بازار؛ گروه بورس: در هفت ماهه اول سال 1405، بازار سرمایه ایران یکی از پایین ترین دوره های خود را پشت سر گذاشت. شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران از ابتدای سال تا پایان مهر 1405 بازدهی 120 درصدی را به ثبت رساند و شاخص هم وزن با 137 درصد و شاخص کل غیر بورسی با 138 درصد رشد عملکردی حتی قوی تری نسبت به شاخص بازار اصلی از خود نشان دادند. در عین حال ورود 102 هزار میلیارد تومان پول واقعی به بورس در این هفت ماه – که حدود 13 هزار میلیارد تومان آن فقط در مهرماه بوده است – نشان از تغییر رفتار سرمایه گذاران و بازگشت اعتماد به تالار شیشه ای دارد. اما آنچه این تصویر را برای مخاطبان نخبه معنادارتر میکند فقط عملکرد قیمت نیست، بلکه تغییر اساسی در نسبتهای ارزشگذاری است که از زمان انتشار گزارشهای عملکرد تابستان 1405 رخ داده است. نسبت P/E بازار از 10.1 به 7.4 واحد کاهش یافته و نسبت P/S از 2.4 به 1.9 واحد رسیده است. ارقامی که در کنار تورم سالانه 6/73 درصدی معادله سودآوری و ارزش گذاری را بازتعریف می کند.
نسبت قیمت به درآمد بورس تهران از 10.1 واحد به 7.4 واحد و نسبت قیمت به فروش از 2.4 واحد به 1.9 واحد کاهش یافت. کاهشی که نه از افت قیمت، بلکه از رشد درآمد و سود شرکت ها رخ داده و پایدارترین شکل بهبود ارزش گذاری است.
نسبت های ارزش گذاری؛ سقوط P/E به طبقه تاریخی و پیام آن برای سرمایه گذار نخبه
نسبت قیمت به سود (P/E) مهمترین دماسنج ارزش بازار سهام است و کاهش آن از 10.1 واحد به 7.4 واحد در فاصله یکربع زمانی اتفاقی است که در دورههای گذشته بازار سرمایه ایران بیسابقه بوده است. گزارش مدیریت تحقیق، توسعه و معارف اسلامی سازمان بورس نشان می دهد که P/E بازار در تیرماه 1405 به محدوده 6.1 واحد رسیده است. این رقم نسبت به 6.6 واحد تیرماه سال گذشته 0.5 واحد کاهش داشته است و صنایعی مانند استخراج نفت و گاز با نسبت 2.04 واحد، بانک ها با 2.4 واحد و بیمه با 2.9 واحد کمترین نسبت قیمت به درآمد را دارند. برخی برآوردها حتی احتمال شکستن کف 6 واحدی را در صورت انتشار کامل گزارش های فصلی گزارش کرده اند. سناریویی که به این معنی است که بازار به ارزان ترین سطح ارزش گذاری خود در سال های اخیر می رسد. از سوی دیگر نسبت قیمت به فروش (P/S) نیز با انتشار گزارش های فصلی به 1.7 واحد کاهش یافت و حتی در برخی محاسبات تا 1.47 واحد کاهش یافت. نکته کلیدی این است که این کاهش از مسیر کاهش قیمت سهام اتفاق نیفتاده، بلکه از مسیر رشد درآمد و سود شرکت ها بوده است. مکانیزمی که در ادبیات تحلیل بنیادی «ارزشگذاری از طریق رشد مخرج کسر» نامیده میشود و پایدارترین شکل بهبود نسبتهای ارزشگذاری است.
در هفت ماهه اول سال 1405، شاخص کل بورس بازدهی 120 درصدی را به ثبت رساند و شاخص هم وزن با 137 درصد و شاخص فرابورس با 138 درصد عملکرد قوی تری نسبت به شاخص اصلی داشتند. در عین حال 102 هزار میلیارد تومان پول واقعی وارد بورس شده است.
جهش سودآوری؛ زمانی که تورم پایدار به حاشیه سود شرکت ها منتقل می شود
داده های عملکرد فصلی شرکت های بورسی نشان می دهد که سود تابستان 1405 نسبت به میانگین چهار فصل گذشته 37 درصد بیشتر بوده و نسبت به تابستان سال قبل نزدیک به 140 درصد رشد را تجربه کرده است. درآمد تابستان 26 درصد بیشتر از میانگین چهار فصل گذشته و 107 درصد بیشتر از درآمد تابستان 1404 بوده است. این ارقام نشان دهنده یک واقعیت اساسی است: در اقتصاد ایران تورم مستمر باعث می شود ارزش موجودی انبار پایان دوره بسیار بیشتر از ابتدای دوره باشد و در نتیجه سود ناخالص و سود عملیاتی و سود مالی نسبی با حاشیه هزینه های عمومی افزایش یابد. در گزارش های شش ماهه منتهی به شهریور 1405 نمونه های عینی زیادی از این سازوکار وجود دارد. پتروشیمی خارک 8 هزار و 743 میلیارد تومان سود خالص، 1094 درصد جهش سود را به ثبت رسانده و شرکت آهن و فولاد غدیر ایرانیان با رشد 269 درصدی سود خالص از مرز 5.4 درصد عبور کرده است. آنچه این ارقام را برای تحلیل کلان مهم می کند، تداوم انتقال تورم به درآمد شرکت هاست. فرآیندی که حاشیه ها را بالاتر از میانگین های تاریخی نگه می دارد و از نسبت های P/E و P/S به عنوان پشتوانه اساسی تا زمانی که نرخ ارز و تورم با نرخ سالانه حدود 100 درصد حرکت می کند، دفاع می کند.
رمز و راز تورم ۷۳ درصد و نرخ بهره ۲۴ درصد؛ چرا سهام همچنان برنده می شود
آخرین داده های مرکز آمار ایران نشان می دهد که نرخ تورم سالانه در شهریور 1405 به 73.6 درصد و تورم نقطه به نقطه حتی به 89.8 درصد رسیده است. رقمی که در گروه مواد غذایی و آشامیدنی از 108 درصد فراتر رفته است. در بخش سیاست پولی، بانک مرکزی برای چهارمین هفته متوالی نرخ سود بازار بین بانکی را برای جلوگیری از شکلگیری انتظارات تورمی جدید 24 درصد تعیین کرد. این شکاف بین تورم 73 درصد و نرخ سود 24 درصد ظاهراً به نفع سپرده گذاران بانکی نیست، اما برای بازار سهام معنای دیگری دارد: وقتی بازده اسمی دارایی های بدون ریسک در حدود 24 درصد باقی می ماند و تورم روی 73 درصد است، یک سرمایه گذار منطقی به دنبال دارایی هایی با درآمد اسمی متحرک خواهد بود. در سال 1405 بورس اوراق بهادار تهران دقیقاً این کار را انجام داد. رشد 107 درصدی درآمد تابستان نسبت به تابستان قبل عملا تضمین کننده بازده واقعی مثبت برای شرکتهای دارای قدرت قیمتگذاری بود و توضیح میدهد که چرا 102 هزار میلیارد تومان پول واقعی در هفت ماه به این بازار سرازیر شده است. جدول زیر تصویر بزرگ این معادله را نشان می دهد.
|
شاخص کلان |
آخرین رقم (اکتبر/سپتامبر ۱۴۰۵) |
پیامدها برای بازار سهام |
|
تورم سالانه |
73.6 درصد |
افزایش درآمد اسمی و مانده در پایان دوره |
|
تورم نقطه به نقطه |
89.8 درصد |
تسریع انتظارات تورمی |
|
نرخ سود بین بانکی |
24% (سقف راهرو) |
کنترل نقدینگی و هدایت به سمت دارایی های مولد |
|
بازده کل شاخص (از ابتدای سال) |
120 درصد |
پیشتاز سهام در مقایسه با سایر بازارها |
|
ورود پول واقعی (7 ماه) |
102 هزار میلیارد تومان |
تغییر رفتار سرمایه گذاران به نفع سهام |
تورم سالانه 73.6 درصد و نرخ بهره بین بانکی 24 درصد شکافی ایجاد کرده است که سرمایه گذار منطقی را به سمت جابجایی دارایی های درآمد اسمی سوق می دهد. در سال 1405 بورس اوراق بهادار تهران دقیقاً این کار را انجام داد.
نرخ ارز توافقی ۱۸۵ هزار تومان؛ یک لنگر اسمی که درآمدها را دوباره تعریف می کند
نرخ توافقی مبادله در صرافی ایران در مهر ماه 1405 در محدوده 185 هزار تومان بوده که حدود 50 درصد بیشتر از میانگین چهار فصل گذشته بوده و با شیب سالانه نزدیک به 100 درصد حرکت می کند. این متغیر به دو صورت برای بورس کار می کند: اول اینکه شرکت های صادرات محور – به ویژه در صنایع پتروشیمی، فلزی و معدنی – درآمد ارزی خود را با نرخ بالاتری به ریال تبدیل می کنند و حاشیه سود ریالی آنها به طور خودکار افزایش می یابد. دوم، انتظارات تورمی ناشی از رشد نرخ ارز باعث افزایش تقاضا برای دارایی های واقعی مانند سهام می شود. تجربه هفت ماهه اول سال 1405 نشان می دهد که تا زمانی که این شیب حفظ شود، بورس ضرر نخواهد کرد. زیرا هم کانال درآمدی شرکت ها فعال است و هم انگیزه پناه بردن به دارایی های مولد وجود دارد. نقطه بحرانی جایی است که رشد نرخ ارز و تورم به درآمد شرکت ها منتقل نمی شود یا انتقال آن با وقفه سه ماهه مواجه می شود. در چنین حالتی اثر مثبت موجودی مواد بر سود متوقف می شود و حاشیه سود به میانگین سال های گذشته باز می گردد. اما در اکتبر 1405، شواهد موجود – از جمله رشد 14 درصدی شاخص کل در همان ماه و ثبت سومین ماه متوالی بازده مثبت – نشان می دهد که این زنجیره انتقال همچنان فعال است.
نرخ توافقی 185 هزار تومان با شیب سالانه 100 درصد کانال درآمدی صادرات محور را فعال نگه داشته و انگیزه پناه بردن به سهام را تقویت کرده است. ترکیبی که تا زمانی که تورم به درآمد شرکت ها منتقل شود، بورس را برنده معادله سرمایه گذاری در اقتصاد ایران خواهد کرد.
تاثیر بر ایران؛ بورس به عنوان ابزاری ملی برای مهار تورم و افزایش تولید
آنچه معادله ارزش گذاری بورس تهران را فراتر از یک تحلیل صرفا فنی می کند، ارتباط آن با استراتژی اقتصاد کلان ایران است. در شرایطی که دشمنان با تحریم و فشار حداکثری سعی دارند جلوی رشد اقتصادی کشور را بگیرند، بازار سرمایه به یکی از سنگرهای مقاومت اقتصادی تبدیل شده است. نسبت P/E حدود 6 واحد و P/S نزدیک به 1.7 واحد است، در حالی که تورم سالانه بالای 70 درصد است و نرخ ارز توافقی با شیب 100 درصدی در حال حرکت است، یعنی بورس تهران حباب نیست، بلکه لنگری واقعی برای جذب نقدینگی سرگردان و هدایت آن به سمت تولید و اشتغال است. ورود 102 هزار میلیارد تومان پول واقعی در هفت ماهه عملا نشان می دهد سرمایه گذاران ایرانی دریافته اند که در جنگ اقتصادی، سهام شرکت های تولیدی و صادراتی امن ترین پناهگاه برای حفظ ارزش دارایی های آنهاست. تثبیت نرخ سود بین بانکی در 24 درصد اگرچه هزینه تامین مالی شرکت ها را بالا می برد، اما از منظر کلان از شکل گیری حباب های سفته بازی در بازارهای موازی جلوگیری می کند و نقدینگی را به سمت بازار مولد سوق می دهد. در این چارچوب، بورس اوراق بهادار تهران در سال 1405 تنها یک بازار مالی نیست، بلکه ابزاری برای مهار تورم، جذب نقدینگی و تقویت تاب آوری اقتصاد ملی در برابر فشارهای خارجی است. ابزاری که با نسبت های ارزش گذاری فعلی همچنان ظرفیت رشد و تعمیق را دارد و می تواند به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد مقاومتی در سال های آینده تثبیت شود.

















گفتگو در مورد این post