سوزانده شده یا هدر می رود. اما همانطور که خود الوندی تاکید می کند، این برآوردها باید در چارچوب ظرفیت اجرایی، هزینه سرمایه گذاری و میزان واقعی کاهش واردات بررسی شود. نه به عنوان یک وعده قطعی، بلکه به عنوان یک افق قابل ارزیابی.
دو طرح متمایز برای خودکفایی در ورودی ها وجود دارد. اولین طرح گردش آب شیرین است. ایده ای که بر استفاده بهینه از ظرفیت های آبی موجود برای تولید علوفه مورد نیاز صنعت دام متمرکز است. طرح دوم استفاده از گازهای فلر صنایع نفت و پتروشیمی برای تولید محصولات مورد استفاده در زنجیره تامین خوراک دام و طیور است.
چرا طرح های تحول آفرین پشت درهای بسته باقی می مانند؟
الوندی در پاسخ به این سوال که چرا طرح های پیشنهادی با وجود ظرفیت های اعلام شده اجرایی نمی شود، به یک نکته مشترک در تجربه توسعه کشاورزی ایران اشاره می کند و آن نبود عزم برای حمایت از ایده های نو و استفاده از نظرات کارشناسان است. وی می گوید تلاش های زیادی برای دیدار با وزیر جهاد کشاورزی و جلب حمایت های لازم برای اجرای این طرح ها انجام شده اما تاکنون حمایت های مورد انتظار صورت نگرفته است.
این جمله نباید به عنوان یک شکایت فردی خوانده شود. ساختار تصمیمگیری در بخش کشاورزی ایران با یک تناقض اساسی مواجه است: از یک سو، سیاستگذاران بر ضرورت خودکفایی، امنیت غذایی و کاهش وابستگی ارزی تاکید دارند. از سوی دیگر، مکانیسمهای اجرایی برای جذب ایدههای متخصص، ارزیابی سریع فنی-اقتصادی و تامین مالی پروژههای زیربنایی آنقدر کند و متمرکز باقی مانده است که بسیاری از پیشنهادات در همان مرحله اولیه متوقف میشوند. زمانی که ارتباط موثر بین تصمیم گیرندگان و فعالان اقتصادی برقرار نشود، امکان شناسایی دقیق مشکلات و استفاده از راهکارهای عملی نیز کاهش می یابد.
نکته حائز اهمیت این است که این انتقاد، نقد اصل نظام تصمیم گیری نیست، بلکه تاکید بر ضرورت کارآمدی آن است. همان سیستمی که گندم را به مرز خودکفایی رساند و تولیدات کشاورزی را از 28 میلیون تن به 139 میلیون تن رساند، ظرفیت حذف نهاده های دامی را از وابستگی دارد. به شرطی که مکانیسم تصمیم گیری، افق بلندمدت را بر مدیریت روزمره اولویت دهد.
در شرایطی که تحریم ها و محدودیت های بانکی هزینه و ریسک این وابستگی را دو چندان می کند. کاهش این وابستگی به یک سوم نه تنها به معنای صرفه جویی ارزی نیست، بلکه به معنای افزایش تاب آوری اقتصاد ایران در برابر فشارهای خارجی و تقویت پایه تولید داخلی در یکی از حساس ترین زنجیره های غذایی کشور است.
تاثیر بر ایران؛ از وابستگی ارزی گرفته تا مرجعیت غذایی در منطقه
اهمیت این موضوع برای ایران فراتر از یک بیانیه اقتصادی است. کشوری که سالانه 8 میلیارد دلار برای واردات نهاده های دامی هزینه می کند، در واقع بخشی از امنیت غذایی خود را به بازارهای جهانی و مسیرهای ترانزیتی مرتبط می کند. در شرایطی که تحریم ها و محدودیت های بانکی هزینه و ریسک این وابستگی را دو چندان می کند. کاهش این وابستگی به یک سوم نه تنها به معنای صرفه جویی ارزی نیست، بلکه به معنای افزایش تاب آوری اقتصاد ایران در برابر فشارهای خارجی و تقویت پایه تولید داخلی در یکی از حساس ترین زنجیره های غذایی کشور است.
از منظر استراتژیک، تحقق این هدف می تواند ایران را از یک «واردکننده بزرگ نهاده» به «الگوی منطقه ای در بهره برداری از منابع نامتعارف» تبدیل کند. استفاده از گازهای مشعل برای تولید خوراک دام الگویی است که در صورت موفقیت می تواند به سایر زنجیره های ارزش کشاورزی و صنعتی نیز تعمیم یابد و به عنوان دستاورد فنی و اقتصادی ایران در محافل منطقه ای مطرح شود. در عین حال، کاهش وابستگی به واردات ذرت و کنجاله سویا، جایگاه ایران را در مذاکرات تجاری و دیپلماسی کشاورزی تقویت می کند و فضای بیشتری برای مانور برای تامین نیازهای داخلی از محل تولید ملی فراهم می کند.
البته این مسیر بدون هزینه نیست. اجرای پروژه های بازیافت آب شیرین و بهره برداری از گاز مشعل مستلزم سرمایه گذاری اولیه، انتقال فناوری و ایجاد مکانیزم قیمت گذاری شفاف است. تجربه جهانی نشان می دهد که جمع آوری گازهای فلر و تبدیل آنها به محصولات با ارزش افزوده در بسیاری از کشورهای نفت خیز به صنعتی پویا تبدیل شده است. ایران با داشتن ذخایر عظیم گاز و نیروی انسانی متخصص، پتانسیل واقعی برای تکرار این تجربه را دارد. مشروط بر اینکه اراده مدیریتی برای عبور از مرحله «پیشنهاد» به مرحله «اجرا» شکل بگیرد.
















گفتگو در مورد این post