وقتی نام یک مدیر، بنیان گذار یا برند در گوگل جستجو می شود، نتیجه فقط یک فهرست از لینک ها نیست. کاربر معمولا مجموعه ای از اطلاعات را کنار هم می بیند و بر اساس همان تصویر اولیه تصمیم می گیرد که این شخص یا مجموعه تا چه اندازه قابل شناسایی، منظم و حرفه ای به نظر می رسد. وب سایت رسمی، پروفایل های شبکه های اجتماعی، خبرها، مصاحبه ها، صفحات معرفی و حتی نحوه نمایش نام و اطلاعات پایه می توانند در شکل گیری همین برداشت اولیه نقش داشته باشند.
برای بعضی مدیران، نام شخصی آن ها بخش مهمی از هویت کسب و کار است. ممکن است مشتریان نام مدیرعامل را جستجو کنند تا درباره سابقه او اطلاعات بیشتری پیدا کنند، سرمایه گذار بخواهد ارتباط میان فرد و شرکت را بررسی کند یا یک رسانه بخواهد مطمئن شود عنوان شغلی و سمت او به درستی ثبت شده است. در چنین شرایطی، پراکندگی یا تناقض اطلاعات می تواند بیشتر از آنچه تصور می شود روی نحوه دیده شدن فرد و برند اثر بگذارد.
مسئله فقط این نیست که چه تعداد نتیجه برای یک نام وجود دارد. ممکن است نام یک مدیر در ده ها صفحه دیده شود، اما اگر بخشی از آن صفحات اطلاعات قدیمی داشته باشند، بعضی منابع سمت متفاوتی درج کرده باشند و سایت رسمی نیز توضیح روشنی درباره نقش فعلی فرد ارائه ندهد، تعداد زیاد نتایج لزوما به معنی حضور حرفه ای تر نیست. چیزی که اهمیت دارد، انسجام اطلاعات و قابل فهم بودن رابطه میان فرد، شرکت و سایر منابع معتبر است.
در این میان، Google Knowledge Panel می تواند یکی از بخش هایی باشد که اطلاعات مربوط به یک شخص یا سازمان را در قالبی منظم تر نمایش دهد. این پنل به خودی خود جایگزین سابقه حرفه ای، رسانه ها یا وب سایت رسمی نیست، اما می تواند بخشی از تصویری باشد که گوگل از یک موجودیت شناخته شده در نتایج جستجو ارائه می کند. ارزش اصلی آن زمانی بیشتر مشخص می شود که اطلاعات نمایش داده شده با سایر منابع رسمی و قابل بررسی هماهنگ باشند.
برای مثال، اگر مدیر یک شرکت در وب سایت رسمی با یک نام کامل معرفی شده باشد اما در منابع رسانه ای از شکل دیگری از نام او استفاده شود، ممکن است تشخیص ارتباط میان این منابع دشوارتر شود. همین موضوع درباره نام برند نیز صدق می کند. یک شرکت می تواند نام ثبتی، نام تجاری و نام انگلیسی متفاوتی داشته باشد، اما اگر این ارتباط ها به درستی در منابع رسمی توضیح داده نشده باشند، کاربر ممکن است تصور کند با چند مجموعه متفاوت روبه رو است.
به همین دلیل، مدیریت هویت دیجیتال در گوگل بیشتر از آنکه به یک صفحه یا یک پنل محدود باشد، به هماهنگی تمام نقاطی مربوط می شود که نام شخص یا برند در آن ها دیده می شود. وب سایت رسمی باید اطلاعات پایه را به شکل روشن ارائه کند، صفحات معرفی مدیران باید به روز باشند، شبکه های اجتماعی باید با نام و هویت درست فعالیت کنند و محتوای رسانه ای نیز تا حد امکان با اطلاعات رسمی تضاد نداشته باشد.
این هماهنگی برای مدیرانی که نام آن ها مستقیما با برند گره خورده اهمیت بیشتری دارد. در بعضی کسب و کارها، مشتریان ابتدا نام شرکت را می شناسند و مدیر نقش کم رنگ تری در معرفی عمومی دارد. در برخی دیگر، شخص بنیان گذار یا مدیرعامل بخش مهمی از شهرت مجموعه است و نام او در کنار نام برند جستجو می شود. در چنین شرایطی، هر اختلاف کوچک در معرفی سمت، نام یا ارتباط سازمانی می تواند روی تصویری که در نتایج جستجو شکل می گیرد اثر بگذارد.
یکی از موضوعاتی که معمولا دیر مورد توجه قرار می گیرد، اطلاعات قدیمی است. تغییر سمت مدیر، خروج از یک شرکت، راه اندازی برند جدید یا ادغام دو مجموعه می تواند باعث شود اطلاعات قبلی برای مدت طولانی در وب باقی بمانند. این موضوع طبیعی است، اما منابع رسمی باید بتوانند وضعیت فعلی را به اندازه کافی روشن کنند تا کاربر بتواند میان سابقه گذشته و موقعیت فعلی تفاوت قائل شود.
در چنین شرایطی، فقط انتشار محتوای جدید راه حل مناسبی نیست. اگر یک برند برای پوشاندن اطلاعات پراکنده، بدون برنامه شروع به انتشار صفحات تازه کند، ممکن است حجم داده ها بیشتر شود اما تناقض ها همچنان باقی بمانند. بهتر است ابتدا مشخص شود چه اطلاعاتی در وب وجود دارد، کدام منابع قابل اعتمادتر هستند و در چه نقاطی اختلاف یا ابهام دیده می شود.
اسکیما مارکاپ نیز در همین بخش می تواند نقش فنی داشته باشد. داده های ساختاریافته به موتورهای جستجو کمک می کنند نوع یک صفحه و رابطه میان موجودیت های مختلف را بهتر درک کنند. برای مثال، اگر صفحه ای مربوط به یک شخص است، می توان ارتباط او با شرکت، سمت فعلی و پروفایل های رسمی را به شکل ساختاریافته مشخص کرد. اگر صفحه مربوط به یک سازمان است، نام رسمی، لوگو، وب سایت، بنیان گذاران و سایر اطلاعات سازمانی می توانند به شکل دقیق تری تعریف شوند.
البته استفاده از اسکیما زمانی ارزشمندتر است که اطلاعات واقعی سایت نیز منظم باشد. اگر صفحه درباره مدیر اطلاعات اشتباه داشته باشد یا نام برند در بخش های مختلف سایت به شکل های متفاوت نوشته شده باشد، اضافه کردن کدهای ساختاری نمی تواند این مشکل را به تنهایی حل کند. ساختار فنی باید بازتاب دهنده اطلاعات صحیح باشد، نه جایگزین آن ها.
موضوع دیگر، تفاوت میان حضور در گوگل و اعتبار واقعی است. ممکن است یک شخص یا برند به دلیل فعالیت رسانه ای گسترده در نتایج زیادی دیده شود، اما این موضوع به تنهایی تضمین کننده اعتبار نیست. اعتبار زمانی معنا پیدا می کند که اطلاعات قابل بررسی، سابقه روشن، منابع معتبر و هویت منسجم در کنار یکدیگر قرار بگیرند. به همین دلیل، اعتبار دیجیتال در گوگل را نمی توان فقط با تعداد لینک ها یا ظاهر یک پنل سنجید.
برای مدیران و برندها، مهم است که اطلاعاتی که درباره آن ها در وب دیده می شود قابل تایید باشد. اگر یک سمت شغلی، سابقه همکاری یا ارتباط سازمانی فقط در یک صفحه ناشناخته ذکر شده باشد و هیچ منبع رسمی دیگری آن را تایید نکند، ارزش آن با اطلاعاتی که در وب سایت رسمی، رسانه معتبر یا منابع شناخته شده منتشر شده متفاوت است. این تفاوت در مدیریت هویت دیجیتال اهمیت زیادی دارد.
آژانس سی پرشین در پروژه های مربوط به Google Knowledge Panel و هویت دیجیتال، بخش مهمی از کار را به بررسی همین ساختار اطلاعات اختصاص می دهد. در چنین پروژه هایی، فقط وجود یا نبود یک پنل بررسی نمی شود، بلکه وضعیت نام شخص یا برند، منابعی که به آن اشاره می کنند، نحوه معرفی مدیران و ارتباط میان سایت رسمی و سایر صفحات نیز مورد توجه قرار می گیرد.
برای بعضی مدیران، ممکن است مشکل اصلی این باشد که نام آن ها با افراد هم نام اشتباه گرفته شود. در برخی موارد نیز ممکن است شرکت با نامی فعالیت کند که چند مجموعه دیگر از آن استفاده می کنند. در چنین موقعیت هایی، اطلاعات متمایز کننده مانند حوزه فعالیت، سمت، شرکت مرتبط و منابع رسمی اهمیت بیشتری پیدا می کنند، زیرا به روشن شدن هویت مورد نظر کمک می کنند.
شبکه های اجتماعی نیز بخشی از این تصویر هستند، اما نباید تنها منبع تعریف هویت باشند. حساب های اجتماعی ممکن است تغییر کنند، غیرفعال شوند یا حتی نام کاربری آن ها عوض شود. به همین دلیل، وب سایت رسمی و منابع پایدارتر همچنان نقش مهمی در معرفی هویت شخص و برند دارند.
برای مدیرانی که در چند پروژه یا چند شرکت فعالیت داشته اند، موضوع پیچیده تر می شود. ممکن است فردی در گذشته بنیان گذار یک مجموعه بوده باشد و اکنون مدیر شرکت دیگری باشد. اگر منابع مختلف بدون توجه به زمان، همه سمت ها را به صورت همزمان نمایش دهند، تصویر نادرستی از وضعیت فعلی شکل می گیرد. تفکیک سابقه حرفه ای از موقعیت فعلی می تواند از این ابهام جلوگیری کند.
همین مسئله برای برندهایی که ری برند شده اند نیز وجود دارد. نام جدید ممکن است در سایت و شبکه های اجتماعی به روز شده باشد، اما بسیاری از صفحات قدیمی هنوز از نام قبلی استفاده کنند. در چنین شرایطی، بهتر است رابطه میان نام قبلی و جدید در منابع رسمی قابل فهم باشد تا سابقه دیجیتال شرکت به دو بخش جدا از هم تقسیم نشود.
در نهایت، وقتی نام یک مدیر یا برند در گوگل جستجو می شود، هیچ عنصر واحدی به تنهایی تصویر نهایی را نمی سازد. وب سایت، رسانه ها، شبکه های اجتماعی، داده های ساختاریافته، اطلاعات سازمانی و نتایج جستجو در کنار یکدیگر برداشت کلی را شکل می دهند. اگر این بخش ها هماهنگ باشند، کاربر سریع تر می تواند بفهمد با چه فرد یا مجموعه ای روبه رو است و کدام اطلاعات به عنوان مرجع رسمی قابل اعتمادتر هستند.















گفتگو در مورد این post