بازار؛ گروه راه و مسکن: ایران کم کم وارد دوره ای می شود که دیگر نمی توان پیر شدن جمعیت را موضوعی در آینده دانست. آمارهای رسمی نشان می دهد که سهم سالمندان از جمعیت کشور در سال های اخیر رو به افزایش بوده و در عین حال کاهش نرخ زاد و ولد و کوچک شدن خانواده ها تغییر ساختار سنی کشور را سرعت بخشیده است. تحولی که اگرچه نتیجه افزایش امید به زندگی و بهبود وضعیت سلامت است، اما در صورت عدم برنامه ریزی صحیح می تواند با چالش های جدی در نظام سلامت، صندوق های بازنشستگی، بازار کار و حتی روابط بین نسل ها مواجه شود. مشکل فقط افزایش تعداد سالمندان نیست. مشکل تغییر چهره جامعه است.
بررسی آمارهای منتشر شده در سال های اخیر نشان می دهد که جمعیت سالمندان ایران با سرعت قابل توجهی در حال افزایش است. بر اساس اطلاعات منتشر شده در مورد سال 1400، جمعیت افراد 60 سال به بالا حدود 8 میلیون و 860 هزار نفر برآورد شده است که معادل حدود 10.4 درصد از جمعیت کشور بوده است. این رقم در سال های بعد افزایش یافت و در سال 1404 گزارش های رسمی سهم جمعیت سالمند را حدود 12 درصد اعلام کردند.
اکنون حدود 14 درصد از جمعیت ایران بالای 60 سال هستند و کشور عملا وارد مرحله سالمندی شده است. به این ترتیب در فاصله حدود پنج سال، سهم جمعیت بالای 60 سال از حدود 10.4 درصد به حدود 14 درصد افزایش یافته است.
در آخرین گزارش منتشر شده در سال 1405، تصویر حتی واضح تر است. به گفته مسئولان، اکنون حدود 14 درصد جمعیت ایران بالای 60 سال هستند و کشور عملا وارد مرحله سالمندی شده است. به این ترتیب در فاصله حدود پنج سال، سهم جمعیت بالای 60 سال از حدود 10.4 درصد به حدود 14 درصد افزایش یافته است. البته لازم به ذکر است که برخی گزارش های آماری بر اساس 65 سال به بالا منتشر می شود و این اختلاف سنی باعث می شود که تعداد گزارش های مختلف یکسان نباشد.
در صورت تداوم تمرکز سیاست های ساخت و ساز بر تامین واحدهای مسکونی برای خانواده ها با مدل سنتی، شکاف بین عرضه مسکن و تقاضای واقعی جامعه افزایش می یابد.
بازار مسکن ایران در سال های آینده با نیازهای متفاوتی نسبت به گذشته مواجه خواهد شد. کاهش رشد جمعیت، کوچک شدن خانوار، افزایش خانوارهای تک نفره، تجرد دائم، طلاق و رشد جمعیت سالمندان ساختار تقاضای مسکن را تغییر داده است. این تحولات به این معناست که سیاست مسکن دیگر نمی تواند تنها بر اساس الگوی سنتی خانواده ایرانی و نیازهای آن باشد.
حسین ایمانی جاجرمی، رئیس مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران با اشاره به اینکه تغییرات جمعیتی چهره تقاضای مسکن در ایران را تغییر داده است، اظهار داشت: کوچکتر شدن خانوارها و افزایش جمعیتی که تنها زندگی میکنند، باعث شده دیگر نیاز به مسکن با معیارهای سنتی خانواده ایرانی قابل توضیح نباشد.
وی با اشاره به کاهش رشد جمعیت در ایران و همین تغییرات جمعیتی و اجتماعی، معتقد است که سیاست گذار باید در تعریف نیاز مسکن بازنگری کند.
ایمانی جاجرمی گفت: سیاست مسکن نمی تواند بر اساس تصویر قدیمی از خانواده ایرانی ادامه یابد، زیرا همزمان با کاهش رشد جمعیت، تعداد خانوارها نیز در حال کوچک شدن است و الگوهای جدیدی از زندگی در جامعه شکل گرفته است.
وی با اشاره به افزایش خانوارهای تک نفره افزود: افزایش تعداد افراد تنها یکی از مهم ترین تغییرات در ساختار خانوار ایرانی است و سیاست مسکن باید این تغییر را در برآورد نیازهای واقعی جامعه لحاظ کند.
این جامعه شناس درباره تاثیر تجرد دائم و افزایش طلاق بر الگوی تقاضای مسکن توضیح داد: تجرد دائم و طلاق نیز منجر به افزایش تعداد خانوارهای کوچک و مستقل شده است و همین موضوع باعث می شود که تعریف متقاضی مسکن بر اساس الگوی ثابت خانوار دیگر با واقعیت اجتماعی ایران سازگار نباشد.
جامعه ایران به سرعت به سمت سالمندی پیش می رود و افزایش جمعیت سالمند نیز عامل دیگری است که باید در برنامه ریزی مسکن مورد توجه قرار گیرد.
ایمانی جاجرمی با اشاره به روند سالمندی جمعیت ایران تاکید کرد: جامعه ایران به سرعت به سمت سالمندی پیش می رود و افزایش جمعیت سالمند نیز عامل دیگری است که باید در برنامه ریزی مسکن مورد توجه قرار گیرد.
این کارشناس مسکن و شهرسازی درباره رابطه سالمندی جمعیت با نیاز مسکن گفت: بخشی از جمعیت سالمند متناسب با شرایط سنی خود در سال های آینده به مسکن مستقل و مسکن نیاز خواهند داشت. بنابراین سیاست مسکن باید نیازهای این گروه جمعیتی را در محاسبات خود لحاظ کند.
وی با تاکید بر تفاوت نیاز خانوارهای کوچک با سالمندان و خانواده های سنتی، گفت: تغییرات جمعیتی نه تنها تعداد متقاضیان مسکن را تغییر می دهد، بلکه بر نوع، متراژ و موقعیت واحدهای مسکونی مورد نیاز جامعه نیز تاثیر می گذارد.
در صورت تداوم تمرکز سیاست های ساخت و ساز بر تامین واحدهای مسکونی برای خانواده ها با الگوی سنتی، شکاف بین عرضه مسکن و تقاضای واقعی جامعه افزایش می یابد.
ایمانی جاجرمی درباره پیامدهای تداوم سیاست های فعلی ساخت و ساز مسکن گفت: در صورت ادامه سیاست های ساخت و ساز بر تامین واحدهای مسکونی برای خانواده ها با الگوی سنتی، شکاف بین عرضه مسکن و تقاضای واقعی جامعه می تواند افزایش یابد.
وی در تشریح این فاصله بین عرضه و تقاضا افزود: افزایش تعداد واحدهای مسکونی به تنهایی به معنای پاسخگویی به نیاز جامعه نیست زیرا واحدهای ساخته شده باید از نظر متراژ، نوع، موقعیت و نحوه دسترسی با ویژگی های جمعیتی و اجتماعی متقاضیان مطابقت داشته باشد.
این کارشناس مسکن و شهرسازی با اشاره به تغییر ساختار خانوار تاکید کرد: در جامعه ای که سهم خانوارهای کوچک و افراد تنها زندگی می کنند، نمی توان تمام تقاضای مسکن را با معیارهای مربوط به خانواده های پرجمعیت و الگوهای سنتی خانوار تبیین کرد.
ایمانی جاجرمی درباره لزوم تغییر نگاه سیاستگذار به موضوع مسکن گفت: تغییرات جمعیتی را نباید تنها به عنوان یک موضوع آماری در برنامه های مسکن دید، بلکه ساختار جمعیتی یکی از متغیرهایی است که نوع تقاضا و آینده بازار مسکن را تعیین می کند.
وی در تشریح نقش تغییرات جمعیتی در برنامه ریزی مسکن گفت: قبل از تعیین میزان ساخت و ساز باید مشخص شود که چه نوع مسکنی، چه متراژی، در چه مناطقی و چگونه می توان به آن دسترسی داشت.
این جامعه شناس با تاکید بر ضرورت بازنگری در سیاست مسکن افزود: اگر سیاست گذار برای خانوارهایی که سهم آنها در ساختار اجتماعی کاهش یافته و نیاز خانوارهای جدید را نادیده بگیرد، برنامه ریزی کند، حتی افزایش عرضه مسکن لزوماً به معنای تامین مسکن مورد نیاز جامعه نخواهد بود.
ایمانی جاجرمی در جمع بندی نگاه خود به آینده بازار مسکن اظهار کرد: تغییر بعد خانوار، افزایش تک نفره زندگی و رشد جمعیت سالمند، سیاست مسکن را با ضرورتی جدید مواجه کرده است. قبل از تصمیم گیری در مورد میزان ساخت مسکن، سیاست گذار باید تغییرات ساختار خانوار و نیازهای مختلف گروه های جمعیتی را در طراحی سیاست های خود در نظر بگیرد.
حدود 14 درصد از جمعیت ایران بالای 60 سال هستند و کشور عملا وارد مرحله سالمندی شده است. به نظر می رسد دولت باید تغییرات اساسی در تولید مسکن و تقاضای مسکن ایجاد کند.
















گفتگو در مورد این post