بر اساس گزارش بازار از وزارت نفت، اداره کل امور اوپک، مجامع و سازمانهای بینالمللی این وزارتخانه اعلام کرد: در هفته منتهی به ۲۰ شهریورماه ۱۳۹۵ قیمت شاخصهای اصلی نفت افزایش چشمگیری داشت. میانگین هفتگی قیمت نفت برنت به 101 دلار و 67 سنت در هر بشکه رسید که نسبت به هفته قبل 7 دلار و 16 سنت معادل 7.58 درصد افزایش یافت. میانگین قیمت شاخص جنگ جهانی اول 98 دلار و 2 سنت بود که 8 دلار و 6 سنت معادل 8.96 درصد افزایش نشان داد.
در همین مدت متوسط قیمت سبد نفتی اوپک به ۱۱۰ دلار و ۴۶ سنت رسید و ۱۴ دلار و ۱۱ سنت معادل ۱۴.۶۴ درصد نسبت به هفته قبل افزایش یافت.
روند روزانه نیز تشدید افزایش فشار را نشان داد. قیمت برنت از 97 دلار در 7 سپتامبر به 107.63 دلار در 10 سپتامبر رسید و در 11 سپتامبر در 104.61 دلار بسته شد. به این ترتیب بازار در فاصله کوتاهی از منطقه زیر 100 دلار وارد منطقه بالای 100 دلار شد.
ریسک حمل و نقل جایگزین خطر کمبود تولید شد
مهمترین عامل تأثیرگذار بر بازار، تحولات امنیتی پیرامون تنگه هرمز و مسیرهای انتقال نفت بود و بر اساس گزارش ها، تشدید حملات نظامی و حملات به نفتکش ها در کنار ایجاد محدودیت های دریایی، جریان عادی تجارت نفت را مختل کرده است.
در چنین شرایطی موضوع اصلی بازار نه تنها میزان تولید نفت، بلکه امنیت انتقال بشکه های تولیدی به بازارهای مصرف است. حملات به پالایشگاه جیزان در جنوب عربستان سعودی و بسته شدن خط لوله نفت شرق به غرب عربستان نیز نگرانی ها در مورد امنیت زیرساخت های صادراتی را افزایش داده است.
این پیشرفت از یک جهت اهمیت ویژه ای دارد: وقتی مسیرهای حمل و نقل ناامن می شوند، حتی نفت در میدان تولید لزوماً به سرعت به بازار مصرف نمی رسد. در نتیجه، جغرافیای عرضه می تواند به اندازه کیفیت نفت خام در تعیین قیمت اهمیت پیدا کند. در شرایط کنونی «جغرافیا» به عنوان یکی از عوامل مهم در ایجاد اختلاف قیمت بین نفت خام جایگزین کیفیت شده است.
حاشیه امن بازار محدودتر شده است
در کنار ریسک های حمل و نقل، وضعیت ذخایر نفت آمریکا نیز یکی از متغیرهای مهم بازار است. بر اساس اطلاعات منتشر شده در هفته منتهی به 4 سپتامبر، ذخایر نفت خام تجاری آمریکا با 390 هزار بشکه کاهش به 424 میلیون و 100 هزار بشکه رسید.
در مقابل، ذخیره سازی بنزین با 1.27 میلیون بشکه افزایش به 206.9 میلیون بشکه رسید. ذخیره سازی محصولات واسطه تقطیر نیز با افزایش 2 میلیون و 90 هزار بشکه ای به 106 میلیون و 300 هزار بشکه رسید.
مهمتر از آن، حجم کم ذخیرهسازی استراتژیک نفت آمریکا یکی از عواملی است که آسیبپذیری بازار را در برابر شوکهای عرضه افزایش میدهد. در چنین شرایطی هرگونه اختلال فیزیکی در تولید یا حمل و نقل نفت می تواند تاثیر بیشتری بر انتظارات بازار داشته باشد.
آمریکا و اروپا در مسیری متفاوت از آسیا قرار دارند
بازار پالایشگاهی نیز در هفته منتهی به 11 سپتامبر 2026 در مناطق مختلف عملکرد یکسانی نداشت. حاشیه سود پالایشگاهی در آمریکا با 2 دلار و 23 سنت افزایش به 62 دلار و 60 سنت در هر بشکه رسید.
با این حال، در اروپا، حاشیه های پالایشی با 12.32 دلار کاهش به 44.29 دلار رسید. بازار آسیا شرایط سخت تری داشت و حاشیه سود پالایشگاه با 11 دلار و 91 سنت کاهش به منفی 59 سنت در هر بشکه رسید.
این تفاوت منطقه ای نشان می دهد که فشار در بازار نفت خام لزوماً به یکسان شدن شرایط در بازار محصول منجر نشده است و ساختار عرضه، تقاضا و هزینه های پالایش همچنان نقش تعیین کننده ای دارد.
کمبود ساختاری دیزل تا سال 2027 ادامه دارد
یکی از مهمترین محورها تداوم کمبود ساختاری گازوئیل در بازار جهانی است. بر اساس این گزارش، شرایط اضطراری در بازار محصولات واسطه تقطیر می تواند تا سه ماهه دوم سال 2027 ادامه داشته باشد. گازوئیل در شرایط فعلی به یکی از محرک های مهم بازار محصولات تبدیل شده است. در ماه اوت، کراک بنزین در سواحل خلیج آمریکا به بالاترین حد خود یعنی 102 دلار در هر بشکه رسید. رقمی که شدت فشار را در بازار عرقیات میانی نشان می دهد.
در سمت تقاضا، چین تصویر پیچیده تری ارائه می دهد. از سوی دیگر، افزایش واردات نفت این کشور یکی از عوامل حمایت کننده قیمت ها در هفته منتهی به ۲۰ شهریورماه ۱۳۹۵ بوده است. از سوی دیگر بازار سوخت جاده ای چین با تغییر ساختاری مواجه است.
بر اساس گزارش موسسه کپلر، فناوریهای جدید تقاضای سوخت جادهای چین را در مجموع 1.3 میلیون بشکه در روز در سال 2026 کاهش خواهند داد. این کاهش هم نتیجه شوک قیمت سوخت و هم تسریع استفاده از فناوریهای جایگزین، بهویژه خودروهای الکتریکی و گاز طبیعی مایع (LNG) است.
این تغییر فقط یک افت موقت ناشی از افزایش قیمت نفت نیست. بلکه بخشی از آن به تغییرات ساختاری در الگوی مصرف مربوط می شود. بنابراین، حتی در صورت عادی شدن قیمت نفت، ممکن است بخشی از تقاضای از دست رفته در سالهای آینده باز نگردد.
کامیون های الکتریکی و LNG بر مصرف گازوئیل فشار وارد می کنند
تحولات بخش حمل و نقل سنگین چین نیز همین روند را تایید می کند. اگرچه فعالیت حمل و نقل جاده ای در هفت ماهه اول سال رشد داشته است، اما مصرف گازوئیل کاهش یافته است. نشانه ای از تضعیف رابطه سنتی بین رشد فعالیت حمل و نقل و رشد مصرف سوخت.
گسترش کامیون های برقی و گاز طبیعی مایع نقش مهمی در این فرآیند ایفا می کند. در نتیجه، بخش حملونقل چین میتواند تقاضای کمتری برای فرآوردههای نفتی حتی در شرایط رشد فعالیت اقتصادی ایجاد کند.
این توسعه برای بازار جهانی نفت بسیار مهم است. زیرا چین یکی از مراکز مهم رشد تقاضای نفت در جهان بوده است. اگر بخشی از کاهش مصرف در این کشور ساختاری و پایدار باشد، تولیدکنندگان و پالایشگاهها باید در ارزیابی آینده بازار نفت علاوه بر قیمت و عرضه، تغییراتی را در فناوری حملونقل نیز مدنظر قرار دهند.
بازار نفت در دو جهت متفاوت حرکت می کند
تصویر کلی بازار نفت در پایان هفته منتهی به 20 شهریور، ترکیبی از فشارهای کوتاه مدت و تغییرات بلندمدت بود. در کوتاه مدت، امنیت مسیرهای صادراتی، تنگه هرمز، حمله به نفتکش ها و زیرساخت های انرژی و شرایط ذخیره سازی مهم ترین عوامل تعیین کننده قیمت هستند.
از سوی دیگر، در سمت تقاضا، تحولات چین پیام دیگری دارد. گسترش خودروهای برقی، کامیون های برقی و گاز طبیعی مایع نشان می دهد که بخشی از تقاضا برای نفت در حال تغییر ساختاری است و این تغییر می تواند تاثیر خود را بر بازار جهانی در سال های آینده عمیق تر کند.
به این ترتیب بازار نفت در نقطه مذکور بین دو نیروی متضاد قرار می گیرد: ریسک ژئوپلیتیکی در کوتاه مدت قیمت ها را افزایش می دهد، اما تحولات تکنولوژیکی و تغییر الگوی مصرف ظرفیت رشد تقاضا را در بلندمدت محدود می کند. این دوگانگی مسیر بازار نفت را در ماه های آینده پیچیده تر از یک رابطه ساده بین عرضه و تقاضا خواهد کرد.















گفتگو در مورد این post